گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصاحبه به مناسبت سه هزارمین شماره روزنامه پیام سمنان

پایداری و صداقت، رمز رسیدن به سه هزارمین شماره

۱۰ بهمن ۱۳۹۰

گفتگو با آقای دکترکواکبیان ، جدا از تمام ویژگی هایی که دارد ، بسیار سخت و دور از ذهن مینمود ، چرا که هیچ فرصتی پیدا نمیشد تا ما بتوانیم حداقل ۲ ساعتی بدون تماس تلفنی و مراجعه کننده و امور کوچک و بزرگ پیش بینی نشده ، صحبت کنیم. نزدیک به یک ماه گذشت تا سرانجام در آخرین روز و ساعاتی که کارهای فنی این ویژه نامه در حال انجام بود ، مصاحبه ای انجام شد.

بهانه این بود که روزنامه پیام استان سمنان به شماره سه هزارم رسید . خواستم اول گفتگو را با خسته نباشید از ۲۰ سال تلاش و دوندگی شروع کنم که دیدم نشانی از خستگی در چهره مدیر مسوول آن نیست . مثل همیشه با علاقه و هیجان از خاطرات قدیم و مسائل پیش رو حرف می زند و اصلاً هم از انرژی و توان کم نمی آورد و بار دیگر تصویر ذهنی من از آقای کواکبیان تأیید میشود که گویی این فرد در طول ۳۳ سال گذشته یک لحظه هم آرام و قرار نداشته و دائم در حال حرکت و تلاش و فعالیت بوده و هست ...
گفتگوی خوبی شد ، شما هم بخوانید .

* محمد زرین

 

خب آقای دکتر! بیشتر از ۳ هزار شماره از چاپ و انتشار روزنامه پیام می گذرد، اولین بار چه  جرقه و ایده ای در ذهن شما شکل گرفت و چطور شد که به فکر افتادید، پیام را منتشر کنید؟

بسم ا... الرحمن الرحیم، ضمن تشکر از شما که ترتیب این مصاحبه را دادید. ۳ تا عامل بود که ما را واداشت تا بحث یک نشریه در سطح استان را پیگیری کنیم.

اولین عامل علایق شخصی خودم بود. من از دوران مدرسه و دبیرستان، مسوول یک نشریه دیواری بودم بعد هم در اوایل انقلاب، در حزب جمهوری اسلامی، شعبه سمنان به عنوان قائم مقام دبیر استان، یک نشریه را برای استان به راه انداختیم به نام ۸ شهریور که بعد از شهادت آیت الله شهید باهنر شکل گرفت، و چند شماره ای هم چاپ شد و در نماز جمعه سمنان به فروش می رفت و در واقع همین علایق شخصی بود که باما بود و بعد از روزنامه پیام هم منجر به انتشار روزنامه مردم سالاری در سطح کشور شد که خوشبختانه ما دهمین سالگرد انتشار آن را در اول دی ماه امسال برگزار کردیم.

عامل دوم، فقدان یک نشریه استانی بود. ما یک خلایی را در این زمینه احساس می کردیم.

علی رغم اینکه یکی دو تا نشریه در ابتدای انقلاب درست شده بود و در زمان دکتر مصدق هم نشریه صدای سمنان چاپ می شد، ولی اینها خیلی مقطعی بودند و دوران کوتاهی داشتند.

ما احساس کردیم یک نشریه ماندگار را در سطح استان باید داشته باشیم و بضاعت بسیار اندک این کار را شروع کردیم.

و دلیل سوم این بود که من در سال ۶۹ اولین بار که کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی بودم و این هم یک انگیزه ای در ما ایجاد کرد، البته بعدها خیلی ها گفتند که انتشار پیام برای همین دلیل سوم هست، اما انگیزه و علایق شخصی و فقدان یک نشریه محلی خیلی تاثیرگذار بود و اینکه الان ما برای ۳هزارمین شماره داریم با شما مصاحبه می کنیم نشان می دهد که تنها انگیزه کاندیداتوری مجلس نبوده است.

آقای دکتر! روزی که شروع به انتشار پیام کردید، می دانستید که دارید وارد یک مسیر پرفراز و نشیب می شوید و فکر می کردید که بعدها چه اتفاقاتی برایتان می افتد و اینکه اساساً شرایط استان به گونه ای هست که بتوانید یک نشریه را اداره کنید و ادامه بدهید؟

خدمت شما بگویم که اگر فکر کنید که ما افق های دور دست و مسائل آینده را از روز اول پیش بینی می کردیم، نه! اینطور نبوده است که یک برنامه کاملا پیش بینی شده طراحی و ترسیم کرده باشیم، اما به طور طبیعی برای ما محسوس بود که راهی که انتخاب کردیم، راه آسانی نخواهد بود. ولی خب من در هر کاری که شروع کردم، مثل تاسیس روزنامه پیام، تاسیس روزنامه مردم سالاری و حزب مردم سالاری، تاسیس دانشگاه فضیلت در سمنان، تاسیس خانه مطبوعات استان و مثالهای از این دست، با یک انگیزه و توکل الهی وارد بحث شدیم و از خداوند استعانت طلبیدیم و خدا هم در بسیاری از موارد کمک کرد و عنایت حضرت حق را در بسیاری از تنگناها و مشکلات می دیدم. وگرنه چنین اقداماتی به سرانجام نمی رسید و نمی توانستیم تا ۳هزار شماره دوام بیاوریم.

من یادم هست که در ۴-۳ سال اول انتشار پیام که آن موقع ها هفته نامه هم بود، بسیاری از اقوام و آشنایان کمک کردند ومن از آنها پول قرض کردم که بتوانم کار را شروع کنیم و ادامه بدهیم تا کار بر زمین نماند.

ولی آن پشتکار و انگیزه ای که ناشی از عنایت خداوند بود، باعث می شد که علیرغم سختی ها و به ویژه سختی های مربوط به توان مالی نشریه، بتوانیم این کار را ادامه بدهیم.

ولی خب... سختی ها فقط بحث هزینه های مالی نبود، هزینه های معنوی فراوانی در این راه پرداخت کردیم. حضور در دادگاه های مطبوعاتی در مراحل مختلف و همچنین هجمه های فراوانی که برخی مخالفان فکری ایجاد می کردند، اما به هر حال ما پایدار ماندیم و به شما بگویم که انتشار ۳۰۰۰ شماره در یک استانی که هنوز جمعیتش به ۷۰۰ هزار نفر نمی رسد، واقعا یک کار طاقت فرسایی هست و با هیچکدام از استانهای بزرگی که نشریات پرسابقه  دارند، قابل قیاس نیست و در استانی مشابه شرایط ما، چنین نشریه ای که ۲۰ سال دوام آورده باشد، نداریم.

در استان خودمان هم محدود نشریاتی هستند که آن هم به صورت هفته نامه، ماهنامه و یا فصلنامه توانستند فعالیت کنند، خیلی از نمایندگان مجلس، مقامات مسوول، علما و شخصیت های فرهنگی در طی این سالها نشریه ای را راه اندازی کردند، اما نتوانستند ادامه بدهند که اگر بخواهیم نام ببریم شاید بیش از ۲۰ نشریه بوده اند.

از توان مالی روزهای اول گفتید، می توانید بگویید دقیقا با چه سرمایه ای کار را شروع کردید و با چه کسانی مشورت کردید و این کار را آغاز نمودید و در طی این سالها تاکنون چند نفر با شما همکاری داشته و دارند؟

اگر به شما بگویم که ما در سال۱۳۶۹ با حدود  صد هزار تومان که آن هم از اخوی خودمان قرض کردیم، کار را شروع کردیم، سخنی به گزاف نگفتم . البته در آن سال ۱۰۰هزار تومان هم یک رقمی بود ولی این مبلغ صرفاً برای این بود که بتوانیم پول چاپخانه را بدهیم، در خصوص پرسنل و دفتر کار دیگر منبع مالی نداشتیم، حتی ما کار را از منزل مرحوم ابوی در محله جهادیه سمنان شروع کردیم و تا حدود ۶ ماه اول در همان منزل جلسات هیات تحریریه و بحث های کاری را پی می گرفتیم.

بعدها رفتیم یک دفتر را در همان جهادیه اجاره کردیم و تا امروز هم، ما هنوز یک ساختمان یا زمین ملکی از خودمان نداریم. البته در یک سالی زمینی را گرفته بودیم برای ساختن دفتر نشریه که بعدها آنقدر قرض بالا آوردیم که ساختمان را نیمه کاره فروختیم تا بتوانیم قرض هایمان را بدهیم.

احساس کردیم بقای روزنامه در محل استیجاری بهتر است از تعطیلی روزنامه به بهای به  دست آوردن یک ساختمان ملکی.

این واقعیتی است که ما سرمایه ای نداشتیم و بیشتر توکلمان به خدا بود. یادم می آید اولین آگهی که برای روزنامه گرفتیم، آقای ماشاالله محقق داد که در بازار سمنان مغازه داشت، به مبلغ ۶۰۰۰ تومان که کلی آن موقع خوشحال بودیم که توانستیم یک درآمدی برای نشریه ایجاد کنیم!

اما اکنون خداوند را شاکریم که نه تنها مقروض نیستیم، بلکه درآمد آگهی های روزنامه به خوبی کفاف هزینه های جاری را می دهد و به حدی رسیده ایم که داریم پیگیری می کنیم که اگر خداوند متعال بخواهد، یک چاپخانه بزرگی را برای استان سمنان تدارک ببینیم. چون ما هنوز نشریه هایی مثل پیام را در سمنان نمی توانیم چاپ کنیم. روزنامه باید در تهران چاپ شود که مشکلات خودش را دارد. البته همین کار هم که داریم شروع می کنیم، سرمایه ای برای آن نداریم. توکلمان به خداست و تقاضای وام کرده ایم از بانک که هنوز موافقت نشده است.

خلاصه اینکه بیشترین سرمایه ما از آغاز تاکنون، سرمایه انسانی و فکری بوده است.

لازم است در همین جا یادی کنم از جناب آقای محمدتقی قدس که آشنایی ما با ایشان از زمان حزب جمهوری اسلامی بود و ایشان بعدها به عنوان سرپرست روزنامه جمهوری اسلامی در سمنان مشغول بودند، به کمک ایشان ما شماره های اول پیام را منتشر کردیم.

ولی بعدها ما دوستان بسیار زیادی پیدا کردیم که همکاران یک شمارش اجمالی کرده اند. بیش از ۳۰۰نفر از نویسندگان، علما، شخصیت های فرهنگی، شعرا، صاحب نظران در زمینه های مختلف در طی این سالها با ما همکاری کرده اند.

جا دارد که اینجا یادی از مرحوم آیت الله عالمی کنم که ایشان حدود ۳ سال به صورت مداوم مقالات قضا در اسلام را برای ما می نوشتند. همچنین نماینده ولی فقیه و امام جمعه فعلی سمنان حاج آقا شاهچراغی که چند سالی مطالبی با عنوان خانواده در اسلام تحریر می کردند و چاپ می شد.

و خیلی از نویسندگان که واقعاً دلسوزانه و صمیمی در این سالها با ما همکاری کردند، خیلی از دوستان و همراهان ما بودند که در حال حاضر متاسفانه در بین ما نیستند و از دنیا رفته اند.

خود من هم تا سال دهم انتشار نشریه، در تمام جزئیات کاری دخالت و نظارت مستقیم داشتم. اما دیگر بعدها به دلیل کثرت مشغله ها، سرپرستی دفتر سمنان را به اخوی آقای حاج ابوالقاسم کواکبیان که از ابتدای کار تاکنون در کنار ما بودند سپردیم و بنده بیشتر نظارت کلی به عنوان مدیر مسوول داشتم.

و الان هم دقیقاً نمی دانم چند نفر پرسنل ثابت چند نفر به صورت حق التحریر و همکاران خبری و تحریریه ای داریم، اما اجمالا با دوستانی که در تهران داریم، می دانم که مستقیم و غیرمستقیم بیش از ۸۰ نفر در حال حاضر اشتغال دارند.

این صحبتها را که می کنید، انسان کاملا جریان یک زندگی و پیشرفت را از آغاز تاکنون حس می کند، پیام ۲۰ سال پیش با ۱ یا ۲ نفر شروع شده و حالا رسیده به ۸۰ نفر و شماره های آن هم از ۱ شروع شده و رسیده به ۳۰۰۰ و اینکه کسانی بوده اند و الان دیگر در قید حیات نیستند، همه اینها سمبلی از یک جریان کامل زندگی و رشد و پیشرفت در پیام استان سمنان هست. خب... همین نگاه و عملکرد جدی باعث شده که امروز پیام جایگاهی کاملا شناخته شده و موثر در میان مردم داشته باشد، اما روزهای اول چطور بود؟ برخورد مردم و مسوولین در آغاز کار و اینکه با توجه به شرایط استان سمنان که استانی کم جمعیت است، چه کسانی شما را تشویق می کردند و چه کسانی شما را برحذر می داشتند؟

واقعیتش این است که نگاه ها متفاوت بوده و هست. یک سری از افراد که چندان اهل مطبوعات و فرهنگ و قلم نبوده اند، خیلی برایشان اهمیت نداشت. حتی یادم می آید که در روزهای آغازین یکی از همشهریان تماس گرفته بود و می گفت که این روزنامه که حاج مصطفی راه انداخته قیمتش ۵ تومان هست. اما اندازه اش برای شیشه پاک کردن خیلی کوچک است!

خب، ما از این طیف نگاه داشتیم تا اینکه بسیاری از افراد که عاشقانه و دلسوزانه ما را تشویق کردند کمک و همراهی کردند تا این کار ادامه پیدا کند. به تعدادی از علما و همکاران  اشاره کردم، یا مثلاً عزیزانی مثل استاد عبدالمحمد خالصی که از شعرا و نویسندگان برجسته استان ما هستند که از آغاز تاکنون با ما همکاری داشتند و دو بیتی های سمنانی ایشان انگیزه خاصی به ما می داد و ما مرتب و هر هفته این دوبیتی ها را چاپ می کردیم. بسیاری از مردم نشریه را به خاطر همین دوبیتی ها می خریدند. لذا مردم در مجموع استقبال می کردند.

در خصوص مسوولین هم همین طور بود. البته ما هم خودمان یک ناپختگی هایی داشتیم، گاهی خیلی گیر می دادیم به مسوولین. خاطرم هست آقای درویش امیدی در همان سالهای اوایل دهه ۷۰ که فرماندار سمنان بود، ایشان قبل از اینکه نشریه در سطح شهر توزیع بشود، یکی دو نفر را مامور می کرد اول صبح نشریه را تهیه کنند که ببینند در آن شماره علیه ایشان چیزی ننوشتیم!

می خواهم  بگویم بعضی ها با ما برخورد می کردند چون ما با آنها برخورد می کردیم و حالا اینکه تا چه اندازه رعایت اعتدال از دو طرف می شد، جای بحث دارد. اما اکثر مسوولین که ما با آنها تعامل مثبتی داشتیم، استقبال و تشویق می کردند و در این خصوص خداوند متعال را شاکر هستیم که در طی این ۲۰ سال ما  وامدار هیچ فرد و مسوولی نشدیم. از هیچ نهاد یا مسوولی هیچ کمک مالی دریافت نکردیم. البته اینکه آگهی هایشان چاپ می شده فرق می کند- اما اینکه کمک بلاعوضی باشد که تعهدی برای ما ایجاد کرده باشد تا مجیزگویی کنیم، به هیچ عنوان وجود نداشته است.

آقای دکتر ویژگی های مثبت نشریه پیام را در چه چیزهای می دانید و چه انتقادی یا انتقاداتی را خودتان در خصوص پیام قبول دارید؟

می توانیم ۵ ویژگی مثبت را برای پیام قائل شویم.

اولین ویژگی این است که ما در طول این ۲۰ سال، ما هیچ وقت شهرگرایی نکردیم. هیچ کس نمی تواند در سطح استان حتی یک مورد مثال بزند که ما به خاطر اینکه سمنانی بودیم و به علت وجود یک سری اختلافات میان شهرها، ما طرف یک شهر را گرفته باشیم و شهر دیگر را کوبیده باشیم.

جالب است که بدانید ما کمتر در این ۲۰ سال تیتر غیر استانی داشتیم. سعی کردیم همیشه تیترهای ما استانی باشد. شده که پروژه مهمی در یک شهر یا شهرستان اتفاق افتاده که ما آن را تیتر کرده ایم. مثل جشنواره پسته در دامغان یا جشنواره انگور در شاهرود و یا جشنواره گردو در گرمسار و امثال اینها و... اما معمولاً تیترهای ما استانی است و هیچگاه شهرگرایی در پیام وجود نداشته است.

حالا اخیراً به طور مثال یک فردی یک جمله نامربوطی را درباره یکی از شهرها به من منتسب کرده بود که خب صددرصد دروغ بود و مردم آن شهر هم صداقت بنده را نسبت به خودشان در طی این ۲۰ سال دیده اند چون اگر قرار بود حمله یا جانبداری نسبت به یکی از شهرهای داشته باشم، در طی این ۲۰ سال در روزنامه خودم انجام می دادم و می توانستیم به خیلی از مسائل حاشیه ای دامن بزنیم. اما کسانی که با خط مشی بنده و روزنامه ما آشنا هستند می دانندکه ما چگونه بوده ایم و عمل کرده ایم و به هر میزان که خبر و مطلب از شهرهای مختلف داشته ایم، بدون در نظر گرفتن هیچ ملاحظه شهری چاپ کرده ایم. شاید به خاطر اینکه خبرنگاری در یک شهرستان چندان فعالیت نداشته، خبرها و مطالب کمتری از آن شهر چاپ شده باشد. اما ما در این خصوص هیچگاه نظر خاصی اعمال نمی کردیم.

خدا رحمت کند، ما خبرنگاری داشیتم در شهر دامغان به نام آقای رجبعلی محمودی که فرد بسیار فعالی بود. یادم می آید که یک پیکانی داشت که همیشه پشت آن پر بود از نشریه پیام و خودش هم توزیع می کرد و با همه ارتباط داشت و همیشه اخبار به موقع وکاملی داشت. یا جناب آقای یحیی زاده در گرمسار که سالهاست با ما همکاری می کند یا آقای عباس نژاد در شاهرود که از روزهای اول در شاهرود برایشان دفتری اجاره کردیم در میدان اصلی شهر و همیشه با ما همکاری داشته است و اگر از خود ایشان هم سوال کنید، به ندرت می شود موردی پیدا کرد که خبری آمده باشد و ما چاپ نکرده باشیم.

ویژگی دوم پیام استان سمنان فراجناحی بودن آن در سطح استان است خب همه می دانند که من یک آدم سیاسی هستم، خط مشخص و طرز فکر سیاسی خاصی دارم و گرایش اصلاح طلبی از آغاز در ما بوده است. اما در پیام، ما واقعاً سیاسی و جناحی عمل نکردیم، به صورتی که مثلاً شمشیر بکشیم علیه یک جریان فکری مخالف خودمان و کاملاً خطی و یک جانبه عمل کنیم. ما اخبار و مطالب بسیاری از مخالفین فکری خودمان را چاپ کردیم. فکر نکنید که ما بسیاری از مطالب و خبرهایی که چاپ شده، همه نظر ما بوده است، با خیلی از آنها موافق نبودیم، حتی بیانیه ها و اظهارنظرهایی از برخی گروه ها و مراکز که اصلاً اعتقادی به آن نداشتیم، اما آن را حتی تیتر هم کرده ایم، چون مربوط به استان بوده است.

یا شخصیت هایی که سخنرانی هایی داشتند که صددرصد علیه ما و جریان فکری ما بوده است، اما ما پوشش دادیم، چون به هر حال وظیفه اطلاع رسانی داشتیم تا مردم خودشان بخوانند و قضاوت کنند.

البته در خصوص یادداشت ها و مطالبی که مربوط به جهت گیری و خط فکری روزنامه هست، دست خودمان بوده و همیشه هم چاپ شده، اما روند کلی در بحث اطلاع رسانی اخبار، کاملاً فراجناحی بوده است. ویژگی سوم این بوده است که همیشه مردمی باقی بمانیم. هیچگاه مجیزگوی هیچ نهاد و ارگان و سازمان و اداره دولتی نشدیم و تعریف و تمجید بی جهت از کسی نداشتیم که مثلاً زیر پرچم و سایه شخصی قرار بگیریم و خودمان را وامدار کسی بدانیم. ما همیشه استقلال کاری و حرفه ای خودمان را حفظ کردیم و حرف مردم را زدیم.

چهارمین ویژگی اینکه عرض کردیم ما واقعاً با سختی پیش رفتیم و پله پله و آرام آرام رشد کردیم. ابتدا هفته نامه بودیم، بعد هفته دونامه و هفته سه نامه و حالا هم که روزنامه هستیم. در واقع این رشد آرام و پیوسته موجب حفظ و پایداری ما شد.

برخلاف بعضی ها که آسانسوری بالا می روند و همانطوری هم آسانسوری پائین می آیند، ولی ما سعی کردیم در طی زمان مراحل رشد را طی کنیم و موجب شد که آن خمیرمایه اصلی به پختگی کامل برسد و یک رشد تدریجی بوده است و ظهور دفعتاً نبوده که افول یکباره هم داشته باشد و پنجمین ویژگی هم، حفظ حریم ها بوده است. ما تعمداً نخواستیم هیچ کس را دل آزرده کنیم. ممکن است به صورت غیرعمدی موجب ناراحتی کسی شده باشیم که شکایتهایی هم در همین باره داشتیم و در دادگاه پاسخگو بودیم. مثلاً خبری را چاپ کردیم و بعد از آن به این نتیجه رسیدیم که ای کاش چاپ نمی کردیم. فرض کنید خبری بود در خصوص اعدام فردی که ما اسم آن فرد را به صورت کامل آورده بودیم که موجب ناراحتی خانواده شده بود و به شکایت رسیده بود که امثال اینها غیر عمدی بوده است.

سخت ترین منتقدان و مخالفان حتی سخت ترین رقیبان هم در روزنامه حریمشان حفظ شده است و همین طور حریم اشخاص حقوقی هم حفظ شده است. ارزشهای دینی، اصول انقلاب و خط امام و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی هم به همین صورت بوده است. همان بحث استانی عملی کردن به این جهت بوده که همیشه وحدت استان برایمان مهم بوده است. در حالیکه خیلی راحت می توانیم با چند تا تیتر و یادداشت استان را به هم بریزیم، اما اصولاً روش ما این نبوده است.

در بخش انتقادات از نشریه که خب سروپا انتقاد هستیم. جدا از اشکالات فنی و گاه حرفه ای که به خاطر بضاعت ما بوده است و همیشه سعی کرده ایم بهتر شویم و روند روبه رشد پیام نشان می دهد که ما سعی در رفع اشکالات بوده و هستیم.

مهمترین انتقادی که به ما بوده و خود من هم همیشه آن را گفته ام، چاپ اخبار و عکس خود بنده است. به صورت طبیعی شاید آدم بدش نیاید. اما این که در طول هفته چندین بار عکس و خبر خودت چاپ شود، هم برای مردم خسته کننده می شود هم برای خود من چندان خوشایند نیست.

البته دوستان که مبادرت به چاپ این اخبار می کنند، دو سه تا استدلال دارند، از جمله این که حرف های شما اگر در روزنامه خودت چاپ نشود، بقیه هم که انگیزه خاصی ندارند ما انتظاری از دیگر روزنامه ها یا مثلاً صدا و سیمای مرکز سمنان نداریم که اخبار را منعکس کنند که خیلی هم کم بوده است. یا این که دوستان می گویند که استان سمنان به علت کم بودن جمعیت و تعداد شهرها و افراد خبرساز، خبرهای کمی هم دارد و به واسطه فعالیت های رسانه ای و سیاسی و دیگر فعالیت های بنده، مبادرت به چاپ آنها می کنند. موضوع بعدی هم این که ما همیشه اخبار مربوط به نماینده ولی فقیه، امامان جمعه، استاندار و مسوولین عالی رتبه استان را چاپ و تیتر یک کرده ایم، اما در خصوص هر فردی ما چنین داعیه ای نداریم.

علی رغم همه این مباحث، من خودم از نظر شخصی و درونی احساس خوبی ندارم. البته دست خودمان هم هست که چاپ نکنیم، الان خوانندگان فکر نکنند که گروه دیگری روزنامه را چاپ می کنند اما واقعیتش این است که من همیشه دقیقه ۹۰ باید تیتر را انتخاب کنم که معمولاً خبر خاصی نیست و من یا باید صبر کنم و منتظر بمانم تا یک خبر مهمی بیاید که نمی شود کار روزنامه معطل بماند. در واقع کار روزنامه سریع ترین کارهاست.

مردم شب استراحت می کنند، صبح ۱۲ یا ۱۶ صفحه مطلب مقابل دیدگانشان است، در شرایطی که با ذره بین دارند تک تک کلمات و مطالب را رصد می کنند که قانونمند باشد و مبادا به کسی و جایی توهینی شده باشد یا برخلاف مصالح عمومی و نظامی حرفی زده باشیم.... از آن سو مطالب باید خواندنی باشد و ویژگی های یک رسانه موفق را داشته باشد. بنابراین در خیلی مواقع نمی توان صبر کرد.

که البته در مجموع این انتقاد به نظر من هست و امیدواریم بتوانیم به گونه ای عمل کنیم که نظر مردم تامین شود.

بحث دیگر هم این است که علی رغم این که ما تولیدی ترین نشریه استان هستیم و بیشتر اخبار و مطالب ما توسط خبرنگاران و گزارشگران خودمان تولید می شود، اما همچنان این انتقاد هست که بسیاری از مطالب را ما از خبرگزاری ها می گیریم در واقع با توجه به بضاعت مالی و توانایی های سازمانی، ما نمی توانیم در تمامی شهرهای کوچک و روستاها خبرنگار داشته باشیم. لذا برخی از اخبار هست که ما دسترسی به آنها نداریم و طبیعی است که بخشی از اخبار را مجبوریم از دیگر خبرگزاری ها استفاده کنیم.

در نهایت هم ما همیشه آماده بوده و هستیم که خوانندگانمان از ما انتقاد کنند و ما بتوانیم قوی تر و بهتر پیش برویم.

آقای دکتر! شما به صاحب امتیازی و مدیرمسوولی پیام استان سمنان اکتفا نکردید، بعدها روزنامه مردم سالاری را به راه انداختید و در بخش ایجاد نهادهای مطبوعاتی مثل خانه مطبوعات فعالیت های جدی داشتید، می خواهم بپرسم که اساساً چرا وارد این مقوله ها شدید و چه طور شد که به فکر تاسیس این نهادها افتادید و اساساً کارکرد این نهادها چه بوده و هست؟

در طول این سال ها به همراه دوستان و همکاران مطبوعاتی در استان، ما دو نهاد راه اندازی کردیم. یکی کانون نویسندگان سمنان بود با عضویت حدود ۱۰۰ نفر در سطح شهر سمنان که بسیاری از بزرگان از جمله مرحوم آیت ا... عالمی و حاج آقا شاهچراغی در آن عضویت داشتند. در سال ۷۳ بود که اولین جلسه آن هم در خاطرم هست که در مسجد امام جعفر صادق(ع) سمنان برگزار شد و هدف کانون هم این بود که تعداد افراد بیشتری وارد جرگه مطبوعات شوند و در عین حال از حق و حقوق نویسندگان و خبرنگاران همکار دفاع شود و نگاهی هم به وحدت و یکپارچگی میان اهالی مطبوعات داشتیم. ۳، ۴ سالی این کانون فعالیت داشت تا سال ۷۷ بعد از روی کارآمدن دولت آقای خاتمی که این دولت به نهادهای مطبوعاتی بها می داد. به فکر راه اندازی خانه مطبوعات افتادیم و نهایتاً در سال ۷۸ بود که خانه مطبوعات استان سمنان تاسیس شد و تا حالا که ۱۲ سال می گذرد، ۶ دوره ۲ ساله انتخابات برگزار شده و به هر دلیلی که بود دوستان همواره ما را به عنوان رئیس شورای مرکزی خانه مطبوعات استان انتخاب کرده اند. در این خانه، همه مطبوعات استانی و سرپرستی روزنامه های کشوری در استان حضور داشته و دارند و هیچ گونه علاقه جناحی و سیاسی در آن نبوده است و ترکیب فعلی خانه مطبوعات این مفهوم را می رساند که از نشریات استانی فعلی مدیر مسوول پیام، مدیر مسوول هفته نامه ظفر، مدیر مسوول هفته نامه (مهدیشهر) سرپرست هفته نامه کویر هستند، از روزنامه های کیهان و رسالت در شورا هستند و از نظر شهرهای مختلف هم گرمسار، دامغان، مهدیشهر و سمنان هم عضو دارند و شاهرود هم در ۴ دوره گذشته، عضو داشته و در دو دوره اخیر یا خودشان نخواستند و یا در مجمع عمومی رای نیاوردند و فعلاً نیستند.

و جالب این که فعالیت های خانه مطبوعات استان آن قدر جدی شد که فکر اولیه تشکیل خانه مطبوعات ایران هم از دل همین نهاد برخاست و چندین جلسه هم با مسوولین وزارت ارشاد در زمان دولت آقای خاتمی داشتیم و تا حدودی هم در تدوین اساسنامه خانه مطبوعات کل کشور هم پیش رفتیم که با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد، عملاً در سطح وزارت ارشاد خیلی از نهادهای مطبوعاتی حمایت نمی شد و ما هم کار را رها کردیم، البته اخیراً شنیده ایم که تعدادی از دوستان در حال پیگیری آن هستند، جالب این که آقای مطهری نژاد که نایب رئیس خانه مطبوعات استان سمنان هست، در شورای مرکزی خانه مطبوعات ایران هم رای آورده و عضو هستند و این نشان دهنده سابقه و نقش خانه مطبوعات استان سمنان در سطح کشور هست و ما شاید جزو اولین خانه های مطبوعات در ایران بودیم که به ثبت رسیدیم و فعالیت های گسترده ای داشتیم.

این خانه فعالیت های زیادی داشته و دارد که مهمترین ها را اگر بشماریم، یکی بحث اردوهای تابستانی اعضا بوده که هر سال برگزار شده و در یک سالی حدود ۸۰-۹۰ نفر به سوریه رفتند و در اکثر استان ها و شهرهای سیاحتی و زیارتی کشور  اردو داشتیم.

یکی دیگر از برنامه ها که همه ساله برگزار شده، مراسم بزرگداشت روز خبرنگار باشکوه و عظمت خاصی بوده که هدایای مختلفی هم از مراکز مختلف تهیه شده و سعی کردیم تجلیلی هر چند اندک از خبرنگاران و روزنامه نگاران استان داشته باشیم.

بحث دیگر ساخت و ساز مسکن مهر بود در قالب یک شرکت تعاونی مربوط به خانه مطبوعات استان که خانه هایی برای برخی از اعضای خانه ساخته و تهیه شد و یک ساختمان هم برای خود خانه مطبوعات پیش بینی شده بود که بخشی از عملیات اجرایی آن پیش رفته و نیازمند بودجه هست تا تکمیل شود.

برگزاری نمایشگاه های جنبی، دوره های آموزشی برای خبرنگاران، بازدید از نمایشگاه مطبوعات، حضور در نمایشگاه های مطبوعات در تهران و دیگر مراسم هایی که بوده است، جزو فعالیت های خانه مطبوعات استان بوده است.

روزنامه مردم سالاری هم که اشاره کردید که به حمدالله الان یک روزنامه شناخته شده و موثر در سطح کشور هست که البته رضایت کامل از کارکرد آن نداریم، اما خدا را شاکر هستیم که در طی ۱۰ سال علی رغم مشکلات بسیار، همچنان مانده ایم و با این که گرایش سیاسی کاملاً مشخص داشته ایم و بسیاری از روزنامه های اصلاح طلبی در طی سال های گذشته، توقیف شدند، ولی با این که بنده ۲۷ بار برای مردم سالاری دادگاهی شدم، اما با شعاری که از روز اول داده بودیم که «آمده ایم که بمانیم» خدا را شکر مانده ایم و هیچ پرونده مجرمیت هم تاکنون نداریم.

در کنار مردم سالاری، ما انجمن روزنامه های غیردولتی را تاسیس کردیم که الان ۲۶، ۲۷ روزنامه غیردولتی از روزنامه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آن عضو هستند.البته روزنامه ها و مجلات ورزشی و متفرقه زیادی بودند که می خواستند عضو این انجمن باشند که دیدیم خیلی سنخیت نداشتند.

آقای دکتر! اگر کسی شما را نشناسد و تنها همین مصاحبه را از اول تا به اینجا مطالعه کند، حداقل صفت و ویژگی را که می تواند در شما پیدا کند، این است که شما در هر حال و در همه شرایط سخت و طاقت فرسا می مانید و از میدان بدر نمی شوید. شاید همین پایداری و استقامت شما باعث شده که در تمامی عرصه هایی که فعالیت داشته و دارید، در تدریس و تحقیقات و تالیفات، فعالیت های حزبی و سیاسی فعالیت های مجدانه در عرصه مطبوعات استان و کشور و در همه اینها بسیار پررنگ و موثر حضور داشته باشید و مردم به این استقامات و پایداری شما و ارتباط دائمی با مردم و بیان خواسته هایشان اعتماد کنند و شما را در سال ۸۶ به عنوان نماینده خودشان به مجلس شورای اسلامی بفرستند. شما فکر می کنید تا چه اندازه این فعالیت هایتان به ویژه در عرصه اطلاع رسانی و از مردم گفتن در انتخابتان تاثیر داشته است؟

من منکر این نیستم که روزنامه پیام استان و آن همه سال تلاش در این عرصه، در انتخاب من بی تاثیر بوده است. شاید حدود ۳۰ درصد از دلایل انتخاب بنده، همین تاثیرگذاری پیام بوده است. اما ۷۰-۸۰ درصد به عوامل دیگر برمی گردد.

چه بسا این که بنده قبل از سال ۸۶ هم ۳، ۴ دوره کاندیدا بودم اما رای نیاوردم خود همین که ما در هر دوره استقامت کردیم و از مردم نبریدیم، بی تاثیر نبود. در همین انتخابات مجلس هشتم من در دو مرحله اول رد صلاحیت شدم، تا بالاخره تایید شدم.

یا در جریان مجلس هفتم که رد صلاحیتم کرده بودند، آن قدر به من برخورده بود که حتی یک بار هم شورای نگهبان نرفتم. البته یک نامه ای منتشر کردم و حرف هایم را زدم و آن شعر ابن سینا را هم نوشتم که می گوید:

«کفر چو منی گزاف و آسان نبود / محکمتر از ایمان من، ایمان نبود / در دهر یکی چو من و او هم کافر/ پس در همه دهر یکی مسلمان نبود»

واقعیت این است که این استقامت را ما در کارها به تاسی از آیه قرآن گرفتیم که در سوره هود، خطاب به پیامبر می فرماید: «فاستقم، کما امرت همان طور که ماموریت داری، همان طور هم استقامت کن»

یادم نمی رود که مرحوم حضرت امام که روایتی را پیامبر نقل می کردند که فرمودند: «سوره هود مرا پیر کرد» چرا؟ به دلیل همین آیه... که باید استقامت کنی.

واقعیت این است که گفتن۳۰۰۰شماره راحت است، اما واقعاً ۳۰۰۰ شب بیخوابی هایی کشیده شد، تا روزنامه پیام چاپ شود. ۳۰۰۰ بار ما نگرانی و دغدغه داشتیم که این مطالب به کسی برنخورد و نکند که مشکل ساز شود ما در طول این ۲۰ سال بهترین سرمایه ما که عمر ما بوده را صرف کردیم و درآمدی هم نداشتیم. ما بعد از ۲۰ سال هنوزدفترمان استیجاری هست و ملک شخصی برای پیام نداریم. چون ما واقعاً جیبی ندوخته بودیم برای این فعالیت فرهنگی، فکر می کردیم که مردم ما حق دارند که چنین نشریه ای داشته باشند و افتخار می کنیم که مردمی داشتیم که به ما این انگیزه و توان را دادند که بتوانیم در این بخش به آنها خدمت کنیم.

و نکته ای که هست این است که صداقت ما در طی این سال ها و صداقت درپس فعالیت هایمان خیلی مهمتر از اصل خود فعالیت مطبوعاتی تاثیرگذار بود.

در برخورد با مردم منطقه همیشه تلاش کردیم که صداقت و راستی با آنها را حفظ کنیم و علی رغم این که چند بار هم رای نیاوردیم، یک بار رد صلاحیت شدیم، اما به تعهدی که در درون خودمان احساس می کردیم، پایبند بودیم و صادقانه با مردم ماندیم. در دوره قبل و همین دوره از گروه ها و شخصیت های مهم و مختلفی پیشنهاد جدی داشتم که در تهران کاندیدا بشوم. اما من گفتم حالا که به واسطه اعتماد و لطف مردم و خدا، اسم و رسمی پیدا کردم، می خواهم که این داشته ها و توانایی ها را در خدمت به همان مردم منطقه به کار بگیرم.

اگر این بار هم مردم، این بار را از دوش ما بردارند، شاید برای خودمان هم راحت تر باشد که چنین بار سنگینی را به دوش نکشیم.

لذا می خواهم بگویم به نظر من مهمترین دلیل اعتماد مردم، صداقت برخوردها و موضع گیری ها بوده است، حتی در خود مجلس الان خیلی از اصولگراها میایند و می گویند که ما با دیدگاه هایت موافق نیستیم، اما صادقانه حرفهایت را می زنی و این را دوست دارند.

این برای من بسیار ارزشمند و مهم بوده که فردی نبودم که حقه بازی کنم و سعی کردم با مردم روراست باشم. دیدگاه های بنده در خصوص ولایت فقیه کاملاً مشخص است.

چند جلد کتاب نوشتم. در خصوص خط امام کاملاً شفاف هستم و اعتقاد دارم و سعی کردم در طی این همه سال بر اصول و عقاید خود پایدار و ثابت قدم باشم.

به هر حال شاید اگر شما هم به مردم اعتماد نداشتید، همان ۲، ۳ بار اول که رای نیاوردید، آنها را رها می کردید، اما به نظر می رسد که این اعتماد و اعتقاد دو طرفه میان شما و مردم، در طی ۲۰ ساله اخیر در قالب استقبال از روزنامه پیام استان و در مقطع سال ۸۶ در قالب نمایندگی مجلس بروز پیدا کرده است.

اما یک تفاوت قبل از سال ۸۶ و بعد از آن وجود دارد و آن هم این که شما تا پیش از آن مسوولیتی از طرف مردم نداشتید و هر زمان می توانستید پیام را منتشر نکنید و یا سایر فعالیت ها را انجام ندهید، اما بعد از سال ۸۶ شما نماینده مردم بودید و نمی توانستید تصمیم شخصی بگیرید... آیا اساساً شما به این تفاوت قائل هستید؟ و این که بعد از رای آوردن حجم فعالیت های شما در پیگیری خواسته های مردم چه تغییری کرده است؟ مثل بسیاری از نمایندگان که تا قبل از رای آوردن داد و فریاد می کنند برای پیگیری حقوق مردم و بعد از آن آرام می شوند، بودید؟

واقعیت این است که تا قبل از نمایندگی مجلس، خانواده من همیشه می گفتند که تو هیچ زمانی وقت نداری، حالا تصور کنید به مجموعه آن همه فعالیت، وظایف بزرگ و مهم نمایندگی هم اضافه شود. بحث تعریف و تمجید از خود نباشد که بدترین صفت است. اما در همین راستا که باید مردم بدانند و ما باید پاسخگو باشیم عرض می کنم که ما هیچ زمان نماینده آرام و ساکت و یا بی نظم و کم کار نبودیم. اگر به آمار و گزارشات مجلس رجوع کنید، مشاهده می کنید که اگر ۵ نفر نماینده هایی که بیشترین حجم فعالیت های نمایندگی را داشته اند، نام ببریم، حتماً یکی از آنها نماینده مردم سمنان و مهدیشهر هست. به خاطر ندارم جز یکی دو جلسه ای که باز به خاطر دادگاه مطبوعات بود، حتی در طی این مدت مرخصی از مجلس گرفته باشم.

هیچ جلسه صحن وکمیسیون ها بنده تاخیر نداشتم، چه برسد به غیبت.

بیش از ۲۰ سوال در طول این مدت از وزرا داشتم که ۱۱ سوال آن در صحن علنی مطرح شد. در بیش از ۱۵ تحقیق و تفحص نقش اصلی را داشتم که ۱۰ تا از آنها را مجلس تصویب کرده است. البته برخی از آنها مثل تحقیق و تفحص از بازداشتگاه ها و کهریزک یاحساب ذخیره ارزی و یا سفرهای استانی دولت بوده که در مجلس رای نیاورد.  که در همه آنها بنده یا رئیس هیات تحقیق و تفحص یا نایب رئیس و یا متقاضی اصلی بودم که نمونه اش این آخری بود که نایب رئیس هیات تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان بودم.

در مورد حجم تذکرات کتبی و شفاهی جالب است بگویم که خیلی از مردم فکر می کنند کواکبیان در مجلس هر وقت اراده می کند، می تواند صحبت کند چون اکثراً این اتفاق افتاده که در هر جلسه ای حداقل یک یا دو بار حرف زده ام. اما واقعیت این است که من قبل از ساعت ۷ صبح می روم نوبت می گیرم تا اسمم در نطق ۵ دقیقه ای دربیاید یا درباره تذکرات شفاهی باید قبل از ساعت ۸ در دستگاه مربوطه ثبت نام کنم که تازه قرعه کشی می شود تا اجازه بدهند که تذکر بدهیم. با این حال بیشترین تذکرات را داده ام.

در خصوص نطق های میان دستور، بنده بیشترین تعداد نطق را داشتم و همین طور در طراحی و تذکرات مربوط به طرح ها و لوایح که معمولاً یک پای ثابت بوده ام و در طراحی ۷۸ طرح نقش اساسی داشته ام.

در خصوص فراکسیون ها اگر بگویم که در فراکسیون خط امام همه روزنامه ها و خبرگزاری ها از ما به عنوان چهره شاخص این فراکسیون نام می برند، عضو هیات رئیسه فراکسیون کارگری هستم. در فراکسیون عشایر و فراکسیون ایثارگران گاهی شرکت می کنم  و مهمترین آنها هم ریاست فراکسیون دانشگاهیان است و جالب این که این فراکسیون در بین فراکسیون های صنفی مجلس بیشترین فعالیت را داشته است. بازدیدها و سفرهای مختلف به عسلویه، قم، موسسه رویان، نمایشگاه صنایع دفاعی و دیگر بازدیدها بوده است، حدود ۳۰ جلسه مختلف با شخصیت های گوناگون و مسوولین مرتبط با امور دانشگاهی داشتیم و البته فراکسیون ها جزو کارهای رسمی مجلس نیست و کارهای اصلی در قالب کمیسیون ها باید انجام شود که بنده عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستم و در کمیسیون هم عضو کمیته حقوق بشر و کمیته سیاست خارجی هستم.

در خصوص سوال شما فکر می کنم از مجموعه اخبار و گزارشات زیادی که از فعالیت های ما در مجلس منتشر و منعکس شده نشان می دهد که ما نه تنها فعالیتمان کمتر نشده که بسیار هم بیشتر شده است و تفاوت اصلی همین است که بعد از نمایندگی، بنده باید پاسخگو می بودم و حقشان هم هست که بدانند نماینده شان چه کار کرده و می کند.

خب آقای دکتر! شما به عنوان یک نماینده مجلس، قبل از این که وارد مجلس شوید، چه انتظاری از خودتان و نهاد قانونگذاری مجلس داشتید و می خواستید چه کاری انجام دهید و الان که در ماه های آخر دوره هشتم هستیم، آیا توانستید آن انتظاری که خودتان و مردم از یک نماینده مجلس داشتند، برآورده کنید؟

صادقانه بگویم که در خدمت موکلان خودم در شهرهای سمنان و مهدیشهر و شهمیرزاد و سرخه و روستاهای مختلف خدا را شاکرم که از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکردم. البته اقدامات و فعالیت هایی که داشتم و انتظاراتی که از خودم داشتم تا بتوانم کاری انجام دهم، یک بحث است و این که کدام یک از آنها به ثمر نشسته و کدام ها به ثمر ننشسته است، یک بحث دیگر.

فرض کنید ما طرح را بردیم در جلسه هیات دولت که فرودگاه سمنان تا پایان سال ۹۰ باید روزانه پرواز داشته باشد تصویب شد. خیلی از کارها شروع شد کلی پیگیری کردیم برج مراقبت را زدند، سالن ترمینال شکل  گرفت و بسیاری از لوازم آمد، اما باند اصلی که باید تطویل می شد، روکش آسفالت می شد، پول و اعتبار می خواست که دولت متاسفانه تاکنون نداشته است، اما پیگیری ها بوده است.

ما تمام اقدامات و کارهایی که می توانستیم انجام دادیم، البته سطح مطالبات و توقعات مردم خیلی بالاتر از این حرف هاست اما در خصوص حرف هایی که زدم و پیمانی که با آنها بستم، حرفی را نزدم که پیگیری نکرده باشم.

البته مردم توقعات گوناگونی دارند، مثلاً این که نماینده باید در تمام مراسم ها، مجلس های شادی و غم و خلاصه تمام برنامه هایی که در شهر برگزار می شود، حضور داشته باشد، خب اگر قرار باشد من این کارها را انجام بدهم، دیگر به مجلس نمی رسیم.

از این جهت در واقع معتقدم که کم آوردم و نمی توانم خواسته های این چنینی را پاسخ بدهم، اما این به نوعی تقلیل وظایف نماینده هست که او را در مورد مسائل سطحی و معمولی و روزمره شهر بخواهیم.

اما در مورد وعده هایی که دادیم، همه را پیگیری کردیم، اما برخی از آنها هم به دلیل مسائل و شرایط اقتصادی دولت و کشور اجرا نشده است که دیگر در حد توان ما نبوده است. البته وعده های غیرعملی هم نبوده، مثل این که دولت مصوب می کند که فرودگاه باید تا فلان تاریخ به فلان مرحله برسد، کاملاً عملیاتی هم بوده و نمی شود گفت که ما وعده غیر عملی داده ایم، اما متاسفانه دولت بسیاری از پروژه های عمرانی را مسکوت گذاشته است و به دلیل اشکالاتی که در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها ایجاد کرده، مجبور است بودجه های عمرانی را بردارد و صرف دادن یارانه کند.

اما در خصوص نقش و عملکرد مجلس به عنوان یک نهاد قانونگذار، اعتقاد دارم که ما به اهدافمان نرسیدیم. ما فکر می کردیم که اگر به مجلس برویم می توانیم کاری کنیم که مثلاً حداقل نرخ تورم را کاهش بدهیم، گرانی را مهار کنیم، نرخ اشتغال را بالا ببریم. اما این اتفاقات نیفتاده است. که متاسفانه دست خود ما هم نبوده است، مربوط به کل نهاد پارلمان بوده اما موفق نبوده ایم.

یا مثلاً در خصوص قانون جامع رسانه ها و مطبوعات، دولت هنوز وظیفه اش را انجام نداده است. یا اصلاح قانون انتخابات که ما بدترین شکل انتخابات را داریم، نه از جهت حضور مردم که همیشه در صحنه بوده اند، از نظر انتخاب افراد که هنوز رای به اشخاص داده می شود و حتی در عراق و افغانستان هم الان انتخابات به صورت حزبی شده و مردم به برنامه های احزاب و لیست های آنها رای می دهند، اما اینجا هنوز ما این موضوع را حل نکردیم و یا قانون احزاب در کشوری که مدعی مردم سالاری هستیم، هسته اصلی وجود احزاب است، نمی توان نظام مردم سالاری داشته باشیم و به طور متوسط هر سال یک انتخابات داشته باشیم و بعد هم بگوییم حزب نمی خواهیم به هر حال مردم باید از طریق تشکل ها و تریبون احزاب برنامه ها و خطوط سیاسی را تشخیص بدهند و انتخاب کنند که متاسفانه مواردی از این دست همچنان حل نشده است.

من معتقدم دولت مطلوب، از دل مجلس مطلوب برمی آید، اگر الان دولت در بسیاری از موارد ناکارآمد هست، قطعاً مجلس ما ناکارآمد بوده که نتوانسته کارآمدسازی کند برای دولت. و لذا آن انتظاراتی که ما از مجلس هشتم داشتیم، برآورده نشده و البته باز هم با همان عنصر «استقامت» امیدواریم که بتوانیم با خواست خدا و اعتماد مردم در این بخش ها به نتایج قابل قبولی برسیم.

 

مهمترین ویژگی و خاطره ای که از این مدت فعالیت شما در مجلس در ذهن ها نقش بسته، این است که شما در هر جلسه و هر کجا که توانستید داد و فریاد خودتان را برای تحقق بخشیدن به این اهداف سردادید و الان نه تنها مردم سمنان و مهدیشهر که بیشتر مردم ایران شما را با این ویژگی می شناسند، جدا از این فعالیت های در حوزه قانونگذاری و نظارت در مجلس چه قول هایی به مردم منطقه داده بودید که توانستید اجرا کنید و چه اقداماتی در سطح شهرستان های سمنان و مهدیشهر انجام دادید؟

عرض شود خدمت شما که اگر بخواهیم برای استان سمنان و به ویژه شهرستان های سمنان و مهدیشهر، ۳ پایه اساسی برای رشد و پیشرفت و توسعه در نظر بگیریم، یک پایه صنعت، تجارت و بازرگانی هست، یک پایه آموزش عالی و پیشرفت های علمی هست و یک پایه گردشگری. البته بحث کشاورزی هم مطرح هست، اما نه به اندازه صنعت و آموزش عالی. ما در این ۳ بخش فعالیت های گسترده ای را پیگیری کردیم که در پایه آموزش عالی بیشترین توفیق را داشتیم.

از جمله این که پارک علم و فناوری که در این دوره به صورت رسمی و جدی فعال شده و در سطح کشور هم قابل قیاس است، یادم هست که در ابتدای سال ۸۶ جمعیت دانشجویی دانشگاه سمنان، به ۷۰۰۰ نفر نمی رسید، ولی امروزه ۵۰۰/۱۲ نفر دانشجو فقط در دانشگاه سمنان تحصیل می کنند. ۳۴ رشته دکترا و ۱۹ دانشکده الان دانشگاه سمنان دارد، از جمله دانشکده مهندسی نفت که الان در شرف تاسیس است و خوشبختانه امروزه دانشگاه سمنان جزو ۱۰ دانشگاه برتر کشور شناخته شده است که جا دارد همین جا از زحمات آقای دکتر خیرالدین یاد کنم که خدمات شایان توجهی داشتند. به همین نسبت در دانشگاه های علوم پزشکی و دانشگاه آزاد هم رشد داشته باشیم.

البته نه به اندازه دانشگاه سمنان- دانشکده داروسازی مصوبه اش را داشتیم که باید در شورای گسترش مطرح شود و همین طور دانشکده پیراپزشکی سرخه، دانشگاه پیام نور سرخه و دانشگاه آزاد شهمیرزاد و همین طور دانشگاه آزاد مهدیشهر که البته قبلاً وجود داشت، اما در این دوره به عنوان واحد مجزا و مستقل در همین دوره پیگیری شد و به نتیجه رسید.

دانشکده منابع طبیعی برای مهدیشهر پیگیری شد و محل آن هم مشخص شده است و مباحث مربوط به دیگر مراکز علمی که دیگر وارد جزییات نمی شوم.

در بخش صنعت نکته قابل توجه این است که تمام صنایعی که پیش از دوره بنده وجود داشت، عموماً مربوط به بخش خصوصی بود، تقریباً هیچ صنعت دولتی در شهرستان های سمن

پایداری و صداقت، رمز رسیدن به سه هزارمین شماره

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است