کواکبیان در گفتگوی تفصیلی با روزنامه آرمان:
اصلاح طلبان فقط در صورت انسجام و حضور گسترده مردم، می توانند پیروز هر انتخابات باشند.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

دبیر کل حزب مردم‌سالاری در گفت‌وگو با روزنامه آرمان با اشاره به انتخابات سال سوم هیات رئیسه مجلس:

اصلاح‌طلبان فقط در صورت انسجام و حضور گسترده مردم می‌توانند پیروز هر انتخابات باشند

اصلاح‌طلبان مجلس باید هرچه سریعتر تکلیف قانون جامع انتخابات را تعیین کنند

۱۹ خرداد ۱۳۹۷

انسجام اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر هیات ‌رئیسه مجلس زنگ خطر را برای اصولگرایان و حامیان علی لاریجانی به صدا درآورده است. شاید کمتر کسی فکر می‌کرد در رقابت بین عارف و لاریجانی در مرحله نخست رأی رئیس فراکسیون امید از رئیس مجلس بیشتر باشد؛ اتفاقی که اگر پایدار می‌ماند و حمیدرضا حاجی‌بابایی به سود لاریجانی کناره‌گیری نمی‌کرد، یک شکست بزرگ برای جریان اصولگرایی به شمار می‌رفت؛ شکستی که پیامدهای سنگینی برای این جریان به‌همراه داشت و نتیجه دو انتخابات آینده مجلس و ریاست‌جمهوری را تحت‌الشعاع خود قرار می‌داد.

انسجام اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر هیات ‌رئیسه مجلس زنگ خطر را برای اصولگرایان و حامیان علی لاریجانی به صدا درآورده است. شاید کمتر کسی فکر می‌کرد در رقابت بین عارف و لاریجانی در مرحله نخست رأی رئیس فراکسیون امید از رئیس مجلس بیشتر باشد؛ اتفاقی که اگر پایدار می‌ماند و حمیدرضا حاجی‌بابایی به سود لاریجانی کناره‌گیری نمی‌کرد، یک شکست بزرگ برای جریان اصولگرایی به شمار می‌رفت؛ شکستی که پیامدهای سنگینی برای این جریان به‌همراه داشت و نتیجه دو انتخابات آینده مجلس و ریاست‌جمهوری را تحت‌الشعاع خود قرار می‌داد. با این وجود علی لاریجانی به لطف کناره‌گیری پرسروصدای حاجی‌بابایی همچنان به‌عنوان رئیس مجلس باقی ماند تا اصولگرایان همچنان به آینده امیدوار باشند؛ آینده‌ای که شکننده‌تر و پرابهام‌تر از گذشته به‌نظر می‌رسد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی انتخاب هیات‌رئیسه مجلس و همچنین چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی دولت حسن روحانی در سال‌های دشوار آینده، «آرمان» با دکتر مصطفی کواکبیان نماینده مجلس و عضو هیات رئیسه فراکسیون امید و دبیرکل حزب مردم‌سالاری گفت‌وگو کرده که متن این گفت‌وگو را در ادامه از نظر می‌گذرانید.
چرا فراکسیون امید تصمیم گرفت در سال سوم مجلس به‌صورت جدی به رقابت هیات رئیسه مجلس ورود کند؟آیا این مساله به رویکرد مدیریتی آقای لاریجانی در مجلس بازمی‌گشت و یا یک تصمیم جریانی برای آینده سیاسی آقای عارف به شمار می‌رفت؟
فراکسیون امید خوداتکایی و خودباوری خود را از دست داده است. بنده در همان ابتدای روز رأی‌گیری عنوان کردم ما در دو سال گذشته آرزوی رسیدن چنین روزی را داشتیم. ما از قبل با آقای عارف و اعضای فراکسیون امید صحبت کرده بودیم که اگر آقای عارف قصد حضور در انتخابات هیات رئیسه را ندارد، بنده قصد کاندیداتوری دارم. با این وجود در روزهای قبل از رأی‌گیری به من اعلام شد که آقای عارف در انتخابات هیات رئیسه شرکت خواهند کرد. به همین دلیل نیز من کناره‌گیری کردم. در سال دوم مجلس نیز بنده به‌شدت با ائتلاف مخالف بودم. آقای عارف نیز نه خودشان قصد داشتند در انتخابات هیات رئیسه شرکت کنند و نه اجازه دادند شخص دیگری شرکت کند. این در حالی بود که در سال دوم فراکسیون امید و فراکسیون مستقلین آقای لاریجانی را به‌عنوان کاندیدای مشترک خود معرفی کردند. به‌نظر من این یک تصمیم کاملا اشتباه بود و بنده به هیچ‌عنوان با این تصمیم موافق نبودم. به هر حال فراکسیون امید برای خود هویت و هدف‌گذاری مستقلی دارد که با فراکسیون‌های دیگر مجلس متفاوت است. نکته مهم دیگر اینکه در سال سوم مجلس ما شاهد انسجام زیادی از سوی نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس بودیم که این انسجام در نتیجه آرا نیز مشخص بود. نتیجه ائتلاف با فراکسیون مستقلین در سال دوم مجلس این بود که ما ۹ کرسی هیات رئیسه را به رقیب واگذار کردیم. این در حالی است که در انتخابات اخیر ما پنج کرسی مهم هیات رئیسه را به دست آوردیم.
چرا فراکسیون امید خوداتکایی و خودباوری خود را از دست داده است؟
دلیل اصلی این مساله این است که لیست از ابتدا به درستی بسته نشده است. در ابتدا ۱۵۸ نفر با ما عکس یادگاری گرفتند اما در سال اول در عمل تنها ۱۰۵ نفر به آقای عارف رأی دادند. در نتیجه به‌نظر می‌رسد بقیه زنبیل خود را در جای دیگری گذاشته‌اند. ما فکر می‌کردیم اکثریت مطلق را در مجلس در اختیار داریم، اما در واقعیت چنین اتفاقی رخ نداد. شرایط به شکلی بود که هرکسی که در حوزه انتخابی خود دشنام بیشتری به احمدی‌نژاد می‌داد اصلاح‌طلبان از آن دعوت می‌کردند که در لیست حضور داشته باشند. در نتیجه از همان ابتدا رویکرد صحیحی در ارائه لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان صورت نگرفت. به‌نظر من تاثیر ۴۰ نماینده منسجم اصلاح‌طلب در مجلس هشتم به مراتب از۱۲۰ نماینده غیرمنسجم مجلس دهم بیشتر است. البته در انتخاب هیات رئیسه اخیر اعضای فراکسیون امید نشان دادند که اگر با هم متحد شوند می‌توانند تاثیر پررنگ‌تری در مجلس داشته باشند.
چرا افکار عمومی ذهنیت مثبتی نسبت به عملکرد فراکسیون امید پیدا نکرده است؟ این در حالی است که برخی از اعضای فراکسیون امید عنوان می‌کنند انتظارات بیشتری از اعضای باتجربه‌تر و سرشناس این فراکسیون وجود داشته که تاکنون محقق نشده است. دلیل این مساله چیست؟
خود بنده نیز به‌عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه فراکسیون امید انتقادات جدی به رویکرد مدیریتی و هدف‌گذاری فراکسیون امید دارم. با این وجود این انتقادات را در جلسات داخلی مطرح می‌کنم تا در رسانه‌ها بازتاب پیدا نکند. شرایط به شکلی است که برخی از دوستان ما در صحن علنی مجلس به‌عنوان موافق صحبت می‌کنند اما در نهایت به‌عنوان مخالف رأی می‌دهند و در مقابل نیز برخی مخالف صحبت می‌کنند و به‌عنوان موافق رأی می‌دهند. این در حالی است که اگر نمایندگان براساس برنامه‌ریزی فراکسیون رفتار می‌کردند چنین اتفاقاتی رخ نمی‌داد. با این وجود بنده تا زمانی که آقای عارف رئیس فراکسیون امید هستند قصد ندارم انتقادات خود را رسانه‌ای کنم.
رویکرد مدیریتی آقای لاریجانی چه تاثیری در تصمیم جدی فراکسیون امید برای رقابت با ایشان داشت؟ آیا رویکرد مدیریتی آقای لاریجانی به شکلی بوده که فراکسیون‌های مجلس از مدیریت ایشان رضایت داشته باشند؟
بالاخره باید روزی آقای لاریجانی صندلی ریاست مجلس را ترک کند و بیاید کنار ما نمایندگان بنشیند تا متوجه شود که پایین‌نشستن چه لذتی دارد. برخی از رفتارها نسبت به نمایندگان مجلس مناسب نیست. به‌عنوان مثال هنگامی که بنده نسبت به شیوه انصراف آقای حاجی‌بابایی از کاندیدای ریاست مجلس اعتراض کردم، گفته شد که رضایت یا عدم رضایت شما از رویکرد اعمال شده اهمیت ندارد. بدون شک این نوع رفتار و گفتار از سوی رئیس مجلس صحیح و پسندیده نیست. گاهی به‌نظر می‌رسد هیات رئیسه دخالت خیلی موثری در مدیریت مجلس ندارد و به هر شکلی که تمایل وجود داشته باشد، مجلس مدیریت می‌شود. رئیس مجلس در کشورهای توسعه‌یافته بیشتر به‌عنوان سخنگوی مجلس شناخته می‌شود. این در حالی است که آقای لاریجانی مدت زیادی رئیس مجلس بوده و بیشتر متوجه ریاست مجلس است. به همین دلیل نیز علاوه بر اصلاح‌طلبان، برخی از اصولگرایان نیز از این موضوع رضایت ندارند. در نتیجه ما تصمیم گرفتیم شفاف‌سازی کنیم. آقای لاریجانی در وضعیتی قرار داشت که یک طرف آن اصلاح‌طلبان بودند و یک طرف آن اصولگریان و به همین دلیل اگر هر کدام از این طرف‌ها کنار می‌رفتند، توازن به‌وجود آمده از بین می‌رفت. ایشان به‌دنبال این است که هم محبوب‌القلوب اصلاح‌طلبان باشد و هم محبوب‌القلوب اصولگرایان. با این وجود فایده انتخابات هیات‌رئیسه اخیر این بود که به‌نظر می‌رسد کارت ایشان در بین اصلاح‌طلبان سوخت و اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیدند که نباید در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به فکر گزینه‌ای به‌جز گزینه تشکیلاتی خود باشند. نکته دیگر اینکه اصولگرایان تا شب قبل از روز رأی گیری به ما گفتند که تا آخر در رقابت باقی بمانید و ما نیز حمایت می‌کنیم. این در حالی است که در عمل چنین اتفاقی رخ نداد و اصولگرایان بدعهدی کردند و اخلاق را باختند.
در حالی که گمانه‌زنی‌های زیادی درباره حضور لاریجانی و عارف در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده وجود دارد، رقابت مجدد عارف و لاریجانی در سال سوم مجلس به چه میزان به‌منظور زمینه‌سازی برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بود؟
آقای لاریجانی در گذشته و در سال۸۴ یک‌بار شانس خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری امتحان کرده و نتیجه نگرفته است. با این وجود شاید احتمال حضور ایشان در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده وجود داشته باشد، اما اینکه موفق شوند به ریاست‌جمهوری دست پیدا کنند بعید به‌نظر می‌رسد. به‌نظر من سرنوشت انتخابات ریاست‌جمهوری آینده را شورای نگهبان مشخص خواهد کرد. اینکه شورای نگهبان چه کسانی را تایید صلاحیت می‌کند و صلاحیت چه کسانی را تایید نخواهد کرد، در سرنوشت انتخابات تعیین‌کننده خواهد بود. نکته مهم در این زمینه این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم یک قانون دقیق و صریح درباره «رجل سیاسی» تصویب کنیم. به همین دلیل نیز تا زمانی که قانونی صریح درباره «رجل سیاسی» وجود نداشته باشد، شورا در مورد کاندیدای ریاست‌جمهوری تصمیم‌گیری خواهد کرد. به‌نظر من یکی از طرح‌های مهمی که فراکسیون امید باید در پیش بگیرد تصویب قانون صریح درباره «رجل سیاسی» است. متاسفانه وزیر کشور نیز به‌دنبال چنین مسائلی نیست. ایشان دو سال پیش عنوان کردند که قصد دارند لایحه جامع انتخابات را به مجلس ارائه کنند. این در حالی است که تاکنون هیچ ‌اتفاقی در این زمینه رخ نداده است. فراکسیون امید هم در این زمینه به‌صورت انفعالی رفتار کرده است. از سوی دیگر رئیس مجلس نیز تمایلی به چنین رویکردی ندارد و از آن استقبال نمی‌کند. درباره حضور آقای عارف در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری نیز بنده معتقدم اگر ایشان قصد دارند در انتخابات حضور پیدا کنند بهتر است به‌صورت انفرادی در انتخابات حضور پیدا نکنند بلکه اجازه بدهند پارلمان سراسری جریان اصلاحات تشکیل شود و این پارلمان گزینه نهایی جریان اصلاحات را مشخص کند. پارلمان سراسری جریان اصلاحات باید از میان همه احزاب اصلاح‌طلب کشور تشکیل شود و این پارلمان در یک رویکرد جمعی و دموکراتیک گزینه نهایی جریان اصلاحات را انتخاب کند. تجربه انتخابات سال سوم هیات رئیسه مجلس نشان داد اصلاح‌طلبان تنها در شرایطی که دارای وحدت و انسجام باشند و البته حضور گسترده مردم می‌توانند به موفقیت دست پیدا کنند و در صورت تشتت و چنددستگی به‌صورت قطعی شکست خواهند خورد. تجربه انتخابات سال۸۴همواره پیش روی اصلاح‌طلبان بوده و این تجربه می‌تواند درس عبرتی برای اصلاح‌طلبان در آینده نیز باشد.



آقای روحانی به چه میزان نسبت به صیانت از رأی۲۴‌میلیونی خود موفق بوده است؟ چرا اصلاح‌طلبان به‌صورت غیرمحسوس در مقابل برخی رویکردهای روحانی عقب‌نشینی کردند؟
به‌نظر من آقای روحانی در حفظ رأی۲۴‌میلیونی موفق عمل نکرده است. البته این مساله سه دلیل مهم دارد؛ نخست اینکه جریان رقیب در ظاهر نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری را پذیرفت، اما در باطن هیچ‌گاه از این مساله رضایت نداشت و به همین دلیل نیز از هیچ‌ کارشکنی در مسیر دولت کوتاهی نکردند. این افراد عنوان می‌کنند به‌دلیل اینکه رهبری حکم رئیس‌جمهور را تنفیذ می‌کنند ما تابع هستیم، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده و تابع نیستند. در شرایط کنونی هر روز بیش از صد پیامک تهدید‌آمیز برای بنده و دیگر نمایندگان مجلس از سوی تشکل‌های تندرو ارسال می‌شود. اغلب این پیامک‌های تهدید‌آمیز نیز حاوی مطالب توهین‌آمیزی است مبنی بر اینکه شما قصد دارید به استکبار کمک کنید و مسائلی را دنبال می‌کنید که به ضرر منافع ملی است. به‌نظر می‌رسد دل این افراد از ریاست‌جمهوری حسن روحانی پرخون است. به همین دلیل نیز به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش می‌کشند. دلیل دوم حضور برخی مدیران دوزیست در درون دولت است که بنده نام آنها را «مردانی برای همه فصول» گذاشته‌ام. آقای روحانی نیز در سخنرانی‌های خود به این نکته اشاره کرده‌اند که مدیرانی که انگیزه ندارند از دولت کنار بروند. با این وجود با حرف‌زدن کار درست نمی‌شود بلکه خود ایشان باید اقدام جدی انجام بدهند. سوال بنده از آقای رئیس‌جمهور و وزیر کشور این است که به چه میزان در زمینه توسعه سیاسی اقدام جدی صورت گرفته است؟ به چه میزان احزاب توان بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده‌اند؟ به‌نظر می‌رسد برخی از مدیران دولت حسن روحانی دل در گرو جای دیگری دارند اما در دولت آقای روحانی هستند. و دلیل سوم رویکرد خود آقای رئیس‌جمهور است. آقای روحانی تجربه روسای جمهور گذشته را پیش روی خود می‌بینند و متوجه این مساله هستند که هیچ‌کدام از آنها عاقبت به‌خیر نشدند. آقای روحانی در مسائل زیادی مانند زنان، اقوام، مذاهب و موضوعات سیاسی و وضعیت معیشتی مردم وعده‌های زیادی داده‌اند. با این وجود هنوز به بسیاری از آنها عمل نشده است. هنگامی هم که این وعده‌ها از ایشان مطالبه می‌شود برخی عنوان می‌کنند در این مقطع حساس شرایط به شکلی است که باید تصمیم دیگری اتخاذ کرد. این در حالی است که همواره عنوان می‌شود ما در مقطع حساسی قرار داریم و مشخص نیست این مقطع حساس چه زمانی پایان می‌پذیرد. بنده در طول انتخابات ریاست‌جمهوری به بیش از۴۰ شهر کشور سفر کردم تا برای آقای روحانی تبلیغ کنم. با این وجود امروز احساس می‌کنم تنها نردبان برخی افراد بودیم. نباید همواره ما را بین «بد» و «بدتر» قرار ‌دهند به‌نظر من زمان آن رسیده که بین «خوب» و «خوب‌تر» دست به انتخاب بزنیم و این کار در آینده امکانپذیر خواهد بود.
عدم تحقق برخی از وعده‌های دولت آقای روحانی که با برخی ناامیدی‌ها نیز همراه شده چه تاثیری در آینده جریان اصلاحات خواهد گذاشت؟ آیا جریان رادیکال راست از این فرصت برای به دست‌آوردن دوباره قدرت استفاده نخواهد کرد؟
نا آرامی‌های دی‌ماه سال گذشته نشان داد که اگر نظام، دولت و جریان‌های سیاسی هرچه زودتر برای مشکلات مردم راه‌حل مناسب پیدا نکنند ما در آینده با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه خواهیم شد. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین حربه جریان رقیب این است که با ناامیدکردن مردم، سطح مشارکت در انتخابات را کاهش بدهند تا بتوانند دوباره به قدرت برسند. این اتفاق در انتخابات شورای شهر دوم در تهران رخ داد و هنگامی که مردم پای صندوق‌های رأی حاضر نشدند اصولگرایان اکثریت شورا را به دست آوردند و در نهایت نیز فردی مانند احمدی‌نژاد را به‌عنوان شهردار پایتخت انتخاب کردند. در سال‌های آینده نیز امکان این وجود دارد که دوباره این اتفاق رخ بدهد و با کاهش مشارکت مردم دوباره اصولگرایان به قدرت برسند. به همین دلیل نیز آقای روحانی باید به وعده‌های خود عمل کند تا جریان رقیب نتواند از فضای ناامیدی مردم به سود خود استفاده کند.

روزنامه آرمان- احسان انصاری



لینک مصاحبه در سایت روزنامه آرمان
دبیر کل حزب مردم‌سالاری در گفت‌وگو با روزنامه آرمان با اشاره به انتخابات سال سوم هیات رئیسه مجلس:
اصلاح‌طلبان مجلس باید هرچه سریعتر تکلیف قانون جامع انتخابات را تعیین کنند

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است