گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصطفي کواکبيان در گفت‌وگو با آفتاب يزد:

لاريجاني علي‌رغم انصراف اينجانب نبايد تعداد آرا را اعلام مي کرد

۱۶ خرداد ۱۳۹۵

مصطفي کواکبيان ! کسي که صداو سيما با آب‌و‌تاب از راي يازده‌تايي او به عنوان کانديداي جريان رقيب لاريجاني ياد کرد ! کسي که انصراف داد اما صدايش شنيده نشد! يعني نخواستند که بشنوند! کسي که نامش را چنان پشت تريبون خواندند که انگار از خيل اصلاح‌طلبان مجلس، يک نفر براي رياست مجلس کانديدا شده و فقط يازده تا راي آورده است! اما اين همه ماجرا نبود.

او قرباني شد! قرباني بازي سياسي يک سياستمدار! اگر چه خودش سال‌هاست که در عرصه سياست يد طولايي دارد و از جمله صاحب نامان . اما اينبار رودست خورد... بدجوري هم!

بعد از آنکه روز سه‌شنبه، نام دو نواب رييس از آن گلدان معروف مجلس !در آمد، اصلاح‌طلبان گل از گلشان شکفت خوشحال از اينکه حالا، هم مسعود پزشکيان هست و هم علي مطهري ...

اما يک اتفاق عجيب و غريب هم بود که شيريني اين روز را برايشان کمي‌ تلخ کرد.

مصطفي کواکبيان ! کسي که صداو سيما با آب‌و‌تاب از راي يازده‌تايي او به عنوان کانديداي جريان رقيب لاريجاني ياد کرد ! کسي که انصراف داد اما صدايش شنيده نشد! يعني نخواستند که بشنوند! کسي که نامش را چنان پشت تريبون خواندند که انگار از خيل اصلاح‌طلبان مجلس، يک نفر براي رياست مجلس کانديدا شده و فقط يازده تا راي آورده است! اما اين همه ماجرا نبود.

کواکبيان اگرچه دکتراي علوم سياسي دارد ولي اين‌بار تئوري‌پردازي‌اش غلط ازآب درآمد، چون حريف رودرروي او شيطنت‌هاي سياسي را بهتر از وي بلد است.

حتما تا حالا همه شما ماجرا را مي‌دانيد. درست در روزي که همه مي‌گفتند علي لاريجاني کانديداي بلامنازع رياست مجلس است و با کنار کشيدن عارف، فراکسيون اميد هم تمام و کمال به او راي مي‌دهد. يک نفر ديگر به غير از لاريجاني، از ته مجلس اعلام کانديداتوري مي‌کند! اتفاقي که تعجب خيلي‌ها را برمي‌انگيزد. اما اين يک نفر، آدم ناشناخته‌اي نيست؛ « مصطفي کواکبيان»را همه مي‌شناسند.

او هم براي رياست مجلس، نامزد شده است. در همين موقع يک عالمه نماينده دورش حلقه مي‌زنند، کت او را مي‌کشند، شروع به صحبت با وي کرده و اصرارهاي پشت سرهم دارند، نتيجه اينکه بعد از مدتي از اعلام کانديداتوري، او انصرافش از نامزدي براي رياست را اعلام مي‌کند.

همه مي‌فهمند کواکبيان انصراف داده از نمايندگان مجلس بگيريد تا خبرنگاراني که از بالاي صحن مجلس نظاره گر ماجرا هستند. اما گوش لاريجاني به اين حرف‌ها بدهکار نيست. واکنشي به انصراف کواکبيان نشان نمي‌دهد تا اينکه موقع خوانش آراي رياست مجلس مي‌گويد:«بنده سراسر تقصير ۲۳۷ راي» و آقاي کواکبيان «۱۱ راي» و بعد هم ادامه مي‌دهد:«البته آقاي کواکبيان، انصراف داده بودند که ما نمي‌توانستيم بپذيريم.»

وقتي لاريجاني يازده راي مصطفي کواکبيان را خواند، يک مجلس به او مي‌خندد! جمع خبرنگاران هم که گويا اکثريت آنها زاويه فکري‌شان از جنس مردم است، ناراحت از بهانه‌اي که کواکبيان به دست رقبا داده تا اصلاح‌طلبان را با همين يازده راي او، تحقير کنند. البته عده‌اي هم خوشحال از اينکه فردا تيتر مي‌زنند اصلاح‌طلبان ۱۱ راي آوردند!! در همين چند روز، مصطفي کواکبيان از دوست و دشمن زياد شنيده! انتقاد و خيلي چيزهاي ديگر. اما به راستي در روز سه‌شنبه مجلس چه اتفاقي افتاد و هدف مصطفي کواکبيان از کانديداتوري براي رياست و سپس انصرافش چه بود و چرا لاريجاني با او چنين کرد؟ مصطفي کواکبيان در گفت‌وگو با آفتاب يزد به تشريح ماجراي آن روز مي‌پردازد.

آقاي کواکبيان! ماجراي کانديداتوري شما براي رياست مجلس و آن يازده راي و انصرافي که داديد و از سوي لاريجاني قبول نشد! چه بود؟ خيلي از رسانه‌هاي اصولگرا، از جمله صداوسيما از اين اتفاق عليه شما و اصلاح‌طلبان بهره بردند.

قبل از هر چيز بايد بگويم، اساسا قرار نبود که صبح سه‌شنبه انتخابات هيئت رئيسه برگزار شود قرار بود که در اين روز تنها اعتبارنامه‌ها تصويب شود و انتخابات هيئت رئيسه، چهارشنبه يا يکشنبه هفته آينده انجام بگيرد.

يعني هيچکس، جز آقاي لاريجاني و هيئت‌رئيسه موقت در جريان برنامه روز سه‌شنبه نبود؟

خير! تنها هيئت رئيسه موقت اين تصميم را گرفته بود و کسي نمي‌دانست که قرائت اعتبارنامه‌هاي نمايندگان به شکل ليستي و پشت سرهم انجام مي‌گيرد تا هر چه زودتر نوبت به انتخابات رياست‌ دائم مجلس در همان روز برسد! بنابراين ‌هيچگونه آمادگي براي بحث انتخابات هيئت رئيسه براي من وجود نداشت. البته ما در فراکسيون اميد براي نواب هيئت رئيسه، دبيران و ناظران موردنظر، کانديداهايمان را انتخاب کرده بوديم.

مسئله بعدي اين که اساسا علي‌رغم تذکر بنده و چند نفر ديگر از نمايندگان مثل آقاي تابش و آقاي لاهوتي، هيچ اعتنايي به اعتراض ما نسبت به روند تصويب اعتبارنامه‌ها نشد.

مي‌توان گفت از همين ابتداي کار، در راس بودن مجلس زير سوال رفت. اساسا تصويب ليستي اعتبارنامه‌ها به مفهوم اين است که گويا صحن علني مجلس نقشي در تصويب اين اعتبارنامه‌‌ها نخواهد داشت. مفهوم تصويب اعتبارنامه که در قانون اساسي آمده اين است که منتخبان صرفا از سوي مردم حوزه انتخابيه خودشان نمايندگي ندارند بلکه از سوي مجموع ملت ايران نماينده هستند.

در حالي که بسياري از فعالان سياسي و نخبگان و افکار عمومي‌منتظر برخورد مجلس، درباره اعتبارنامه‌هاي برخي اشخاص احمدي‌نژادي و افراطي بودند ولي ديديم که اعتبارنامه‌ها به چه شکلي تصويب شد و لاريجاني هم به اعتراض ما توجهي نکرد. روش جديد لاريجاني در قرائت تاييد اعتبارنامه‌ها باعث شد تا تازه بفهميم که او مي‌خواهد انتخابات هيئت رئيسه دائم را همان روز سه‌شنبه برگزار کند. بنابراين در زمينه استراتژي انتخابات رئيس مجلس هيچ آمادگي براي من وجود نداشت. مضاف بر اين که من پيشتر در فراکسيون اميد اعلام کرده بودم که براي رياست مجلس ثبت‌نام خواهم کرد.






يعني فراکسيون اميد با موضوع کانديداتوري شما موافقت کرده بود؟

فراکسيون اميد اعلام کرد که موضع فراکسيوني ما اين است تا براي رياست، کانديدا نداشته باشيم اما شما مي‌توانيد به صورت شخصي و مستقل نامزد رياست مجلس شويد و بنده هم پذيرفتم. يعني فراکسيون اميد براي جايگاه رئيس، کانديدا نداشت، اما به من اجازه داد که به صورت مستقل نامزد شوم. بنابراين آن دسته از خبرنگاران و يا خبرگزاري‌ها که گفته‌اند کواکبيان بدون هماهنگي با فراکسيون به فراکسيون اميد شوک وارد کرد و نامزد شد، حرف غيرمنطقي و ناآگاهانه‌اي زده‌اند.

به هر حال مي‌پذيريد که کواکبيان را همه به‌نام اصلا‌ح‌طلبان مي‌شناسند و نامزدي شما يک گل به‌خودي براي اصلاح‌طلبان محسوب مي‌شد؟

من از موضع رسمي‌فراکسيون و اصلاح‌طلبان کانديدا نشدم اما فراکسيون در جريان نامزدي من براي رياست بود. من اصرار به کانديداتوري براي رياست داشتم چون براساس عهدي که با مردم بسته بودم، اعتقادم اين بود که بايد يک اصلاح‌طلب رئيس‌ مجلس شود و اعلام کرده بودم که اگر آقاي عارف براي رياست نيايد بنده کانديدا خواهم شد. به همين جهت وقتي که علي‌رغم اصرار ما آقاي دکتر عارف، حاضر نشد در انتخابات هيئت رئيسه دائم شرکت کند من احساس کردم که بايد نام خودم را براي رياست مجلس اعلام کنم و اين روال و رسم هم در گذشته وجود داشته است که وقتي هر ساله يک نفر از يک جناح رئيس مي‌شود، جناح مقابل هم علي‌رغم اين که مي‌داند راي نمي‌آورد براي حفظ هويت جناح خودش کانديدا معرفي مي‌کند. لذا من با علم به اين که مي‌دانستم راي نمي‌آورم به نيت حفظ هويت اصلاح‌طلبي به صحنه آمدم. اما بلافاصله بعد از اعلام کانديداتوري حدود ۳۰ تن از اعضاي ارشد فراکسيون اميد به من مراجعه و از من چندين و چند بار خواستند که انصراف بدهم و براي همين در جهت احترام به اين عزيزان گفتم که اشکالي ندارد علي‌رغم ميل خودم ولي به خاطر اصرار شما انصراف مي‌دهم. بين اعلام کانديداتوري و اعلام انصراف من شايد کمتر از يک دقيقه طول کشيد و در همان زمان از آقاي تابش خواهش کردم که نزد لاريجاني برود و به رئيس مجلس بگويد تا من از طريق بلندگوي مجلس انصراف را رسما اعلام کنم. اما از آنجايي که آقاي لاريجاني بناي همکاري نداشت و ظاهرا او از اين موضوع که چرا بنده کانديدا شدم ناراحت بود، نه به خواهش و درخواست آقاي تابش توجهي کرد و نه به صدها بار دست تکان دادن‌ها و فريادکشيدن‌هاي بنده، جالب اينکه آقاي لاريجاني از پشت تريبون گفتند «فعلا کواکبيان باي باي مي‌کند!» در حاليکه خيلي خوب مي‌دانستند من دارم مي‌گويم: «انصراف مي‌دهم!» همه در صحن مجلس فريادهايم را شنيدند الا ايشان!

آقاي لاريجاني گفتند انصراف شما چون در زمان راي‌گيري اعلام شده آن را نمي‌پذيرند.

اصلا چنين چيزي نيست فاصله بين اعلام کانديداتوري من و انصرافم يک دقيقه هم طول نکشيد. به نظر مي‌رسد که اخلاق و رفاقت و تعامل از همين روزهاي اول زير پا گذاشته شد وگرنه معنا نداشت علي‌رغم انصراف من و علي‌رغم اطلاع لاريجاني از انصرافم! و همچنين علي‌رغم حضور تابش در پيش آقاي لاريجاني، ايشان اندک آراي من را به عنوان رقيب بخواند و بعد هم براي اينکه خيلي روال ماجرا را برهم نزند، بگويد «البته ايشان انصراف هم داده بودند!» حال جاي سوال است که وقتي بنده انصراف داده بودم و لاريجاني هم به خوبي از آن آگاه بوده، چه نيازي به اعلام آراي بنده در پشت تريبون بود، معمولا کساني که انصراف مي‌دهند، آرايشان جزو آراي باطله حساب مي‌شود. آيا اين کار او نتيجه‌اش، جز اين بود که شب صدا و سيما اعلام کند، کانديداي رقيب فقط يازده راي آورده است؟! و اگر ايشان معتقد نبود که من انصراف دادم چرا اعلام مي‌کند کواکبيان انصراف داده است. به هر حال اين طرز برخورد، صحيح نبود.

براساس ماده ۷۷ آيين‌نامه مجلس اگر هر يک از نمايندگان احساس بکنند که اسم آنها به نحوي برده شده که حقشان تضييع گشته است، مي‌توانند به رئيس مجلس تذکر دهند. اما من حتي با نامه کتبي و خواهش از کارمندان مجلس چندين بار درخواست تذکر ماده ۷۷ را کردم اما ايشان به بنده وقت تذکر نداد، در هر حال اعتقاد من اين است که همه عزت از آن خدا و رسول خدا و مومنين است و خداوند قطعا از کساني که در راه او تلاش مي‌کنند حمايت خواهد کرد.

آقاي کواکبيان! عده‌اي معتقد بودند که شما براي اين کانديدا شده و سپس انصراف داديد که بگوييد به نفع لاريجاني کنار کشيديد تا از اين طريق حمايت شما از لاريجاني رسانه‌اي شود! اما لاريجاني با علم به اين موضوع، به شما رودست زد تا جو رسانه‌اي را عليه شما درست کند؟

خير! بنده اساسا بناي کانديداتوري رياست داشتم اما تنها به خواست دوستان خودم در فراکسيون کنار کشيدم. اتفاقا بعد از انصراف ده‌ها نفر با بنده تماس گرفتند که آيا آقاي لاريجاني، مرکز پژوهش‌ها يا معاونت نظارت يا جاي ديگري را به تو قول داده است که خودت را کنار کشيدي!؟

خيلي‌ها مي‌گويند آن يازده نفر چه کساني بودند که در آن بلبشو و علي‌رغم آگاهي از انصرافتان باز هم به شمار راي دادند؟

آن يازده نفر و آن تعدادي که راي سفيد دادند، کساني بودند که علي‌رغم نبود هيچ کانديداي رقيبي براي لاريجاني، به‌دنبال تغيير بودند. وگرنه دليلي نداشت که راي سفيد بدهند و يا نام بنده را که انصراف دادم بنويسند.

نظرتان راجع به ترکيب هيئت رئيسه دائم چيست؟

در هر صورت به همه اعضاي هيئت رئيسه تبريک گفته و آرزوي خدمت به مردم سرافراز ايران اسلامي‌را دارم. قطعا ما بناي تعامل با رئيس مجلس را داريم و مطمئنا با او همکاري مي‌کنيم به شرط اينکه براي تداوم رياست نخواهيم اخلاق و اعتبار در راس بودن مجلس را زير پا بگذاريم. جاي سوال است که وقتي بنده انصراف داده بودم و آقاي لاريجاني هم به خوبي از آن آگاه بوده، چه نيازي به اعلام آراي بنده در پشت تريبون بود، معمولا کساني که انصراف مي‌دهند، آرايشان جزو آراي باطله حساب مي‌شود. فراکسيون اميد براي رئيس، کانديدا نداشت، اما به من اجازه داد که به‌صورت مستقل نامزد شوم. علي‌رغم اصرار ما آقاي دکتر عارف، حاضر نشد در انتخابات هيئت رئيسه دائم شرکت کند. آقاي لاريجاني گفتند انصراف من چون در زمان راي‌گيري اعلام شده آن را نپذيرفته است .اما اصلا چنين چيزي نيست فاصله بين اعلام کانديداتوري من و انصرافم يک دقيقه هم طول نکشيد.

لینک مصاحبه در سایت روزنامه آفتاب یزد

مصطفي کواکبيان در گفت‌وگو با آفتاب يزد:

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است