گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط:

برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است

۲۲ آبان ۱۳۹۵

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی‌گفت: اگر قرار است بدعهدی‌ها ادامه یابد مجلس باید حداقل برخی ضوابط را برای وزارت خارجه تعیین کند تا آمریکایی‌ها احساس نکنند الی‌الابد قرار است اینها بدعهدی کنند و ما نگاه کنیم.

مصطفی کواکبیان نماینده تهران و عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی‌شامگاه پنج‌‌شنبه در برنامه دست‌خط، اظهار داشت:‌ ۸۵ درصد از مراجعات مردمی‌درخواست شغل از ما است. من فکر می‌کنم این موضع گویای مشکل اصلی جامعه است. افرادی که لیسانس، فوق‌لیسانس و فارغ‌التحصیلان بیکار هستند. این یکی از دردهایی است که باید به طور جدی پیگیر باشیم.

اکنون که با مردم حشر و نشر دارید و خودتان هم از یک خانواده ضعیف بلند شدید، فکر می‌کنید مهمترین مشکل مردم چیست؟
بعد از افتتاح مجلس در محل روزنامه دفتری افتتاح کردیم که به عنوان دفتر ارتباطات مردمی‌است. متوسط روزانه ۳۰-۲۰ نفر هم مراجعه می‌کنند. باور بفرمایید ۸۵ درصد اینها از ما شغل می‌خواهند، من فکر می‌کنم خود این گویای مشکل اصلی جامعه است.
افرادی نیست که زیر دیپلم باشند. افرادی که لیسانس، فوق لیسانس و فارغ التحصیلان بیکار هستند. این یکی از دردهایی است که باید به طور جدی پیگیر باشیم.

۷ اردیبهشت امسال در دور دوم انتخابات به اهواز رفته بودید و با صراحت خاصی گفتید مجلسی می‌سازیم که از فساد هیچ خبری نباشد. ۴ ماه گذشته است و این حرف شما یک پشتوانه ذهنی و فکری داشت، کار جدیدی را در مجلس شروع می‌کنید؟
بله، ما یک فراکسیون شفاف‌سازی راه انداختیم.

این در مجلس‌های دوره قبل بوده است؟
خیر، البته بوده است اما مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و تحت عنوان فراکسیون شفاف‌سازی نبود. تا الان هم با مسئولین دستگاه‌های نظارتی همانند دیوان محاسبات، سازمان بازرسی ملاقات‌ها و مکاتباتی داشتیم و پیگیر ماجرا هستیم. البته ابتدای مجلس که وارد شدیم با بحث فیش‌های نجومی‌مواجه شدیم که مشکل عجیبی بود.
پزشکان هم از جمله حقوق‌بگیران نجومی‌بوده‌اند.

گفتید حقوق‌های نامتعارف ظلم و خندیدن به مردم است.
بله. واقعاً همین است. من اخیراً یک جایی گفتم که به رئیس محترم مجلس گفته بودم که دستگاه نظارتی خواب بودند ولی ایشان توجیه می‌کردند که نه مشغول فعالیت و کار بودند. بعد از این که گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در مجلس قرائت شد، گزارش دیوان محاسبات هم قرائت شد، لذا من گفتم من اشتباه کردم و اینها خواب نبودند بلکه کاملاً بیهوش بودند.
دستگاه‌ها توجیه هم می‌کنند من در جایی گفتم بر فرض که مقررات هم باشد انصاف کجا رفته است؟ البته بگویند عدد هم خیلی کم است کلا مثلا ۴ دهم درصد مدیران

من کار و اقدامات دستگاه‌های نظارتی را زیرسوال نمی‌برم، قطعا محترم است. ولی گزارش دیوان محاسبات شما را اغنا کرد که تنها ۴ دهم درصد این مسئله را داشتند؟
بله ولی بحث این است که بالاخره اینها بعد از اینکه ماجرا از سایت‌ها شروع شد تازه جدی شدند. شاید در سال‌های قبل بررسی‌هایی انجام می‌دادند اما به این دقت و جدیت نبودند.

بعد هم گفتند اکثراً قانونی بوده است. هم سر این ماجرا و هم سر ماجرای املاک
بله. این هم یک ماجرایی است که در این چند ماه مطرح شد. دوستان از لحاظ تعداد مدیران همان ۴ دهم درصد می‌شود چون مجموعه مدیران کشور را محاسبه می‌کنند و می‌بینند این تعداد به یک درصد هم نمی‌رسد اما بحث این است که افکار عمومی‌خیلی کمتر از این را هم نمی‌تواند هضم کند. می‌گویند چه مبنایی دارد، حقوق‌هایی را که می‌گوییم همه بالای ۲۰ میلیون بوده، یعنی بین ۱۰و ۲۰ میلیون هم ما ممکن است خیلی حقوق‌ها را داشته باشیم این درصد را توجه داشته باشید. ۴ دهم درصد مدیران حقوق بالای ۲۰ میلیون دریافت می‌کردند.

یعنی ممکن است افرادی باشند که ۱۹ میلیون حقوق بگیرند؟
بله. آمار این گونه گزارش شده است. برخی دستگاه‌ها همانند پزشکان در وزارت بهداشت این آمار بیشتر جلوه کرده است. در برخی از دستگاه‌ها بیشتر و در برخی دستگاه‌ها کمتر بوده است. برخی مواقع هم ظاهر قانونی دارد. همان مسئله‌ای که درباره صندوق توسعه ملی است که قانوناً این اختیار به آنها داده شده بوده ولی من می‌گویم مثلاً در دانشگاه‌ها هیئت امنا اختیار دارد که هر مقداری برای رئیس دانشگاه حقوق تعیین کند و حتی برای اساتید همچنین است ولی این هیئت هیچ‌گاه حقوق رئیس را ۱۰۰ میلیون تعیین کرده است؟
این مسئله تنها برای این دولت نیست. پول اولیه که از ۲۷ میلیون در ۸-۷ سال قبل شروع شد، همان هم زیاد بود. سال به سال درصدی بالا بردند تا ۵۶ میلیون برسد.

شما می‌گویید عزم خود را جزم کردید که فساد در این دوره نباشد و فراکسیون تشکیل شد. بعد از این حقوق‌های نجومی‌اتفاقی رخ داد و یکی از نمایندگان نطقی در دفاع از یکی از کسانی که در لیست حقوق‌های نجومی‌بودند، انجام داد و گفتند سر سفره انقلاب بودند و سهم خود را برداشته است.
این جمله را خدایی بیان نکردند ولی صحبت خوبی نکردند و من این را به خود ایشان هم گفتم. من به جناح‌ها کاری ندارم ولی حداقل باید چند نفری اعتراض می‌کردند. من خودم بعد از نطق به ایشان گفتم. موضوع بحث چیز دیگری بود و وزیر ارتباطات آمده بود و درباره فضای مجازی و سایت‌ها صحبت می‌کردند. ایشان می‌خواستند درباره این موضوع صحبت کنند که تمام نطق وی متمرکز روی این بحث شد و این خوب نبود

به شما چه گفتند؟
بالاخره باید بپذیریم که تجربه هم نداشتند. تازه وارد مجلس شدند و تقصیری هم نداشت، خواستند بگویند که این سایت‌ها غیراخلاقی می‌نویسند، رئیس جلسه هم چند باری تذکر دادند. بعد این جمله اصلاح شد. این که «ما بیشتر از این سهم‌مان بوده است» را واقعاً ایشان نگفته بود. باید اخلاقی برخورد شود ولی نطق ایشان هم خوب نبود.

به عنوان نماینده مردم تهران، چیزی درباره املاک نجومی‌انجام دادید؟
بله، در این زمینه هم به مردم شریف تهران و ملت ایران می‌گویم که حدود ۱۵-۱۴ نفر هستیم که تحقیق و تفحص از شهرداری تهران را امضا کردیم. بالاخره با دوستان شهرداری کینه شخصی نداریم و این مسئله از سوی مردم باید بررسی و شفاف‌سازی شود.
در این زمینه هیئت تحقیق و تفحص تشکیل دادیم البته باید این به کمیسیون عمران برود و تصویب شود و بعد وارد صحن علنی مجلس شود.

پیشنهاد دادید؟
بله، الان در کمیسیون عمران است و وقتی تصویب شد وارد صحن علنی می‌آید. همین‌طور که درباره صندوق ذخیره فرهنگیان انجام دادیم که تحقیق و تفحص انجام گیرد.

من به یاد دارم این را از مجلس هشتم پیگیر بودید.
بله. همین آقای حاجی بابائی وزیر بودند. دوستانی هم ناراحت شدند و من گفتم شفاف‌سازی کار بدی نیست. خیلی جدی گرفته نشد و الان خوشبختانه مجلس تصویب کرد و باید بررسی شود. به قول شما ما کاری به جناح‌ها نداریم، بحث دولت‌ها نیست و بحث ساختاری است که وجود دارد.
من جمله‌ای در مجلس داشتم که تا فساد کفن نشود این وطن وطن نشود. واقعا به این معتقد هستم. اگر فساد سیستماتیک شود و ساختاری شود قطعی بدانید که پایه‌های نظام شل می‌شود.

چند وقت پیش آقای توکلی جای شما نشسته بودند و می‌گفتند باید بگویم که سیستماتیک شده است.
خدا کند این مسئله حل شود.

ترکیب مجلس الان چگونه است؟
بازهم من یک جمله دارم، توهین هم نخواستم به کسی شود، من اعتراف می‌کنم که اشتباه محاسباتی داشتیم. ما فکر می‌کردیم حداقل آن ۱۵۶ فرمی‌که برای ما امضا کردند همه در فراکسیون ما هستند ولی من می‌گویم ۵۰-۴۰ نفر دیگر سلام ما را علیک نمی‌گویند. در مجلس آمدند اما به هر دلیلی در فراکسیون حاضر نشدند.
البته ممکن است در آینده اتفاقات دیگری رخ دهد. فعلاً ما حدود ۱۲۰ نفر فراکسیون امید هستیم. حدود ۹۰ نفر فراکسیون اصولگرا به معنای اخص هستیم. حدود ۸۰-۷۰ نفر هم می‌گویند مستقل هستیم ولی هیچ‌گاه در مجلس فراکسیون مستقلین نداشتیم.
عموم این‌ها هم می‌گویند با آن دوستان اصولگرایان فراکسیون ولایت را تشکیل دادیم. اگر این گونه بگوییم اکثریت با آن جریان است ولی اگر مستقلین را در نظر نگیریم ما اکثریت هستیم اما رای مستقلین تاثیرگذار است.

آن که می‌خواستید رئیس مجلس باید اصلاح‌طلب شود نشد.
اشتباه محاسباتی داشتیم و گمان می‌کردیم کسانی که به لیست ما آمدند حتماً پایبند هستند ولی مشکل کشور ما این است که حزب به معنای واقعی جا نیفتاده است. اگر تحزب شکل گیرد به فرد کار نداریم و آن حزب آبرویش می‌رود ۴ سال دیگر می‌خواهد رای بگیرد. لذا حزب می‌آید لیستی را معرفی می‌کند حتماً باید این لیست تابع آن فراکسیون و حزب و آن جریان سیاسی باشد.

آقای عارف حال‌شان چطور است؟ شنیدم مقداری دلخور و ناراحت هستند.
درباره این مسئله از خودشان بپرسید.

ما چند باری دعوت کردیم و خیلی هم دوست داریم به برنامه ما بیایند اما نیامدند.
من فکر نمی‌کنم دلخوری باشد و اگر دلخوری باشد از همین نوعی است که بنده می‌گویم و الا دلخوری خاصی وجود ندارد.
ایشان آدم بزرگواری هستند و اصلاً دنبال این چیزها نیستند اما گفته می‌شود. به خاطر قضایایی که در انتخابات ریاست جمهوری و بعد مجلس بود. اخیراً سیاست‌های کلی انتخابات را حضرت آقا ابلاغ کردند. سیاست‌های مهمی‌بودند ، ۱۸ بندی که به نظرم بهانه از دست تمام جناح‌ها خارج است. همه موارد مشخص است و مجلس، دولت و شورای نگهبان باید بنشینند و بنویسند تا دم انتخابات نباید دعوای این را داشته باشیم که این میزان ردصلاحیت شد و ...

شما عضو کمیسیون امنیت ملی هم هستید. برنامه‌ای دارید که قوی باشد.
این سیاست‌ها البته چند سال است که مطرح شده است که به مجلس بیاید. طول کشید.

امیدواریم که این طول کشیدن پخته‌اش کرده باشد.
مجمع تاکید داشت دقیق‌تر باشد و بعد هم مقام معظم رهبری. به نظر من سیاست‌های ۱۰۰ درصد قرص و محکم است به شرطی که ما تفاسیری نکنیم که خلاف نظر خود رهبری باشد. زیرا همین الان هم که مطرح شده است خیلی تفاسیر از آن می‌آید.

باید هم دولت و هم مجلس و شورا بنشینند تا قانون شود.
باید قانون شود. قانون هم شفاف شود، متریک شود. از لحاظ تفسیری هم مو لای درزش نرود که یکی یک تفسیر داشته باشد و دیگری تفسیردیگر. من واقعا معتقدم که خیلی از مباحثی که مقام معظم رهبری فرمودند با توجه به تجارب ۳۸-۳۷ ساله انتخابات است. خیلی موارد را دیدند. من معتقدم که از مجموع حوادث این مدت آسیب‌شناسی کردند.حتی این نکته مثلاً نماینده‌ای که به مجلس آمد باید سازوکاری در نظر گرفته شود که اگر این نماینده به فساد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی و ... رسید باید نظارت شود. رهبری به خود نمایندگان اجازه دادند هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان نظارت کنند اما به نظر من محکم‌تر باید عمل شود و شوخی‌بردار نباشد.

بند دخالت نکردن ارگان‌های مختلف واقعاً مهم است.
نیروهای مسلح و قوای سه گانه را تاکید داشتند در این جناح‌بندی سیاسی نباشند. هیچ کسی نمی‌گوید سیاسی نباشند بلکه در جناح‌بندی‌های سیاسی نباشند.

قبول کنید این ریل‌گذاری که شما می‌کنید خیلی مهم است.
به نظر من مهم‌ترین کارهای مجلس دهم همین ریل‌گذاری است.
وزارت کشور لایحه جامع انتخابات را قبل از ابلاغ این سیاست‌ها به صورت پیش‌نویس به دولت برده است. هنوز در دولت بحث نشده است. نظرم این است که این سیاست‌ها ابتدا باید در خود کمیسیون سیاسی دولت پخت و پز شود و بعد در صحن علنی دولت و بعد به مجلس بیاید. این کار باید زودتر انجام شود.

به ۹۶ می‌رسد؟

به این انتخابات شاید نرسد ولی ساختار اساسی پیدا می‌کند که قطعاً در سال ۹۸ بر مبنای این سیاست‌های کلی می‌توانیم قسم بخوریم که آسیب‌شناسی اصلی انجام شده است. نکات زیادی در این بحث وجود دارد.

موضوع استعفای آقای جنتی مطرح شد گفتند با شما برای ارشاد صحبت شده است.
من از سایت‌ها خواندم و با من صحبتی نشده است و حتی من به مزاح به نمایندگان گفتم که احتمالاً نقشه کشیدید من را از مجلس بیرون کنید. ما فعلا در مجلس هستیم.




«بیش از هر چیز سلامتی ایشان را از خداوند متعال خواهانم و آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی خصوصاً زندگی سیاسی ایشان را می‌خواهم و می‌دانم برای تحقق این امر احتیاج به صبر و گذشت و شکیبایی من نیز لازم است.»
این دست‌خط همسر شما است
.
دختر خانم شما نوشتند «با تمام وجود خوشحالم و شاکر خدا که پدری همچون شما، باگذشت و فداکار دارم و همیشه از خدای منان آرزوی سلامتی و موفقیت را برای شما خواستارم. انشاءالله در تمام مراحل زندگی همانند همیشه موفق و همیشه سایه شما بالای سر من و مجید و مادرم باشد. بابت همه چیز در زندگی متشکرم.»
آقا مجید هم نوشتند که «به نام خدا با سلام و عرض خسته نباشید، من از آقای کواکبیان تشکر می‌‌کنم و انشاءالله هدف و آرزویی دارند به آن برسند و انشاءالله تا ۱۲۰ سال عمر از خدا بگیرند و بتوانند برای مردم و نظام خدمت کنند»

اخوی شهید شدند و شما با حاج خانم اخوی وصلت کردید.
ایشان عقد کرده بودند و عروسی نکرده بودند. در آن فاصله اخوی به جبهه رفتند و شهید شدند.

در کدام عملیات بود؟
عملیات خاصی نبود و ابتدای جنگ بود. البته من زودتر از ایشان به جبهه رفته بودم.

از شما کوچک‌تر بود؟
۴ سال از من بزرگ‌تر بودند. ۳۱ شهریور سال ۵۹ جنگ شروع شد و من ۱۷ مهر به جبهه رفتم. البته من در آن زمان دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بودم. یک هفته بعد اخوی که در ساری بودند گفتند چرا برادر کوچک‌تر به جبهه برود و من نروم. در کار جوشکاری و کار آزاد بودند. از همان جا اعزام شدند و در بهمن‌شیر یک گروه عراقی کمین کرده بودند و ایشان در آنجا شهید شدند.

حاج خانم با این که شما شرط کردید، جبهه را می‌روید.
من دانشگاه امام صادق هم رفتم، تقریباً دو ماه از سال را جبهه بودم. من به صورت رزمی-تبلیغی می‌رفتم. حتی گاهی در جبهه معلم هم می‌شدم.

چون حوزوی هم می‌خواندید.
بله. بالاخره خیلی از مسئولین دانشگاه اعتقاد داشتند وظیفه اصلی ما درس خواندن است. تاکید هم بر این داشتند. ما هم فکر می‌کردیم جبهه رفتن هم یک وظیفه است.

حاج خانم با این که اخوی شهید شده بودند و احتمال شهادت شما هم بود نگران نبودند؟
چون دست خط از ایشان گرفتید جا دارد تقدیر ویژه از ایشان داشته باشم. من هیچی نیستم و هیچ موفقیتی ندارم ولی حقیقتا از سال ۶۱ که ازدواج کردم و الان ۳۴ سال است، من مدیون فداکاری‌های ایشان هستم و در همه صحنه‌ها من را همراهی کرده است و واقعا من موفقیت خود را مدیون ایشان هستم.

برادر ایشان هم شهید شدند؟
بله. برادر ایشان در شلمچه و کربلای ۵ شهید شده است.

خودتان در فتح‌المبین مجروح شدید؟
نوروز سال ۶۰ بود که عملیات فتح‌المبین شکل گرفت و من هم بیشتر نقش بیسیم‌چی داشتم. عملیات خوبی بود. من خیلی متوجه نشدم که مجروح شدم تا اینکه دیدم در بیمارستان اصفهان هستم.

همرزمان‌تان افراد خاصی بودند؟
فرمانده من الان فرمانده ارشد سپاه استان سمنان است. آقای سید تقی شاه‌چراغی که فرزند نماینده ولی فقیه سمنان هستند و خیلی‌ها نیز شهید شدند.

اگر الان اذن می‌دادند مدافع حرم می‌شدید؟
من معتقدم کسانی که گاهی ایراد می‌گیرند و می‌گویند به سوریه چه کار دارید،‌ اینها عمق گرفتاری‌هایی که داعش برای جهان اسلام به خصوص جمهوری اسلامی‌ایجاد می‌کند را توجه ندارند. اگر در حلب هم بجنگیم یک بخشی دفاع از حرم حضرت زینب (س) است. بخشی برای خودمان است. اگر آنها را در آنجا زمین‌گیر نکنیم در همین کوچه و پس‌کوچه‌های ما داعشی‌ها می‌آیند.

رابطه با حاج خانم و خانواده چطور است؟ چه اندازه برایشان وقت می‌گذارید؟
من نمی‌توانم صداقت نداشته باشم. آن طور که باید حق خانواده را ادا نکردم.

شما قبل از انقلاب سه بار بازداشت شدید. به اندازه‌ای هم بچه بودید که به دادگاه اطفال بردند. چند ساله بودید؟
من حدود ۱۴ سال داشتم. ما مسجدی در محله خود داشتیم که بعدها خودمان اسمش را جهادیه گذاشتیم. یعنی مرکز مبارزات سمنان آنجا بود. مرحوم حاج آقا ادب بود که طلبه جوانی از قم بود و ما دوروبر ایشان را گرفتیم. بیشتر از ایشان خط می‌گرفتیم.
من مسئول گرفتن پیام‌های امام (ره) از تهران به سمنان بودم،‌بعد دستگاهی داشتیم که قدیمی‌بود و تایپ می‌کردیم و تکثیر می‌کردیم دستی. شهربانی سمنان فهمیده بود کار ما است و پدر ما هم متصدی مسجد جهادیه بود. این مسجد از موقوفات آبا و اجدادی ما بود. ما را سه بار دستگیر کردند که مجموعا ۵ روز نشده است. آخرین بار گفته بودند به دلیل کم بودن سن، پرونده مختوم است.

شانس آوردید. حزب جمهوری اسلامی‌هم رفتید. آن زمان نماینده این حزب در سمنان چه کسی بود؟
حاج آقا ادبی که گفتم مسئول این حزب بود. بعدا یک حاج آقا عبددوست بود. بعدا یک حاج آقا نعیم آبادی که الان امام جمعه‌اند. دبیر استان بودند و من هم در طول این دوره قائم مقام بودم.

به شدت شهید بهشتی را دوست داشتید و از سمنان با مردم به جماران می‌روید و شعار می‌دهید خمینی بت شکن بت جدید را بشکن. منظورتان بنی‌صدر بود. امام (ره) عکس‌العملی نداشتند؟
بله، این هم خاطره جالبی است. بنده چون مسئولیت حزبی داشتیم از همان جا با حدود ده اتوبوس مردم سمنان را برای زیارت حضرت امام (ره) به جماران بردیم. با بلندگوها این شعار را به مردم در اتوبوس یاد دادم. وقتی وارد جماران شدیم حضرت امام (ره) داشتند دست تکان می‌دادند. یک عده قبل از ما رفته بودند و شعار روح منی خمینی و بت‌شکنی خمینی را سرمی‌دادند.
ما که وارد شدیم یکصدا این شعار را عوض کردیم. خمینی بت‌شکن بت جدید را بشکن. حضرت امام (ره) یک دستی داشتند تفقد می‌کردند. وقتی این شعار را گفتیم ایشان دو دست خود را بالا آوردند و لبخندی هم بر لبانشان نشست. احساس کردیم این شعار گرفته است و همان روز ساعت ۲ وقتی رادیو اخبار را پخش کرد با این شعار بود.
من چند باری از سوی دانشگاه امام صادق (ع) خصوصی خدمت امام (ره) رسیده بودم اما بیشتر ملاقات‌های ما عمومی‌بود. بعد از ملاقات عمومی‌بیرون آمدیم،‌ شهید سید عبدالکریم‌هاشمی‌نژاد ملاقات خصوصی با امام (ره) داشت که از اتاق بیرون آمدند و ما جلوی ایشان را گرفتیم و نظر امام را از طریق ایشان جویا شدیم. ایشان گفتند آقایی از علما آمده بود و از بنی‌صدر حمایت می‌کرد و بعد امام خطاب کردند که چه می‌گویید مگر ندیدید مردم سمنان امروز چه شعاری دادند؟ من فهمیدم خیلی تاثیر گذاشته است. امام به افکار عمومی‌ توجه داشتند. تیزهوشی داشتند که خیلی راحت افکار عمومی‌را متوجه می‌شدند.

آخرین باری که به مناطق محروم رفتید چه زمانی بود؟
من معتقدم که تهران ما یک پوست رویی و یک زیر پوست دارد. ما چهار فرمانداری غیر از فرمانداری تهران داریم. اسلام‌شهر،‌ شهر ری،‌ شمیرانات و پردیس است. در خود این شهرها فکر می‌کنیم چون در حول تهران هستند وضعیت خوب است اما چنین نیست. ما در خود تهران مناطقی داریم که در محرومیت به سر می‌برند.

پس جدیدا رفتید؟
بله. حتی در خود تهران به عنوان مسئول کمیسیون حقوقی و سیاسی و امنیتی مجمع تهران، به اتفاق نیروی انتظامی‌رفتیم و دیدیم. دوستان افاغنه زیاد هستند و عمده محرومیت‌هایی که در این مناطق داریم از همین جاها نشات می‌گیرد که این افراد هستند.

بعد از ۳۸-۳۷ سال باید از این مناطق داشته باشیم؟
قطعا نباید داشته باشیم. باید یک کار جدی شود.

این فاصله طبقاتی از کجا شروع شد؟
نه این که اصلا اوایل انقلاب نبود. اصلا مدعی بودیم که شکاف‌های طبقاتی را انقلاب اسلامی‌به دلیل ذات عدالت‌خواهی خود حل می‌کند ولی من صادقانه بگویم که هنوز برای دستیابی به قله‌های عدالت فاصله زیادی داریم.

شما به این کار خیر ما چه کمکی می‌کنید؟
نمی‌دانم. در حد بضاعت کمک می‌کنم. ما در حد یک میلیون تومان کمک خواهیم کرد.

تشکر. آقای کواکبیان دولت آقای روحانی را در این تقریبا ۴ سال چطور دیدید؟
یک زمانی از دولت مطلوب و ۱۰۰ درصد ایده‌آل نام می‌بریم و من چنین ادعایی ندارم. یک زمانی مقایسه می‌کنیم. من فکر می‌کنم در مجموع نظر مثبتی دارم و حداقل در بحث اقتصادی من نمی‌گویم شاهکار زیادی انجام دادند. مخصوصا در بحث ایجاد اشتغال چنین نمی‌گویم. اما در ثبات قیمت‌ها و ثبات اقتصادی و ثبات نرخ تورم و وضعیت قدرت خرید مردم توفیقاتی بوده است.

در سال ۵۸ مسئول ستاد انتخابات آقای روحانی در سمنان بودید.
بله. در رابطه با حزب بود. چون مسئولیت حزبی داشتیم. ایشان هم کاندیدای حزب جمهوری اسلامی‌بودند.

ایشان همان آقای روحانی هستند یا تغییر کردند؟
به هر حال در این که یک شخصیت انقلابی بود و تلاش می‌کرد مباحث را با خردورزی و عقلانیت پیش ببرد تغییری ایجاد نشده است.

به مجلس آمدید گفتید دولت هم نیاز به خانه‌تکانی دارد. گفتید ۵-۴ وزیر باید عوض شود. هنوز هم این نظر را دارید؟
بله. این عقیده را دارم.

در این ۷ ماه کاری نمی‌توان کرد. فایده‌ای ندارد.
همان زمان هم معتقد نبودم که از طریق استیضاح و برکناری این اقدام را انجام دهیم. خود دولت باید برخی وزرا را تغییر دهد.

خود دولت هم تغییر دهد الان هزینه دارد.
اگر فرد قابلی باشد که بتواند تحولات جدی‌تری در همین مدت ایجاد کند چه اشکالی دارد؟

در چه حوزه‌هایی بیشتر مدنظر شما است؟
نمی‌خواهم باعث کدورت شوم چون با این دوستان داریم کار می‌کنیم. عمدتا در بخش‌های اقتصادی معتقد هستم باید تغییراتی ایجاد شود.

این همه از اقتصاد تعریف کردید.
من می‌خواهم بگویم در مقایسه. در زیرساخت‌ها مشکل جدی داریم. در ثبات نسبی قیمت‌ها و مهار تورم توفیقاتی بوده است.

برجام توانسته توقعات را برآورده کند؟
نباید از ابتدا سطح توقعات را تا این اندازه بالا می‌بردیم.

چه کسی بالا برد؟
نمی‌دانم. شاید رسانه‌ها سبب شدند.

مگر می‌شود ندانید، شما یک فرد سیاسی هستید، چند درصد رسانه‌ها و چند درصد خود آقایان و چند درصد دیگران موثر بودند.
من هیچگاه نگفتم برجام فتح‌الفتوح بود. چنین اعتقادی نداشتم. همیشه می‌گویم اگر برجام نبود چه می‌شد؟ آن سوی قصه را می‌گویم. به نظر من برجام دستاوردهای مثبتی داشته است ولی نه به این مفهوم که با این برجام همه مشکلات حل خواهد شد.

با این بدعهدی‌ها باید چه کرد؟
دو گزارشِ سه ماهِ بعد از برجام وزارت خارجه به کمیسیون امنیت ملی ارائه کرده است. در یکی از قسمت‌های این گزارش عهدشکنی‌ها و پیمان‌شکنی‌هایی که آمریکا داشت را فهرست کردیم. در زمینه‌های مختلف بوده است و خود وزارت خارجه هم بر این باور هست. اشکال برخی از دوستان این است که به جای این که یقه آمریکایی‌ها را بگیریم یقه خود مثلا آقای ظریف را می‌گیریم. فکر می‌کنیم تیم مذاکره‌کننده سازش کرده است و کوتاه آمده است. چنین چیزی نیست.

این گذشته است و برای الان باید یک فکری شود. این که بدعهدی شود و ما نگاه کنیم درست نیست.
معتقدم قانونی هم قبلش داشتیم و هم می‌توان محکم‌تر به دولت الزام کنیم متناسب با بدعهدی آمریکا باید مقابله شود. این نمی‌شود که فقط بگوییم آمریکایی‌ها بدعهدی کردند.

یعنی برخی از تعهدات را انجام ندهیم؟
بله. باید یک فکری شود. برخی با همین بدعهدی می‌گویند می‌خواهیم کل برجام را برهم بزنیم. این درست نیست.

در الزامات ۹ گانه رهبری هم آمده بود که گام به گام این کار انجام شود.
آن الزامات هم در واقع گزارشی که وزارت خارجه داشته است تلاش این بوده است که در چارچوب این الزامات عمل کند. بالاخره موضوع برجام بحثی است که در شورای عالی امنیت ملی مورد توجه است و تمام مصوبات این شورای عالی امنیت ملی از سوی رهبری رصد می‌شود. اینگونه نیست که وزارت خارجه بخواهد سرخود کارهایی انجام دهد.
در عین حال خود وزارت امور خارجه هم معتقد است این عهدشکنی‌ها وجود داشته است. تمام تلاش خود را داشتند که در چارچوب الزامات عمل کنند. من فکر می‌کنم که اگر قرار است این بدعهدی‌ها ادامه یابد مجلس باید حداقل برخی ضوابط را برای وزارت خارجه تعیین کند که آن‌ها احساس نکنند الی‌الابد قرار است اینها بدعهدی کنند و ما نگاه کنیم.

کمیسیون امنیت ملی این کار را کنند؟
بله. حتما معتقد هستیم که باید با بدعهدی‌های آمریکا مقابله کرد.

شما دندانپزشکی و علوم قضایی هم قبول شده بودید. وارد رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع) می‌خوانید.
بعد از فراغت از مقطع فوق لیسانس من خدمت آیت‌الله مهدوی کنی رسیدم و گفتم ما می‌خواهیم دولت تشکیل دهیم. این برای سال ۷۵ است. ایشان کمی‌نگاه کردند و گفتند بروید درس خود را ادامه دهید دولت چیست. من هم نخست‌وزیر بودم و هم وزیر کشور و هم فرمانده کمیته و ... بودم. هیچ فایده‌ای ندارد و به دنبال درس خود باشید.
من فکر می‌کنم واقعاً انگیزه علمی‌ما در دانشگاه امام صادق داشتیم. بحث سیاست را دوست داشتیم. لذا رشته علوم سیاسی را دنبال کردم. با این که پزشکی قبول شدم و علوم قضایی رشته علوم سیاسی را تعلق خاطر داشتم.

از همه طیف در دانشگاه امام صادق حضور دارند.
بله. این هم یکی از خصوصیات آیت‌الله مهدوی کنی بود. من یک روز به ایشان گفتم ما از لحاظ عاطفی و اخلاقی به شما تعلق خاطر داریم. اجازه دهید از لحاظ سیاسی یک مقدار همانند شما فکر نکنیم. ایشان گفتند یک مقدار نه خیلی. من همین را می‌خواهم و درس خود را بخوانید و معیارها را بشناسید و خطوط اصلی را حفظ کنید.

چه خصلتی ایشان داشتند که با هر یک از دانشجویان ایشان چه قدیم و چه جدید صحبت می‌شود، کلاس اخلاق ایشان را بی‌نظیر می‌دانند.
ایشان اول صبح روز شنبه که شروع هفته بود درس اخلاق داشتند. بعد هم خیلی فضا باز بود و پرسش و پاسخ‌های سیاسی داشتند. سیاست عملی را با اخلاق نظری توامان داشتند. ما هم انجا آزادانه نظر می‌دادیم. خاطرات زیادی دارم. یک نوع حریتی داشتند که حتی اساتیدی که به آنجا می‌آمدند را اگر نام ببرم شما تعجب می‌کنید. از آدم‌هایی که سکولار بودند ولی علم سیاست داشتند و ایشان منعی نمی‌کردند که آن‌ها بیایند و درس بدهند. حقیقتاً اخلاق آیت‌الله مهدوی کنی سیاسی نبود. سیاست ایشان اخلاقی بود. خیلی برای من اهمیت داشت. ما سعی می‌کنیم اصل را سیاست بگیریم و سعی می‌کنیم متناسب با آن یکسری از اخلاقیات را رعایت کنیم. اگر خیلی‌ هنر کنیم. ایشان اساساً اخلاقی بودند و سعی می‌کردند با آن زمینه مسائل سیاسی را ببینند.

موضوع پایان‌نامه دکترای شما چه بود؟
ولایت فقیه بود. در مقطع فوق لیسانس موضوع من دموکراسی در نظام ولایت فقیه بود و هم در مقطع دکترا مشروعیت در نظام ولایت فقیه

مرحوم آیت‌الله عمید زنجانی هم استاد شما بودند.
بله. ما صاحب یک سبکی در این بحث ولایت فقیه شدیم که نظریاتی می‌گویند ولی فقیه در عصر غیبت انتصابی است و خیلی از علما این گونه نظر دارند و یکسری هم می‌گویند انتخابی است. مشروعیت فقط مردمی‌است و آنها اذعان می‌داشتند مشروعیت فقط الهی است.ما در اینجا با استناد به ادله فقهی ثابت کردیم که هم بخشی انتصاب است و هم بخشی انتخاب است.

این هم در جلسه دبیرخانه خبرگان رهبری مطرح کردید و مورد تشویق هم قرار گرفته است.
بله. مشروعیت الهی و مشروعیت مردمی‌توامان است. من یک بار دیدم رهبری در مورخ ۱/۱/ ۸۹ در مشهد مقدس این تعبیر را دارند. در سایت ایشان هم موجود است که در جمهوری اسلامی‌علاوه بر مشروعیت الهی مشروعیت مردمی‌هم لازم داریم.

دروس حوزوی را با آیت‌الله سید رضی شیرازی خواندید. تا کجا خواندید؟
من درس رسائل مکاسب را نزد ۲ بزرگوار که یکی مرحوم شد مرحوم سید علی گلپایگانی بود خواندم

الان می‌توانید لباس بپوشید.
من تنها در جبهه این لباس را پوشیدم.

به شما می‌آید.
شما با این برنامه می‌خواهید ما را آخوند کنید.

من در سوابق شما خواندم که سال ۶۷ وارد نخست‌وزیری شدید و شما را معاون دفتر ارتباط با نخست‌وزیر با ائمه جمعه قرار دادند. با علما ارتباط خوبی داشتید.
ما خاطرات زیادی تقریبا با همه امامان جمعه داشتیم. برنامه ریزی می‌کردیم و ۳۰۰ امام جمعه را به پالایشگاه آبادان می‌بردیم تا بازدید داشته باشند. بعد از جنگ بود دیگر، یا برخی از صنایع را ببینند.

در سال ۶۶ در حج خونین به عنوان مبلغ حضور داشتید.
بله. در بعثه رهبری به عنوان یکی از واحدهای زبان‌دان بودم. آن زمان هم زبان انگلیسی و هم زبان عربی در دانشگاه امام صادق خوانده بودیم. ۶۰-۵۰ نفر مبلغ زیر مجموعه من بودند.

آن فاجعه سنگین تر بود یا این فاجعه منا؟
ابعاد فاجعه منا بیشتر بود. در آنجا ما به این صورت بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی و بی عرضگی ماموران را نداشتیم. در آنجا تعمدی هم در کار بوده است. آن پل هجوم که صفی از شرطه‌ها ایستادند و از آن سمت که زائران برای زیارت مسجد‌الحرام آمدند از این سو شرطه‌ها مانع بودند. بیشتر جمعیت روی هم له شدند. من چون در حج خونین بودم می‌فهمیدم این فاجعه منا یعنی چیست.برخی مواقع دست یک نفر را می‌کشیدیم دست او کنده می‌شد ولی خود او را نمی‌توانستیم نجات دهیم از بس جمعیت زیاد بود. ما آن زمان یکی از سپرهای شرطه‌های سعودی را گرفتیم و بالای جمعیت بردیم و جمعیت یک نفسی کشید. بر سر من با توم الکتریکی زدند و تا فردا صبح بیهوش بودم.این فاجعه دردناک‌تر بود چون واقعاً اگر نگوییم تقصیرکار بودند بی‌مبالاتی شده.
در آنجا عمداً می‌خواستند عده‌ای را بکشند و تا اندازه‌ای جاهل بودند که آدم می‌فهمد که برخی از این تفکرات و داعش زاییده آن‌ها است، فردا صبح روزنامه عکاض تیتر زده بودند که ایرانی‌ها می‌خواستند کعبه را بدزدند و در قم نصب کنند. روزنامه عکاض و روز بعد از آن فاجعه بود. در ذهن اینها این چنین ایجاد کرده بودند. من معتقدم آل سعود باید تقاص این خیانت‌ها را پس دهد.

 

گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط:
۰

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است