گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

گفتگوی مشروح مهر با کواکبیان:

انتخابات ۸۸ تخلف شد؛ نه تقلب/ دولت وحدت ملی محقق نمی شود

۳ بهمن ۱۳۹۱

دبیرکل جبهه اصلاح طلبان در مورد راهبرد مختلف اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری، تفاوت جبهه اصلاح طلبان با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات،گزینه های انتخاباتی اصلاح طلبان،انتخابات آزاد، اصلاح طلبان بدلی، دولت وحدت ملی، دولت ائتلافی، اظهارنظر در مورد کاندیداهای اصولگرایان و ... به سوالات خبرنگار مهر پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار مهر؛ مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم سالاری و دبیرکل جبهه اصلاح طلبان که نام او این روزها به عنوان یکی از کاندیداهای جریان اصلاحات برای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری مطرح است در گفتگویی مشروح با مهر وضعیت جریان اصلاحات را در آستانه انتخابات تشریح کرد.

این کاندیدای احتمالی جریان اصلاحات در واکنش به شروط برخی از اصلاح طلبان برای ورود به انتخابات اعتقاد دارد: اگر خود اصلاح طلب ها در حاکمیت قرار داشتند و یک حزب اصولگرا می آمد می گفت من به این شرط می آیم در انتخابات شما شرکت می کنم واقعا ما می پذیرفتیم؛ می گفتیم "برو دنبال کارت.هر کس دوست داشت در انتخابات شرکت کند هر کس دوست نداشت شرکت نکند."

متن کامل این گفتگو را که در دفتر روزنامه مردمسالاری انجام شد در ادامه می خوانید:

*تفاوت جبهه اصلاح طلبان با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات چیست و چرا اساسا با دو شورای هماهنگ کننده در جبهه اصلاحات مواجه هستیم؟

- از همان دوره خاتمی غیر از احزاب عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که خود حزب مردم سالاری از پایه گذاران آن بود یک سری احزاب اصلاح طلب وجود داشتند که عضو شورا نبودند. بدلیل اینکه آئین نامه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات سختگیری هایی برای احزاب جدید قائل بود و این احزاب نتوانستند عضو شورای هماهنگی شوند و در هر دوره انتخابات این گروهها با یک اسمی فعالیت داشتند.

حزب مردم سالاری هم عضو شورای هماهنگی شورای اصلاحات است و هم با تشکل های خارج از این شورا همکاری می کرد بخصوص در زمان انتخابات که اینها با هم یک انسجامی داشتند. مثلا در انتخابات مجلس نهم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات وارد رقابت ها نشد اما این دوستان آمدند در قالب جبهه مردم سالاری فعالیت کردند. یا مثلا در سال ۸۸ تحت عنوان ائتلاف مردمی وارد انتخابات شدند و در انتخابات مجلس هشتم هم با نام جبهه مردمی اصلاحات وارد رقابت ها  شدند ؛ بنابراین  این احزاب و گروهها همیشه وجود داشتند اما درشورا نبودند. تا اینکه بعد از انتخابات مجلس نهم تصمیم گرفتیم عنوان اصلاح طلبی هم دنبال خودمان داشته باشیم؛ البته ما برای تغییر نام جبهه مردم سالاری خیلی اصرار نداشتیم، اما به خاطر نظر دوستان این نام (جبهه اصلاح طلبان) را برای این جبهه گذاشتیم و در واقع خیلی موافق تغییرنام نبودیم و این تغییر یک امر جبری بود.

دیدگاههای تمامیت خواهی و انحصارطلبی در شورای هماهنگی اصلاحات حاکم است

*وجه تمایز شما با شورای هماهنگی چیست؟ آیا اصرار بر پیگیری مشی جدیدی است؛ چرا که شما در دوران حکومت آقای خاتمی به بخشی از احزاب اصلاحات بدلیل نحوه تعاملشان با دیگر گروههای اصلاح طلبی نقد داشتند آیا شکل گیری شورای جدید ناشی از همان نگاه انتقادی است یا خیر؟

ما همیشه با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات این بحث را داشتیم که بگذارید این دوستان هم بیایند عضو شوند که خوب همه اعضای شورای هماهنگی دیدگاههای یکسان ندارند و یک جور فکر نمی کنند و دیدگاههای تمامیت خواهی و انحصارطلبی در این شورا حاکم است ؛ اما حقیقت ماجرا به خاطر بحث آئین نامه است که اجازه نمی دهد اعضای جدید وارد شورا شوند و چون مردم سالاری جزء بنیانگذاران شورا بوده، اکثر این احزاب هم به همین اعتبار، با ما ائتلاف کردند و یک جبهه تشکیل دادند.

* آیا رابطه ای یا شورای هماهنگی دارید و در جلسات آنان شرکت می کنید؟

- بله هر هفته که شورا جلسه دارد، دبیرکل های احزاب و یا نمایندگان آنان در آن جلسات حضور دارند و نمایندگان ما نیز شرکت می کنند؛ اما جبهه اصلاح طلبان دیدگاهش این است که باید در انتخابات حضور داشته باشند اما در شورای هماهنگی برخی دوستان عقیده دیگری دارند و هنوز به این اعتقاد نرسیده اند که در انتخابات باید شرکت کرد. به طور طبیعی دیدگاههای احزاب فرق می کند. در اردوگاه اصولگرایان هم همه گروهها  یکسان فکر نمی کند و اختلافاتی وجود دارند.

*در دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب دو دیدگاه نسبت به حضور اصلاح طلبان در انتخابات وجود دارد. یک طیفی از اصلاح طلبان اعتقاد به عدم حضور در انتخابات دارند و طیف نزدیک به شما می گویند باید در انتخابات شرکت کنیم. در جریان اصولگرا هم عده ای اعتقاد دارند که اصلاح طبان می توانند در انتخابات شرکت کنند و گروهی دیگر اعتقاد دارند بدلیل اینکه اصلاح طلبان درانتخابات قبل شرایط بازی را به هم زدند، دیگر قابل اعتماد نیستند و تضمینی وجود ندارد که درباره انتخابات را زیر سوال را نبردند؟

- در هر دو طیف این دیدگاه ، دیدگاه افراطی است ما باید به یک اعتلال و به این نتیجه برسیم که واقعا مصلحت نظام و کشور در چیست؟

یک حزب سیاسی نسبت به انتخابات ۵ موضع و رویکرد بیشترنمی تواند داشته باشد ، یا باید بگوید که انتخابات را تحریم می کند یا سکوت می کند و یا اینکه بگوید خودم شرکت نمی کنم ولی تحریم هم نمی کنم و دیگر آنکه کاندیدا بدهد و یا از کاندیدای دیگران حمایت کند . بلاخره باید یکی از این ۵ راه را انتخاب کند وهر حزبی می تواند به یکی از این گزینه ها برسد.

هیچ حزب اصلاح طلبی انتخابات را تحریم نکرده است

اما در مورد اصلاح طلبان تا به امروز از هیچ حزب اصلاح طلبی نشنیده ام که گزینه تحریم را انتخاب کند. شنیده ایم  که بگویند ما شرکت نمی کنیم اما نگفته اند که تحریم می کنیم.گفته اند که سکوت می کنیم مانند مجلس نهم که خیلی ها سکوت کردند. من معتقدم که دلیل قانع کننده ای برای یک حزب درون نظام وجود ندارد که در انتخابات شرکت نکند.

یک اتفاقی در سال ۸۸ افتاده که همه می دانیم حالا اگر می خواهیم اپوزیسیون شویم و انقلابی گری کنیم خوب راهش داشتن حزب نیست . راه آن این است که یک گروههای پارتیزانی درست کنیم و زیرزمینی فعالیت های خیلی جدی داشته باشیم و بیافتیم در خط مبارزات مسلحانه. اما وقتی که اسم مان اصلاح طلب شده است یعنی اینکه در درون نظام می خواهیم کار حرفه ای خود را دنبال کنیم و من غیر از این معنای دیگری از اصلاح طلبی نمی فهمم . یعنی با حفظ این ساختار می خواهیم مثلا کچ تابی ها یا مسائل نابسامان را اصلاح کنیم؛ لذا دلیل خیلی قانع کننده ای برای عدم شرکت در انتخابات نمی بینم.

اگر بخواهیم برای شرکت در انتخابات شرط بگذاریم خوب شرط را که به کسی نمی دهند شرایط را باید خودمان محقق کنیم. خود همین اصلاح طلب ها اگر در حاکمیت قرار داشتند و یک حزب اصولگرا می آمد می گفت من به این شرط ها می آییم در انتخابات شما شرکت می کنم واقعا ما می پذیرفتیم؛ می گفتیم "برو دنبال کارت."هر کس دوست داشت در انتخابات شرکت کند هر کس دوست نداشت شرکت نکند.

شرط اصلاح طلبان رعایت قانون باشد

اما باید یک شرط اساسی برای انتخابات بگذاریم و آن هم این باشد که قانون اساسی رعایت شود. اگر قانون حاکم شود و هر کسی که از قانون تخلف کرد بیایند او را افشا کنند؛ این یک حرف منطقی است.

وعده ۵ برابری یارانه ها انتخاباتی است

من قبلا هم هشدار داده بودم ما علائمی می بینیم که نشان دهنده آن است  که بنای امورغیر قانونی  را پایه گذاری می کنند و حداقل برخوردهای غیر اخلاقی در انتخابات را دارند رسم می کنند. من اعتقاد دارم که اشکالی ندارد که دولت اگر طرح هایی دارد آن را در وقت قانونی خود به مجلس ارائه کند و قبل از آن هم حرفی در مورد آن نزند. اما نه اینکه بیاید در ساعت پربیننده تلویزیون مثلا بگوید می خواهیم هدفمندی یارانه ها را ۵ برابر کنیم . این حرف انتخاباتی است و در آن شکی نیست.

دولتی که ۵ -۶ ماه بیشتر به عمرش باقی نمانده است چکار دارد به بحث هایی که مثلا در یک سال آینده می خواهد اتفاق بیافتد. دولت با بحث های این چنینی می خواهد وضعیت ساختار اقتصادی را متلاطم کند. یا مثلا بیاید بگوید ۵۰۰ هزار نفر را می خواهیم استخدام کنیم. اگر این استخدام ها طبق ضوابط استخدام است که اصلا گفتن ندارد.

واقعیت این است که باییم بگوییم شورای نگهبان تغییر کرده؟ نه نکرده است؛ ساختار نظام عوض شده ؟هیچ اتفاقی نیفتاده است. باید دست به دست هم بدهیم هم اصولگرایان  و هم اصلاح طلبان نگذاریم این بداخلاقی ها رخ دهد و قانون زیر پا گذاشته شود؛ از ناحیه هر کسی که باشد.

همه با هم متحد شویم و اجازه ندهیم قانون زیر پا گذاشته شود. لذا من این موضوع را به عنوان شرط اساسی می پذیرم که ما تابع قانون باشیم؛ اما گذاشتن شروط دیگر مثل این است که قصد نداشته باشیم در انتخابات شرکت کنیم.

به ما گفتند بیانیه بدهید کل سیستم انتخابات غیر قانونی است

از آن طرف نیز برخی تندروی هایی صورت می گیرد . مثلا می گویند بیایید توبه کنید یا صحبت های دیگر. من حرفم این است که هر کس که تخلف می کند جلویش را بگیرید و اصلا نگذارند وارد انتخابات شود و تخلف کند. بله اصلاح طلبان در انتخابات ۸۸ بسیار فعال بودند و خیلی از آنها هم بعد از انتخابات آمدند با کلیت نظام هماهنگی کردند. خیلی ها در مجلس هشتم به ما گفتند که بیایید در مراسم تنفیذ شرکت نکنید. بیاید بیانیه بدهید کل سیستم انتخابات غیر قانونی است.

بر علیه احمدی نژاد تبلیغ کردم

واقعیت این است که تا شب انتخابات کاندیدا داشتیم، برنامه داشتیم. بنده ۲۰ خرداد ۸۸ ،۵ استان رفتم و بر علیه احمدی نژاد هم تبلیغ می کردم ولی بعد از آن گفتیم تمام شد.

ما بعد از انتخابات ۸۸ یک طرحی مطرح کرده بودیم که بعدها معروف شد به لوئی جرگه ایرانی.مدتها روی این طرح کار کردیم. ۳-۴ دفعه پیش حضرت آیت الله مهدوی کنی رفتیم و گفتیم شما بیایید وسط دعوت کننده باشید داخل مجلس جلسه می گذاریم همه طرفها بیایند بحث کنند که زندانیان آزاد شوند و توقیف برخی مطبوعات و احزاب برداشته شود از آن طرف هم دولت احمدی نژاد به رسمیت شناخته شود. یک طرح خیلی مفصلی بود اما گوش ندادند و ما هم دیدیم بی خودی گلویمان را خسته می کنیم و این ماجرا را رها کردیم. لذا اصلاح طلبانی که بعد از انتخابات تخلف کردند باید ببینند چه کسانی بودند واقعا بعد از انتخابات چه اتفاقاتی افتاده که معتقدند درست نیست اصلاح طلبان بیاید؛ پس بگویند می خواهیم بازی را با مسابقه تک نفره پیش ببرم و آن طرف هم نیاید.  پس خودشان را پیروز اعلام کنند و دیگر هم رقابتی باقی نمی ماند.

با افراطیون دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا صحبت شود

مشکل ما این است که باید با افراطیون هر دو جریان صحبت و نصیحت شود که مصلحت مردم چیست؟ اینکه بگوییم اصلاح طلبان مرده اند، تمام شده اند یا کسی که اخیرا گفته بود می خواهیم آخرین میخ را به تابوت اصلاح طلبان بکوبیم ؛ حالا باید به این سئوال پاسخ دهند که کشور با یک جریان سیاسی می تواند اداره شود. اصولگرایان در این ۸ سال تنها بودند آیا واقعا همه چیز درست شده است؟آیا بگویند جریانی که در ۳۳ سال انقلاب بوده است کلا باید حذف شود؛ عقلانی است؟

*این طرف اصولگرایان نمی گویند که اصلاح طلبان باید توبه کنند؛ اما اعتقاد دارند تجربه تلخی از انتخابات ۸۸ از این جریان باقی مانده . چطور می شود دوباره اعتماد کرد کاندیدای همین جریان که شکست خورد گفت من از اساس انتخابات، نهاد ناظر و نهاد مجری را قبول ندارم و الان هم هنوز یک بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان  حتی انتخابات ۸۸ را به رسمبت نمی شناسند آنهم انتخاباتی هم که به عقیده شما شورای نگهبان همان است، سیستم و نظام همان است.

- آن طرف هم همین را می گوید.می گوید ما چگونه اعتماد کنیم؟ مثلا ما بعضا صد درصد پیروز بودیم و باز هم ممکن است همان اتفاق بیافتد. این حرف را یک موقعی کاندیداها و نامزدها می زنند خوب ادله خودشان را داشتند و باید از خودشان پرسیده شود که شما چه می گویید؟

*شما اشاره به جریان اصولگرا داشتید و اشاره به بحث سهام عدالت اما  مجلس مرتبا قوانینی تصویب می کند که جلوی این کارها را بگیرد. مثلا همین مجلس اصولگرا ممنوعیت استخدام ها را اعلام کرده است. معاونت نظارت بر قوانین آن را لغو کرد.

- نه با همدیگر شوخی نکنیم ؛ اولا اینکه هنوز معلوم نیست فاز دوم هدفمندی یارانه ها به چه نتیجه ای می رسد و دولت مصمم به اجرای آن است. از آن طرف هم استخدام ها را در برخی از استانها شروع کرده است، سهام عدالت هم ثبت نام می کند، درست است که آنها موضع می گیرند اما باید دید خروجی چیست.

من عرضم این است که از احزاب اصلاح طلب کد بیاورند که به غیر از دو حزب منحله مشارکت و مجاهدین کدامشان برخلاف نظام موضع گیری و یا عمل کرده اند. اگربگویید ما هیچ حزبی را غیر از آن دو حزب اصلاح طلب نمی شناسیم ، شاید حرف شما درست باشد ؛ اما به غیر از آن دو حزب حداقل اش ۳۰ و چند حزب دیگر در جریان اصلاحات وجود دارد.

به لاریجانی و قالیباف می گویند ساکتین فتنه

بنابراین من یک حزب اصلاح طلب را هم نمی شناسم که گفته باشد به این نظام اعتقاد ندارد ، انتخابات را قبول ندارد و بعد از انتخابات هم موضع هایی گرفته باشند که با تعابیر شما همخوانی داشته باشد. چرا؛ بعضی ها سکوت کرده اند، خوب از آنطرف هم به برخی از اصولگرایان مانند آقای لاریجانی، آقای قالیباف می گویند ساکتین فتنه. خیلی از اصلاح طلبان هم ساکت بودند اما در عین حال هیچ موضعی هم بر علیه نظام و انتخابات نداشتند.

 

نتیجه انتخابات ۸۸ برای تهرانی ها قابل تحمل نبود/ تا بخواهید تخلف شد

من از روز اول می دانستم و مردم سالاری جزء احزابی است که همیشه به موقع این تفکیک را مطرح کرده است. ۲ میلیون نفری که در ۲۵ خرداد به میدان آمدند هیچ کدام از آنها برانداز نبودند و شعار ساختارشکنی سر ندادند. فقط با نتیجه مشکل داشتند؛ واقعا هم برای تهرانی ها  قابل تحمل نبود؛ یعنی در تهران با آمار رسمی خود وزارت کشور هیچ وقت اینها این نتیجه را انتظار نداشتند. از روز اول هم گفتم تا بخواهید تخلف شده اما تقلب به مفهومی که ۱۱ میلیون رای جابجا بشود نشده است. و الان هم می گویم معتقدم که سیستم انتخاباتی ما طوری نیست که بشود تقلب کرد؛ اما متاسفانه حال و هوای انتخابات طوری است که تا بخواهید می شود در آن تخلف کرد. بنابراین ما باید جلوی تخلف را بگیریم و نگذاریم کسی مرتکب تخلف شود.

*از آن طرف هم در خود جریان اصلاح طلبی این اعتقاد وجود دارد که کسانی که صحبت از تقلب نمی کنند اصلا اصلاح طلب نیستد و کسانیکه حاضرند بعد از این اتفاقات وارد انتخابات شود و به نظام مشروعیت دهند اصلاح طلبان بدلی هستند و یا تعبیراتی مانند شبه اصلاح طلب می دهند. و اعتقاد دارند نظام گروهها را ساخته برای اینکه اصلاح طلبان را حذف کند و یک طیفی از اصلاح طلبان به همین حرفی که شما می زنید انتقاد دارند, بنابراین همین رویکرد فضا را برای نقد پررنگ تر اصولگرایان فراهم می سازند که مثلا آقای کواکبیان هنوز یک طیفی از اصلاح طلبان شماها را به خاطر این نوع طرز تفکرات قبول ندارند و مورد نقد جدی قرار می دهند. پس ظاهرا یک خبرهایی است و یک جدیتی وجود دارد برای یک سری از اقدامات.

- شما جز سایت های منتسب به بعضی افراد کدام حزب اصلاح طلبی را دیده اید که بگوید کواکبیان اصلاح طلب نیست؟ اگر ملاک اصلاح طلبی باشد که بنده پایه گذار ستادهای به آفرین بودیم برای سال ۷۶ آقای خاتمی. ملاک چیست؟ مثلا از چه زمانی باید فعالیت مان را شروع می کردیم که جزء اصلاح طلبی ها بشمار بیائیم.

ستاد انتخاباتی خاتمی در سمنان را چه کسی اداره کرد؟ یا در حزب همبستگی چه کسی مسولیت داشت ؟ما حدود ۸۰ نفر فراکسیون همبستگی در مجلس ششم داشتیم و بنده قائم مقام دبیر کل بودم؛ پس در آن زمان اینها هم اصلاح طلبان بدلی بودند.

الان یک شرایطی است که هر کسی بگوید من اصلاح طلب است باید به آن بگوییم که دستت درد نکند که در این فضا شما هم آمدید اصلاح طلب شدید. مگر امروز در جریان اصلاحات نان و آب است که یکی بیاید من اصلاح طلب هستم و خودش را بخواهد به این جریان بچسباند.

اصلاح طلبان سال ۸۴ دنبال وزن کشی سیاسی بودند

من اتفاقا اعتقاد دارم اصلاح طلبان بدلی آنهایی هستند که زمینه روی کار آمدن احمدی نژاد را ایجاد کردند . با عدد و رقم برایتان ثابت می کنم که ما در سال ۸۴ انقدر حرص خوردیم که این کار را نکنید. گفتند می خواهیم وزن کشی سیاسی کنیم. خوب کردید نتیجه ای چه شد. مهرعلیزاده از یک طرف ، معین از یک طرف، کروبی از یک طرف، هاشمی از یک طرف . هر الفبای سیاست نخوانده ای هم می فهمید که با این کار هیچ وقت اصلاح طلبان پیروزی نمی شوند.

اصلاح طلب واقعی در آن شرایط چه کسی بود؟ اصلاح طلب واقعی کسی بود که دنبال وحدت بود؛ اما خیلی ها فقط دنبال وزن کشی سیاسی بودند. اصلا کلمه بدلی باید به کسانی اطلاق شود که نخواهد امور به سامان شود و به شکلی جا زده باشند و به دنبال کارهای انقلابی یا ضد اصلاح طلبی هستند.

صلاح اصلاح طلبان  حضور در انتخابات است

ما می گوییم صلاح اصلاح طلبان به حضور در انتخابات است . آنهایی که می گویند نباید بیاییم اگر واقعا اصلاح طلبان اصلی هستند بیایند یک راه حل برای جریان اصلاحات که بتواند در آینده در همین نظام باقی بماند و فعالیت سیاسی داشته باشد؛ ارائه کند.

بله می شود اپوزیسیون رسمی شد، مبارزه مسلحانه شروع کرد آن هم یک راه حلی است؛ اما اگر بخواهیم اصلاح طلب بمانیم، باید در انتخابات شرکت کنیم. ما نمی گوییم که می خواهیم در انتخابات معجزه کنیم و صد درصد هم  پیروز شویم ؛ اما غیر از این راه حلی نداریم. اگرسکوت کنیم چیزی عادیمان نمی شود. اگر همچنان دنبال انحصارطلبی وتمامیت خواهی باشیم این اصلاح طلبی بدلی است وگرنه کسی اخلاق اصلاح طلبی و اعتدال طلبی و اخلاق مبارزه پارلمانی را رعایت کند بدلی نیست؛ لذا معتقدم هیچ حزب اصلاح طلبی تا به حال این اصطلاح را بکار نبرده است، جزء برخی سایت ها؛ که اگر اینها را نگویند چه بگویند. باید این حرفها را بزنند تا سایتشان پر شود.

*در جریان اصلاحات دو طیف برای حضور در انتخابات اصرار دارند یکی طیف شما و یک طیف هم آقای عبدالله نوری و دوستان ایشان هستند که در آن سوی میدان آنها هم با یک استدال هایی خواهان حضور جدی و حداکثری در انتخابات هستند. اولا اصلاح قبول دارید  این گفته را و اینکه ممکن است هماهنگی با همدیگر داشته باشید تا وحدتی که در سال ۸۴ به دنبال آن بودید، ایجاد شود؟

- من باورم این نیست.خاتمی به هر دلیلی که کاندیدا نباشد در انتخابات شرکت نکند. در ملاقات هایی که با ایشان داشتیم، به حضور در انتخابات تاکید داشت. منتهی در مورد شخص خودش گفته است که فعلا شرایط فراهم نیست و شرایط را فراهم نمی بیند؛ اما هیچگاه از خود ایشان نشنیده ایم که نباید در انتخابات شرکت کنیم.

در مورد آقای عبدالله نوری هم همین طور است و اعضای شورای  هماهنگی هم همه بحث شان این است که آیا می توانیم کاندیدا هم داشته باشیم یا نمی توانیم. مثلا خیلی از دوستان بعد ازهمایش تبیین طرح مناسک گفتند فلان چهره ها نیامدند؛ نیامدن اینها بدلیل مخالفت با ما نبود اینها کلا در اصل انتخابات بحث دارند. خوب حالا ممکن است چند حزب هم این گونه فکر کنند.

بدنه جامعه از احمدی نژاد دل خوشی ندارد/ زمینه حضور اصلاح طلبان فراهم است

نمی گویم که حتما باید پیروز باشیم ، اما چون بدنه جامعه دل خوشی از اوضاع معیشتی ، اقتصادی و سیاست خارجی، سیستم اداری ، اوضاع اجتماعی و ناهنجاری های فرهنگی از دولت آقای احمدی نژاد ندارد و مردم ما دنبال تغییر هستند؛ این موضوع زمینه را برای حضور اصلاح طلبان فراهم کرده است و البته در کنار این،اختلافات عدیده ای هم که میان اصولگرایان ایجاد شده به شرایط حضور اصلاح طلبان کمک کرده است. بعضی می گویند ۱۸ نفر اسب خود را زین کرده اند. ۲۰ نفر هم دارند مقدمات زین کردن را فراهم می کنند. این تعداد کاندیداها یک فرصتی است که بیاییم وسط و فعال شویم. ضعف های دولت احمدی نژاد و همچنین تعدد کاندیداهای اصولگرایان را دو فرصت برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات می دانیم . البته من توصیه ام این است بروند با هم یکی باشند تا ما هم تکلیفمان روشن شود که رقیب اصلی مان کیست.

هیچ حزب اصلاح طلبی را من نمی شناسم که بگوید تحریم ؛ولی بعضی از احزاب اصلاح طلب بر این موضع ایستاده اند که ما نباید کاندیدا داشته باشیم. و وقتی که می گویند کاندیدا نباید داشته باشیم دیگر فرصت اینکه بگوییم اجماع بشود یا نشود و یا اینکه طرح مناسک را اجرایی کنیم و یا نکنیم پیش نمی آید.

شخصا از لحاظ انگیزه شخصی چندان تمایلی برای حضور در انتخابات ندارم

بنده شخصا از لحاظ انگیزه شخصی چندان تمایلی برای حضور در انتخابات ندارم نه اینکه بخواهم ناز کنم اما استدلال هایی که برای عدم حضور در انتخابات دارم را در جبهه اصلاح طلبان گفته ام و در جلسه آخر شورای مرکزی هم خواهم گفت. امیدواریم که استدلال ما قبول واقع شود؛ من دلم خوش نیست که نامم کبوتر حرم شود.

خاتمی بیاید؛ حزب مردم سالاری کنار می کشد

معتقدم که اگر حضورم ثمربخشی و اثر بخشی داشته باشد وارد انتخابات می شوم و از اول هم تاکید کرده بودم و قبل از اینکه وارد مرحله سوم شویم ، دو مرحله در قبل گفتیم که اگر خاتمی بیاید حزب مردم سالاری کنار می کشد و طرح مناسک را اجرا نمی کند؛ اما اگر خاتمی نیاید طرح مناسک اجرایی می شود و این طرح را هم ما نمی خواستیم خودمان اجرا کنیم.از روز اول اعلام کردیم مجمع روحانیون و خاتمی بیایند این کار را در دستشان بگیرند و شخص خود خاتمی پرچمدار آن باشد و با محوریت ایشان این کار صورت بگیرد اما ظاهرا نمی شود و ما هم یک توانی داریم و در یک حدی می توانیم مشورت کنیم.

این همایش و همایشی هم که قرار بود توسط شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برگزار شود، قرار بود پیش مقدمه ای برای برگزاری کنگره بزرگ اصلاح طلبان باشد؛ لذا قرار گذاشتیم اگر اصلاح طلبان بر سر مرحله اول و دوم به اجماع نرسند حزب مردم سالاری کاندیدای اختصاصی خود را داشته باشد و اگر بخواهیم بیاییم با کسی رودروایسی نداریم و اعلام می کنیم؛ لذا جبهه اصلاح طلبان کاندیدایش را انتخاب کرده و در آینده نزدیک اعلام خواهد کرد و حزب مردم سالاری نیز در همایش ۵ بهمن در مورد کاندیدای نهائی خود تصمیم گیری می کند.

حداکثر انعطاف را برای حداقل کاندیدا را داریم

*چه نظری درباره چهره هایی که تاکنون در جریان اصلاحات نامشان به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح شده دارید؟

- در جریان اصلاحات نام های مختلفی مانند کمالی، مهرعلیزاده، نجفی، شریعتمداری، جهانگیری به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح شده ؛ ما با هیچ کدام از آنها تاکنون جلسه ای نداشته ایم . باید اول تکلیفمان را با خودمان معلوم کنیم بعد برویم سر بحث های دیگر ولی مطمئن باشید که ما حداکثر انعطاف را برای حداقل کاندیدا را داریم.

*تعریف شما از انتخابات آزاد؟

- معظم رهبری در فرمایشاتشان به انتخابات آزاد اشاره و تاکید داشته اند که" معلوم است که باید انتخابات آزاد باشد. " ولی هشدار مشفقانه ایشان به این دلیل بود که کسانی که نیت خیری دارند مراقب باشند که این مسئله موجب سوءاستفاده نشود و این موضوع القاء نشود که انتخابات ۳۳ سال گذشته غیر آزاد بوده است.

خیلی از انتخابات ها را اصلاح طلبان برگزار کرده اند بنابراین نمی شود گفت که انتخابات غیر آزادی برگزار شده؛ اما باید مراقب بود استفاده از این لفظ و تکرار این واژه ، این شائبه را در جامعه ایجاد نکند که گویا انتخابات آزاد نیست پس باید انتخابات آزاد برگزار شود.

حمایت اصلاح طلبان از یک اصولگرا درست نیست

*در مورد آقایان قالیباف و لاریجانی چنین تحلیل هایی است که ممکن است اصلاح طلبان از آنان حمایت کنند.

- در دانشگاه صنعتی شریف زیباکلام گفته بود اصلاح طلبان بی پدر و مادر شده اند و بهتر است از قالیباف حمایت کنید. بله ممکن است من شخصا به عنوان یک شهروند به قالیباف رای بدهم اما هیچ وقت حزبم نباید از قالیباف حمایت کند و باید هویت اصلاح طلبان حفظ شود و اگر نتوانیم کاندیدا دهیم باید سکوت کنیم . این کار درستی نیست که از یک اصولگرا حمایت کنیم. منظورم  از اینکه گفتم رای اصلاح طلبان را ندارد ممکن است بعضی از شخصیت ها و افراد اصلاح طلب به او رای بدهند؛ اما با تابلوی اصلاح طلبی از او حمایت نخواهند کرد.

جدی ترین کاندیدا از نظر تشکیلاتی در جریان اصلاحات ما هستیم که واقعا تا به امروز هیچ کاری انجام نداده ایم و در مورد دیگران هم همین موضوع صدق می کند و کسی تا کنون کار جدی انجام نداده است.

وحدت ملی برای انتخابات محقق نمی شود/ کدام حزب اصلاح طلب به آقای ولایتی رای می دهد؟

* شما اعتقادی به دولت وحدت ملی که آقای هاشمی مطرح کرده بودند دارید؟- یک زمانی بحث کابینه ائتلافی است که ما هم دنبال آن هستیم و دولت آینده باید حتما چه اصولگرا و چه اصلاح طلب، کابینه ائتلافی داشته باشد؛ بنابراین اصلاح طلبان و اصولگرایان باید با هم باشند . همچنان که خیلی از کشورهای اروپایی هم کابینه ائتلافی تشکیل می دهند؛ ولی اینکه بگوییم وحدت ملی برای انتخابات ایجاد شود عملا تحقق پیدا نمی کند. فرض کنید یک چهره ای مانند آقای ناطق نوری که می تواند برای طرح وحدت ملی خوب باشد، ولی در حقیقت ماجرا کدام حزب اصولگرا می آید به آقای ناطق نوری رای بدهد؟ یا مثلا آقای ولایتی؛ کدام حزب اصلاح طلب به آقای ولایتی رای می دهد ؟ اعلام کنید.

* یعنی هیچ یک از اصلاح طلبان ممکن نیست به آقای ولایتی رای بدهند؟

- من کی را نمی شناسم. از آن طرف هم اگر شما یک حزب اصولگرا می شناسید که بیابد به آقای ناطق نوری رای بدهد وجود ندارد و اصولگرایی است که فعلا اصولگرایان رهایش کرده اند و طبیعتا طرح وحدت ملی این است که هم اصولگرایان و اصلاح طلبان بیایند به یک گزینه برسند و من به خود آقای هاشمی گفته ام که طرح خوبی است اما جنبه اجرایی آن مشکل است.

مثلا حسن روحانی . شخصیت خیلی برجسته ای است ولی بعید می دانم احزاب اصولگرا بیایند و از ایشان حمایت کنند؛ ممکن است حمایت چند حزب اصلاح طلب را داشته باشد.

متاسفانه احزاب جامعه ما قبل از انتخابات فعال می شود در حالی که بحث اصلی ما باید بعد از انتخابات باشد و آن موقع است که احزاب باید دست به دست هم بدهند که با چه گروههایی روی هم بریزند تا مشکلی از مشکل خلق الله را حل کنند.

* چند نام را می بریم و شما نظر خود را در مورد آنان بیان کنید.

خاتمی : امیدواریم که بتواند در انتخابات بیاید.

*بتواند یعنی چه؟ یعنی اینکه می خواهد بیاید ولی نمی شود؟

-بتواند یعنی اینکه مجموعه شرایط فراهم باشد.

هاشمی رفسنجانی: امیدوارم بتواند به عنوان بازیگردان در انتخابات موثر باشد.

سید حسن خمینی: امیدوارم "بقیه سلف" امام خمینی باشد و بتواند در آینده نقش های جدی تری ایفا کند.

مهدوی کنی: بارها خدمتشان گفتیم ممکن است از لحاظ سیاسی سلیقه هایمان متفاوت باشد، اما هیچ وقت شاگردی ایشان را در دانشگاه امام صادق(ع) و درس اخلاقشان را فراموش نمی کنم.

احمدی نژاد: امیدوارم که هر زودتر دوره اش تمام شود.

محمدرضا باهنر: شخصیت کارآمدی برای نظام پارلمانی.

علی لاریجانی: تصور نمی کنم ایشان به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات حاضر نشود.

ولایتی: مردی برای همه فصول و همه زمانها. این روزها در تلویزیون هرکانالی که نگاه می کنید آقای ولایتی به عنوان صاحب نظر در زمینه های سیاست خارجی ، تاریخی، پزشکی، بیداری اسلامی حضور دارد و کمتر جایی است که نباشد.

حداد عادل: در بین اصولگرایان دنبال ایجاد وحدت است ولی نتیجه چندان موفقی نخواهد داشت.

قالیباف: خوب است ولی برای دور جدید انتخابات تصور نمی کنم خیلی اصلاح طلبان از او حمایت کنند؛ چرا که در جامعه چنین القا شده است که اصلاح طلبان از او حمایت خواهند کرد.

ناطق نوری : ایشان از اصولگرایان واقعی و دلسوز نظام است.

آیت الله جنتی : حقیقتا همه حرفها و سخنان بد را برای خودشان می خرند؛ اما نباید این طور تصور شود که این بحث ها ، مواضع ایشان است . من وقتی از نزدیک با ایشان برخورد کردم دیدم که دیگران شرایطی فراهم می کنند وهر رد صلاحیتی و هر بحثی به نام او ثبت می شود؛ اما واقعا این گونه نیست.

لینک مصاحبه : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=۱۷۹۲۰۶۷

گفتگوی مشروح مهر با کواکبیان:

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است