گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

زندگینامه

آشنايي با فرهنگ و تربيت اسلامي از دوران کودکي

خانواده مرحوم حاج ملاحاجي کواکبيان از جمله خانواده هاي متدين محله جهاديه شهر سمنان ، پس از احمد و محمود و ابوالقاسم و محمد، نام "مصطفي" را براي پنجمين فرزند پسر خود در اسفند ماه سال ۱۳۴۱ برگزيد و بدين گونه فضاي مذهبي خانواده مذکور، از همان دوران کودکي "مصطفي" را به فرهنگ اسلامي علاقه مند و آشنا ساخت.
مصطفي دوره ابتدايي را در دبستان بوعلي سينا و مقطع راهنمايي را در مدرسه آيت الله کاشاني گذراند و ديپلم رياضي فيزيک خود را در سال ۱۳۵۹ در دبيرستان دکتر شريعتي سمنان اخذ نمود.
وي در سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و هم اکنون صاحب دو فرزند به نام هاي فاطمه و مجيد است: فاطمه دانشجوي رشته ژنتيک و مجيد دانش آموز کلاس سوم راهنمايي مي باشد.

از تأسيس گروه دارالخمينيون تا مسووليت حزب جمهوري اسلامي استان سمنان

پرورش در خانواده مذهبي و کارگري مصطفي کواکبيان را به همراهي با مردم حق طلب آن روزگار در رويارويي با رژيم ستمشاهي فراخواند و علي رغم کمي سن در بسياري از حرکت هاي انقلابي نقش موثري ايفا نمود و هدايت و تنظيم شعارهاي انقلابي مردم را در اکثر تظاهرات ضد استبدادي شهر سمنان بر عهده داشت.


او قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ۳ بار توسط عمال رژيم مستبد شاهنشاهي بازداشت شد و مورد ضرب و شتم زيادي قرار گرفت که البته به دليل کمي سن پرونده وي به دادگاه اطفال منتقل گرديده و مختومه اعلام گرديد.


مصطفي کواکبيان پس از پيروزي شکوهمند ملت غيور ايران بر حکومت جبار پهلوي همگام با مردم انقلابي به عنوان مسوول انجمن اسلامي دبيرستان دکتر شريعتي سمنان، در راه تثبيت انقلاب و نظام اسلامي گام برداشت کما اينکه تأسيس تشکيلات "الخمينيون" که بسياري از اعضاي هسته اوليه آن به مقام رفيع شهادت نايل آمده اند (آن هم قبل از تشکيل سپاه، کميته و حزب) يکي ديگر از فعاليت هاي ايشان در همين راستا بوده است.

مصطفي کواکبيان به دنبال کار تشکيلاتي در انجمن اسلامي دبيرستان شريعتي و گروه "الخمينيون" و با اعتقاد به ضرورت تشکل هاي اسلامي در طول سال هاي ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ به عنوان قائم مقام دبير حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان فعاليت هاي عمده و موثري در راستاي اهداف و آرمانهاي والاي انقلاب شکوهمند ملت ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) انجام داد.


در خاطره بسياري از مردم ايران باقي است که حزب جمهوري اسلامي در اين دوران در معرض بيشترين حملات و تهمت هاي مخالفان انقلاب قرار داشت و شخصيت ارزشمندي همچون شهيد آيت الله دکتر بهشتي قدس سره در راس چنين تشکيلاتي سمبلي از مقاومت و سعه صدر بود.
دکتر بهشتي آموزگاري بلند مرتبه و تاثيرگذار براي دوستداران انقلاب به شمار مي رفت که مصطفي کواکبيان افتخار تلمذ از خرمن عظيم آموزه هاي آن بزرگوار را در جريان کلاس هاي درس مواضع حزب داشت.


دو خاطره در دست گرفتن عکس آيت ا... دکتر بهشتي در استاديوم تختي سمنان در مقابل سخنراني بني صدر با حضور بيش از ده هزار جمعيت و فرياد شعار "خميني بت شکن، بت جديد را بشکن" در حسينيه جماران در ملاقات با امام خميني (ره) در اذهان بسياري از شهروندان سمناني باقي است.

 

حضور مستمر در عرصه ايثارگري و جنگ تحميلي

حضور مکرر و داوطلبانه مصطفي کواکبيان در جبهه هاي ايثار و شهادت آن هم به فاصله ۲۰ روز پس از شروع جنگ تحميلي در کنار خيل عظيم نيروهاي مردمي و بسيجي و شرکت در عمليات مختلف حتي در زمان تحصيل در دانشگاه نشان از همگامي ايشان با مردم حقيقت جوي ايران در راه حفظ استقلال کشور و حراست از دستاوردهاي انقلاب داشت.





شهادت برادر بزرگوارشان "شهيد محمد کواکبيان"، برادر همسر ايشان "شهيد عباس يزدي فر" و بسياري از وابستگان نزديک و مجروح و جانباز شدن خود ايشان در عمليات فتح المبين از افتخاراتي است که در راستاي حفظ دستاوردهاي نظام اسلام نصيب وي گرديده است.




 

فراگيري تحصيلات عاليه دانشگاهي و حوزوي

مصطفي کواکبيان در سال ۱۳۶۱ در ادامه فعاليت هاي سياسي جامعه آن روز علاقه و تمايل دانشگاهي خود را به رشته علوم سياسي با انصراف از ادامه تحصيل در رشته هاي دندانپزشکي و علوم قضايي نشان داد و وارد دانشگاه امام صادق (ع) گرديد.
وي در طول ۷ سال تحصيلي در اين دانشگاه ، علاوه بر فراگيري علوم دانشگاهي ، بخشي از دروس حوزوي را نيز فراگرفت و اين دروس را تا پايان مرحله سطح نزد آيت الله سيدرضي شيرازي در مسجد شفا تهران به اتمام رساند و همواره مورد توجه اساتيد برجسته علوم حوزوي و دانشگاهي بود.

وي در سال ۱۳۶۹ در مقطع دکتري در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شد و در سال ۱۳۷۶ با راهنمايي اساتيدي همچون مرحوم آيت الله عميد زنجاني موفق به اخذ مدرک دکتري علوم سياسي با درجه عالي گرديد.

آشنايي با امور اداري و اجرايي

دکتر کواکبيان در سال ۱۳۶۷ وارد نخست وزيري شد و به عنوان معاون دفتر ارتباط نخست وزير با ائمه جمعه سراسر کشور مشغول به کار شد و در سال هاي ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ در دفتر مشاور عالي رئيس جمهور به عنوان کارشناس و مشاور سياسي دفتر ايشان نسبت به امور اداري و اجرايي کشور وقوف لازم و آشنايي کافي به دست آورد.

سفرهاي تبليغي به خارج از کشور

تسلط کامل دکتر کواکبيان بر زبان هاي عربي و انگليسي موجبات حضورش در کنفرانس هاي بين المللي و سفرهاي تبليغي به خارج از کشور را فراهم نمود.
ايشان در سال ۱۳۶۳ از سوي دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به کشورهاي ايتاليا، سوريه و ليبي اعزام شد کما اين که در سال ۱۳۶۷ در دهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، عضو ستاد خارجي دهه فجر در زمان تصدي جناب آقاي خاتمي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در سال هاي ۱۳۶۵، ۱۳۶۶، ۱۳۷۰ و ۱۳۸۵ به حج مشرف گرديد.




او در مراسم حج خونين سال ۶۶ ضمن مصدوميت شديد در اثر حمله مزدوران آل سعود، از سوي نماينده حضرت امام(ره) و سرپرست حجاج ايراني به عنوان بهترين مبلغ زباندان معرفي شد و طي مراسمي مورد تقدير قرار گرفت.


دکتر کواکبيان همچنين در سال ۱۳۷۰ سرپرستي گروهي ۲۵ نفره از اساتيد دانشگاهي و حوزوي و مبلغان را در سفر حج بر عهده داشت که اين گروه از برترين گروه هاي تبليغي در اين سال شناخته شد. شايان ذکر است مسافرت به لبنان، عراق، امارات متحده عربي، ترکيه، مالزي، اندونزي، چين، روسيه، سوئيس، لهستان، يونان، فرانسه، هندوستان و ملاقات با برخي از مقامات کشورهاي مذکور از ديگر اقدامات دکتر کواکبيان بوده است.

سخنراني در کنگره هاي علمي و پژوهشي و تأسيس دانشگاه

تحقيق و پژوهش و نگارش يافته هاي علمي در زمينه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي و ارائه آن در کنگره هاي علمي از برجسته ترين ويژگي هاي دکتر کواکبيان در طول سال هاي اخير بوده است. سرپرستي مرکز مطالعه و توسعه آموزش دانشگاه شاهد و عضويت در گروه سياست پژوهشگاه انديشه و مطالعات اسلامي و مسووليت کميته علمي سمينار راه هاي تامين و توسعه بينش سياسي نسل جوان ، رياست کميته انديشه سياسي در اسلام و عضويت در هيات علمي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي و عضويت در هيات علمي دانشکده علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي تهران مرکز و ايراد ده ها سخنراني و ارائه مقاله در کنفرانس هاي مهم بين المللي و داخلي، نمونه اي از زندگي علمي ايشان بوده است.
سخنراني و ارائه مقالاتي همچون «همبستگي دين و سياست از ديدگاه امام خميني(ره)»، «تاثير فرهنگ عاشورا بر انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره)»، «جنگ فقر و غنا از ديدگاه امام خميني (ره)»، «نقش تربيت در سياست از ديدگاه امام خميني(ره)»، «امام خميني(ره) و احياي تفکر ديني»، و امثال اينها در کنگره هاي بين المللي که از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) برگزار شده است و حاصل آن در کتاب هفت قطره از جاري زلال انديشه هاي امام خميني (ره) منتشر شده است، سخنراني در سمينار «دين و دموکراسي» که از سوي دانشگاه علوم پزشکي مازندران برپا شده بود، سخنراني تحت عنوان تاثير راي مردم در نهج البلاغه در کنگره امام علي (ع)، سخنراني در همايش «جمهوريت و انقلاب اسلامي» و ارائه مقاله در همايش «چيستي گفت وگوي تمدن ها» که از سوي سازمان مدارک فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شده بود، و شرکت در ميزدگردهاي سياسي صدا وسيما تحت عنوان «با انتخابات» (در سال ۷۵)، «در گستره سياست» (در سالهاي ۸۴ و ۸۵ و ۸۶) و بررسي حقوق بشر از ديدگاه اسلام (به زبان عربي در سال ۷۸) از جمله فعاليت هاي علمي و پژوهشي ايشان بوده است که برخي از اين تلاش هاي علمي از سوي بزرگان و انديشمندان همچون آيت الله موسوي اردبيلي، آيت الله جوادي آملي و آيت ا... مهدوي کني مورد تقدير و تشويق قرار گرفته است.

دکتر کواکبيان در بهمن ۱۳۷۳ در گردهمايي علمي ولايت فقيه که از سوي دبيرخانه مجلس خبرگان با حضور برخي فقها و اعضاي مجلس خبرگان در قم برگزار شده بود مباحث تحقيقي و علمي خويش را در کميسيون «انتخاب يا انتصاب» ارائه نمود که از سوي آيت الله اميني نائب رئيس مجلس خبرگان تقديرنامه و جوايزي دريافت داشته است. شايان ذکر است ده مقاله پژوهشي و علمي دکتر کواکبيان به صورت کتاب تحت عنوان «موانع مردم سالاري در ايران» در سال ۱۳۸۶ از سوي موسسه انتشاراتي پازينه چاپ و منتشر شده است.
دکتر کواکبيان علاوه بر تربيت دانشجويان دوره دکتري و کارشناسي ارشد تاکنون هدايت، راهنمايي، مشاوره و داوري بيش از ۷۰ پايان نامه را برعهده داشته است. وي در سال ۱۳۸۵ با جمعي از اساتيد دانشگاهي شهرستان سمنان موسسه آموزش عالي غيردولتي «فضيلت» را راه اندازي کرد که هم اکنون دانشگاه فضيلت با حدود ۱۰۰۰ دانشجو در ۱۱ رشته کارشناسي و کارداني مشغول تربيت دانشجويان است.

حضور فعال در عرصه سياست و تأسيس حزب مردم سالاري

دکتر کواکبيان پس از حضور چشمگير در حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان در سال هاي ۵۹ و ۶۰ و شاخه دانشجويي اين حزب در دفتر مرکزي تهران در سال هاي ۶۲ و ۶۳ در سال ۱۳۶۸ انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه امام صادق (ع) را به همراه عده اي از فارغ التحصيلان اين دانشگاه تاسيس نمود. اين انجمن با دبيري ايشان تا سال ۱۳۷۵ فعال بود.
تجربه فعاليت تشکيلاتي از آغاز انقلاب و حضور مستمر در عرصه سياست و نقد و تامل در اين امور زمينه اي گرديد تا در مقطع دوم خرداد سال ۷۶ همگام و همراه با اقبال گسترده ملت رشيد ايران به برنامه هاي اصلاحي، دکتر کواکبيان نيز به اتفاق جمعي از دوستداران آقاي خاتمي مسووليت ستاد تبليغات انتخاباتي ايشان را در سطح استان سمنان بر عهده گيرد.

دکتر کواکبيان پس از دوم خرداد و پيروزي تفکر اصلاح طلب و قانونمدار علي رغم پيشنهادهاي متعدد از پذيرش هر گونه مسووليت اجرايي امتناع ورزيد و در جهت تحقق شعارهاي برخاسته از دوم خرداد به تأسيس و ساماندهي تشکل مدافعين پيام دوم خرداد که اعضاي اوليه آن مجموعه اي از اعضاي ستادهاي سابق آقاي خاتمي در شهرهاي مختلف استان سمنان بودند ، مبادرت ورزيد. تشکل مذکور جزء اولين احزاب دوم خردادي بود که پروانه فعاليت و مجوز رسمي از کميسيون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور دريافت نمود و در کنگره اول خويش نام حزب مردم سالاري را براي خود برگزيد.


اين تشکل در انتخابات مجلس خبرگان رهبري با حمايت از مرحوم آيت ا... عالمي و در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستاي اول با حمايت از نامزدهاي اصلاح طلب در سطح استان به طور گسترده و موثر وارد عمل شد و علي رغم محدوديت هاي عديده و بضاعت بسيار کم مالي و اجرايي همواره بر مردم شريف و معتقد به آرمان هاي انقلاب اسلامي و اصول اصلاح طلبانه متکي بوده و براي ايجاد جامعه اي چند صدايي و زنده و با نشاط تلاش جدي نموده است.
دکتر کواکبيان با ورود و حضور پررنگ در حزب همبستگي ايران اسلامي، مراتب ترقي و پيشرفت را دراين حزب به سرعت پيمود و در سال ۷۸ و در اولين کنگره سراسري حزب به عنوان عضو شوراي عالي و سپس از سوي شوراي عالي به عنوان عضو شوراي رهبري و معاون اجرايي دبير کل در سطح وسيع به کار سياسي پرداخت و تلاش ويژه اي را به عنوان نماينده اين حزب در ستاد هماهنگي انتخاباتي جبهه دوم خرداد جهت ايجاد هماهنگي بين ۱۸ گروه و حزب سياسي در انتخابات مجلس ششم به عمل آورد.


شايان ذکر است حزب همبستگي ايران اسلامي به عنوان قويترين فراکسيون مجلس شوراي اسلامي در مجلس ششم طرح هاي زيادي را ارائه داد که در برخي از اين طرحها، دکتر کواکبيان نقش اساسي داشته است.


عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات از ابتداي تاسيس و تاسيس خانه احزاب ايران و عضويت در اولين شوراي مرکزي آن از جمله افتخارات کارنامه سياسي دبير کل حزب مردم سالاري مي باشد. حزبي که تاکنون به صورت منظم ۱۰ کنگره را برگزار کرده است. در کنگره نهم اين حزب ۱۰ نفر از نمايندگان مجلس هشتم به عضويت شوراي مرکزي اين حزب درآمدند.

خدمات طاقت فرسا در سنگر مطبوعات و راه اندازي دو روزنامه محلي و سراسري

و اما آنچه که عامه مردم با فرهنگ و فهيم استان سمنان و خصوصاً شهرستان سمنان به وسيله آن دکتر کواکبيان را مي شناسند، "روزنامه پيام استان سمنان" مي باشد. گزافه نخواهد بود اگر بگوئيم، انتشار بيش از ۳۱۰۰ شماره از اين روزنامه به عنوان مهمترين اقدام فرهنگي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در استان سمنان رقم خورده است.
اين روزنامه که در آغاز انتشار (سال ۱۳۷۱) به صورت هفتگي عرضه مي شد، شاخص ترين تريبون اظهار نظر فرهيختگان و انديشمندان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان و رساننده صادق و بي واسطه پيام مردم شريف و آگاه استان به مسوولين و جامعه بوده است و دست اندرکاران زحمتکش و دلسوز اين مجموعه همواره سعي داشتند در مسير تحقق خواسته هاي شهروندان محترم و حفظ اصول و ارزش هاي انقلاب گام بردارند. دوستداران عرصه فرهنگ و اطلاع رساني با تلاش هاي شبانه روزي و زحمات بي دريغ در سال ۱۳۷۵ اين نشريه را در هفته ۲ بار منتشر ساختند تا بدين وسيله حضور مستمر خويش رادر جمع توده مردم وسعت بخشيده و امکان درج و بيان افکار و عقايد افراد بيشتري را فراهم سازند و پس از سال۱۳۷۶ که نقش مطبوعات در يک جامعه چند صدايي و متکثر پررنگ تر و ملموس تر گرديد. مدير مسوول نشريه پيام با اخذ مجوز روزنامه، به انتشار روزانه "پيام استان سمنان" مبادرت ورزيد. براي اهل فرهنگ و قلم دور از ذهن نيست که انتشار چنين مجموعه اي در جامعه امروز و در استاني با جمعيت محدود و شرايط و مقتضيات خاص اقتصادي چه زحمات و همت و فعاليتي نياز دارد که پس از ۲۰ سال همچنان استوار و تاثيرگذار باقي بماند.
دکتر کواکبيان در طول سال هاي انتشار روزنامه پيام اقداماتي را نيز با همکاري وهمياري اهالي مطبوعات استان در جهت ايجاد تشکل هاي صنفي و قانونمند کردن خواسته هاي خانواده مطبوعات به عمل آورد. تلاش در راه اندازي کانون نويسندگان و روزنامه نگاران استان سمنان در سال ۱۳۷۶ و ايجاد "خانه مطبوعات استان سمنان" در سال ۱۳۷۷ از جمله اين اقدامات است. که هم اکنون وي به عنوان رئيس شوراي مرکزي خانه مطبوعات استان سمنان در خدمت اعضاي اين خانواده فرهنگي در استان مي باشد.
برگزاري جشن سه هزارمين شماره اين روزنامه در تاريخ ۷ بهمن ۱۳۹۰ و انتشار ويژه نامه در اين زمينه به خوبي بيانگر استمرار و تداوم پايدار اين حرکت بزرگ فرهنگي و مطبوعاتي در سطح استان سمنان است.

وي همچنين سردبيري هفته نامه "همبستگي" ارگان حزب همبستگي ايران اسلامي و مدير مسوولي نشريه "نماد" ارگان دانشگاه شاهد را برعهده داشته است.
مدير مسوولي روزنامه ملي و سراسري "مردم سالاري" برجسته ترين کار مطبوعاتي دکتر کواکبيان بوده است که از اول دي ماه ۱۳۸۰ تاکنون بدون وقفه منتشر شده است. او عليرغم آن که در اين راه چندين بار در دادگاه مطبوعات حاضر شده است، اما در نهايت با دفاع محکم، مستدل و منطقي خويش حکم تبرئه را دريافت کرده است.
از ديگر فعاليت هاي مديرمسوول روزنامه مردم سالاري در عرصه مطبوعات دبيري انجمن روزنامه هاي غيردولتي (با عضويت بيش از ۲۴ روزنامه سراسري) از سال ۱۳۸۲ تاکنون بوده است.
دکتر کواکبيان تا قبل از دولت نهم عضو "شوراي فرهنگ عمومي استان سمنان" و عضو "کميته تدوين برنامه ۵ ساله سوم در استان" نيز بوده است.

افتخار نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي

دکتر کواکبيان در ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ با راي قاطع مردم به عنوان نماينده حوزه انتخابيه سمنان در مجلس شوراي اسلامي دوره هشتم برگزيده شد.


او هرچند در چند ماهه اول نمايندگي براي عضو کميسيون فرهنگي مجلس انتخاب شد، اما بعدها با تغيير آئين نامه داخلي مجلس عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلا مي شد. او علاوه بر عضويت اين کميسيون به عنوان دبير کميته سياست خارجي و عضو کميته حقوق بشر نيز انتخاب گرديد.

رياست فراکسيون دانشگاهيان مجلس هشتم

دکتر کواکبيان از همان ماه هاي نخستين به عنوان رئيس فراکسيون دانشگاهيان مجلس از سوي ۸۰ نفر از اعضاي اين فراکسيون برگزيده شد و به جرات مي توان گفت از جمله فراکسيون هاي صنفي مجلس هشتم بوده است که علاوه بر ارائه ديدگاه هاي تخصصي در طرح ها و لوايح با حدود ۳۵ برنامه بالاترين فعاليت ها را از خود به ارمغان گذاشته است.
ملاقات با مراجع عظام تقليد قم، بازديد از نيروگاه اتمي بوشهر و منطقه نفتي عسلويه، حضور در موسسه رويان، بازديد از صنايع پيشرفته نظامي کشور، صدور بيانيه ها و اطلاعيه ها مختلف، ملاقات با شخصيت هاي علمي و اجرايي کشور و... از جمله اين برنامه ها بوده است.

فعال ترين نماينده در هر دو بخش قانونگذاري و نظارت

بي شک دکتر کواکبيان از فعال ترين نمايندگان مجلس هشتم بوده است. او با طراحي هاي بيش از ۶۵ طرح (يا به عنوان طراح اصلي يا همکاري با طراحان ديگر) و اظهارنظرهاي تخصصي و مستمر در طرح ها و لوايح به عنوان يکي از پنج نفر اول مجلس هشتم در مبحث قانون گذاري محسوب مي شود.
کما اين که ايشان با بيش از ۳۵۰ تذکر کتبي و ۱۲۵ تذکر شفاهي و ۳۰ سوال از وزيران (که ۱۱ سوال در صحن علني مجلس مطرح شده است) و ۹ مورد تحقيق و تفحص (چه به عنوان متقاضي چه به عنوان نائب رئيس و چه به عنوان دبير) و استيضاح وزيران و ۱۷ نطق ميان دستور قطعاً به عنوان اولين نفر از نمايندگان در مبحث نظارت مي باشد.


نقش برجسته نماينده سمنان و مهديشهر در هيات رئيسه فراکسيون خط امام (ره) و هيات رئيسه فراکسيون کارگري نيز از ديگر فعاليت هاي موثر وي بوده است.
بي شک نماينده سمنان و مهديشهر از جمله منظم ترين نمايندگان مجلس هشتم بوده است که نه تنها در هيچ جلسه اي غيبت نداشته بلکه حتي براي يک بار هم نام وي جزء تأخيرکنندگان اعلام نشد. کما اين که حضور منظم وي در جلسات، کميته ها، کميسيون سياست خارجي و فراکسيون ها زبانزد نمايندگان بوده است.