گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصطفی کواکبیان در گفت و گو با آرمان؛

قرار نیست مجلس دهم مانند مجلس ششم باشد

لایحه احزاب مدت هاست در کمیسیون سیاسی هیات دولت خاک می خورد

۱۲ آبان ۱۳۹۴

کواکبیان در این مصاحبه علاوه براعلام مواضع خود درباره انتخابات مجلس دهم، از انتخابات ریاست جمهوری نیز سخن گفت.سخنانی که شاید برای نخستین بار رسانه ای می شود.متن این گفت و گو را در ادامه از نظر می گذرانید.

آرمان- احسان انصاری:مصطفی کواکبیان از جمله چهره های سیاسی است که ردپایش را می توان در تمام بزنگاه های سیاسی کشور مشاهده کرد.وی به عنوان یک اصلاح طلب حتی زمانی که سایر اصلاح طلبان قصد حضور در انتخابات مجلس نهم را نیز نداشتند در صحنه انتخابات باقی ماند و از طرف حزب مردم سالاری لیست مستقل ارائه کرد.کواکبیان که سابقه حضور در مجلس هشتم را در کارنامه خود دارد در انتخابات ریاست جمهوری سال۹۲به عنوان کاندید ثبت نام کرد که در نهایت مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفت.در شرایط کنونی وی و حزب مردم سالاری که او دبیرکلی اش را برعهده دارد در حال مهیا کردن کاندیداهای خود برای حضور در انتخابات مجلس دهم می باشند. به همین دلیل با وی گفت و گو کردیم.کواکبیان در این مصاحبه علاوه براعلام مواضع خود درباره انتخابات مجلس دهم، از انتخابات ریاست جمهوری نیز سخن گفت.سخنانی که شاید برای نخستین بار رسانه ای می شود.متن این گفت و گو را در ادامه از نظر می گذرانید.

برخی از اصلاح طلبان معتقدند در شرایط کنونی سرلیستی یک شخصیت معتدل مانند ناطق نوری بیشتر به مصلحت اصلاح طلبان است. در مقابل برخی معتقدند که جریان اصلاحات دارای پتانسیل زیادی است و سرلیست اصلاح طلبان باید از دل جریان اصلاح طلبی انتخاب شود. شما با کدام دیدگاه موافقید؟

به نظر من سرلیست انتخاباتی اصلاح طلبان باید یک اصلاح طلب باشد و از بین افراد حاضر در جریان اصلاحات انتخاب شود. البته گمانه زنی های حضور آقای ناطق نوری زیاد قابل اعتماد نیست،چرا که شنیده ام ایشان چندان تمایلی برای حضور در عرصه انتخابات ندارند و این مسئله را بارها عنوان کرده اند.برخی از دوستان روی سرلیستی آقای عارف مانور زیادی می دهند و به نظر می رسد ایشان هم دارای ظرفیت و پتانسیل لازم برای سرلیستی اصلاح طلبان هستند. هر چند از هم اکنون سخن گفتن از سرلیستی ایشان هنوز زود است.اتفاقی که در انتخابات ریاست جمهوری سال۹۲رخ داد یک رخداد خاص بود که البته شرایط انتخابات مجلس با ریاست جمهوری تفاوت های معناداری دارد و انتخابات مجلس تابع برخی مسائل مانند قومیت گرایی،محلی گرایی و همچنین تعصبات سیاسی و عشیره ای است.این در حالی است که انتخابات ریاست جمهوری به صورت سراسری در تمام استان های کشور با کاندیداهای مشخص و محدود برگزار می شود و قابل پیش بینی تر از انتخابات مجلس است.در سه دوره اخیر، مجلس در اختیار یک جریان خاص سیاسی قرار داشته و به همین  دلیل اصلاح طلبان باید با جدیت وهمدلی بیشتری در انتخابات مجلس دهم حضور پیدا کنند تا تعادل در مجلس آینده برقرار شود. بنده از برخی از دوستان تعجب می کنم هنگامی که عنوان می کنند اصلاح طلبان باید از چهره های اصولگرایان در لیست های انتخاباتی خود استفاده کنند.این در حالی است که آقای باهنر به تازگی عنوان کرده « اصولگرایان باید تلاش کنند شرایطی به وجود بیاید که حتی مجلس دهم به دست اصلاح طلبان معتدل هم نیفتد».به نظر من یک خانه تکانی اساسی باید در ترکیب مجلس آینده به سود اصلاح طلبان صورت بگیرد.منظور من از اصلاح طلبان کسانی است که اصلاحات درون نظام و در چارچوب قانون اساسی پیگیری می کنند. البته تفکر اصلاح طلبی هیچ گاه در افراد خاصی محصور نبوده و یک تفکر سیال اجتماعی است که در لایه های مختلف جامعه رسوخ کرده است.

به نظر می رسد استراتژی اصلی اصلاح طلبان پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس دهم بوده است. به همین دلیل آقای عارف از قبول مسئولیت در دولت خودداری کردند و پس از آن میدان دار اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات مجلس شدند.دلیل این استراتژی چیست؟ اصلاح طلبان به دنبال چه اهدافی هستند؟

بنده معتقدم اصلاح طلبان پروسه از پیش تعیین شده ای برای این مسئله نداشته اند. به نظر من دولت آقای روحانی یا نتوانسته و یا نخواسته که از ظرفیت امثال آقای عارف در دولت استفاده کند.مسئله مهم تر اینکه اصلاح طلبان و اصولگرایان به دلیل فقدان احزاب سازمان یافته و قدرتمند در کشور فاقد توانایی اجماع و وحدت هستند و به همین دلیل تلاش می کنند از ظرفیت های فردی استفاده کنند. .متأسفانه آقای روحانی علی رغم تمام شعارهایی که در دوران مبارزات انتخاباتی خود درباره جامعه مدنی و احزاب دادند فرصت هیچ اقدام موثر وتأثیرگذاری در این زمینه انجام نداشته اند.توقع همه ما از دولت آقای روحانی در این زمینه بیشتر از وضعیت کنونی بود.در مسئله راه اندازی خانه احزاب نیز دولت کمک بسیار کمی به احزاب کرد والبته  بار اصلی این مسئله روی دوش خود احزاب قرار داشت.در شرایط کنونی لایحه احزاب در کمیسیون سیاسی هیات دولت خاک می خورد و ماه هاست که به فراموشی سپرده شده است. متاسفانه دولت تدبیر و امید حتی با استانی شدن انتخابات مخالفت کرد.این در حالی است که اگر انتخابات استانی می شد گام بلندی در راستای نهادینه کردن تحزب در کشور برداشته می شد.





برخی از اصولگرایان معتقدند در صورتی که مجلس دهم به دست اصلاح طلبان بیفتد دوباره اتفاقات مجلس ششم تکرار خواهد شد و به همین دلیل ابراز نگرانی می کنند.به نظر شما نگرانی این گروه صحیح است؟


بنده با اغلب چهره های اصلاح طلب آشنایی و دوستی نزدیک دارم و تاکنون از هیچ کدام از این اشخاص سخنی درباره اینکه قرار است مجلس ششم تکرار شود نشنیده ام.اصلأ قرار نیست چنین اتفاقی در مجلس دهم رخ بدهد.اصلاح طلبان از گذشته درس های زیادی گرفته اند و به همین دلیل اجازه نمی دهند آینده اصلاح طلبی مانند برخی مقاطع به خطر بیفتد. و مسئولان و احزاب کشور اساسا نباید از این بابت نگران باشند. در نتیجه سیاست اصلاح طلبان حرکت در قانون با اجماع و همدلی درون جریانی است.نکته دیگر اینکه شرایط زمانی کنونی با مجلس ششم تفاوت های بسیاری دارد و اقداماتی که در مجلسس ششم رخ داد به صورت طبیعی در مجلس دهم محلی از اعراب نخواهد داشت.یکی از استراتژی های محوری اصلاح طلبان برای مجلس دهم جلوگیری از وجود افراطیون در مجلس آینده است. به همین دلیل اصلاح طلبان تلاش می کنند تاکتیک های انتخاباتی خود را به صورت دقیق و برنامه ریزی شده و بدون کمترین درصد خطایی تدوین کنند.

اگر استراتژی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس به نتیجه مطلوب نرسید چه اتفاقی خواهد افتاد؟آیا اصلاح طلبان برای عدم موفقیت در انتخابات هم برنامه ریزی کرده اند؟

اگر همه اصلاح طلبان از برنامه های طراحی شده تمکین کنند و در یک مسیر مشخص حرکت کنند چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و اکثریت مجلس دهم به دست اصلاح طلبان خواهد افتاد.با این وجود اگر اصلاح طلبان موفق نشوند اکثریت مجلس را به دست بگیرند به معنای شکست جریان اصلاحات نیست. جریان اصلاحات یک پارادایم فکری،سیاسی و اجتماعی است که در صورت شکست و یا پیروزی در انتخابات همچنان به پویایی و بالندگی خود ادامه خواهد داد.جریان اصلاحات یا همان نیروهای چپ در انتخابات مجلس پنجم هم موفق نشدند به همه استراتژی های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشانند. با این وجود موفق شدند یک اقلیت قدرتمند در مجلس تشکیل بدهند که در مقابل اکثریت شکننده اصولگرایان کارآیی زیادی از خود نشان دادند .در نتیجه اگر وضعیت اصلاح طلبان در مجلس دهم مانند مجلس پنجم نیز شود به معنای شکست اصلاح طلبان نخواهد بود و امیدواری زیادی وجود خواهد داشت.مسئله مهم دیگر در این زمینه اینکه یک نیروی سیاسی مقید به آموزه های دینی هیچ گاه به مفهوم شکست فکر نمی کند و با انجام تکلیف همواره نسبت به آینده امیدوار است.

موضع حزب مردم سالاری در باره انتخابات و همچنین اجماع اصلاح طلبان چیست؟ آیا شما لیست مستقل ارائه خواهید کرد؟

این بحث در کنگره حزب مطرح شده است. در کنگره قرار براین شده که ما هیچ گونه لیست مستقلی نسبت به لیست واحد اصلاح طلبان ارائه نکنیم.ما در انتخابات مجلس تابع نظرات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که شامل۲۱حزب اصلاح طلب است خواهیم بود.با این وجود اگر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات موفق نشود یک لیست واحد و منسجم ارائه کند، ما لیست مستقل خواهیم داشت. در نتیجه اولویت اول ما هماهنگی با جریان کلی اصلاحات در انتخابات است.بنده معتقدم اصلاح طلبان مجالس هفتم،هشتم و نهم را به سه دلیل از دست دادند.اصلاح طلبان در مجلس هفتم به واقعیت های سیاسی جامعه توجه نکردند و به همین دلیل بسیاری از چهره های اصلاح طلب از جریان انتخابات حذف شدند.در مجلس هشتم نیز بین اصلاح طلبان اختلاف به وجود آمد. به عنوان مثال در تهران ما با دو لیست انتخاباتی از طرف اصلاح طلبان مواجه شدیم که همین مسئله سبب انشقاق در جریان اصلاحات و در نتیجه ناکامی این جریان در انتخابات شد.وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم نسبت به دو مجلس قبلی نامساعدتر بود و بسیاری از اصلاح طلبان اصلأ حاضر نبودند به صحنه بیایند و در انتخابات شرکت کنند.در این مقطع زمانی حزب مردم سالاری تنها حزب اصلاح طلبی بود که برای انتخابات مجلس نهم لیست انتخاباتی ارائه کرد.در این زمان بسیاری از اصلاح طلبان بر ما خرده می گرفتند و ما را نکوهش می کردند که چرا در انتخابات شرکت کرده اید و القابی چون «اصلاح طلب حکومتی» و یا
«اصلاح طلب بدلی» به ما داده بودند.بنده همان زمان با رییس دولت اصلاحات صحبت کردم. ایشان به بنده گفت : ما به نام حزب مردم سالاری لیست مستقل ارائه کنید.البته دوستان اصلاح طلب زمانی که آقای محمد علی نجفی به خاطر یک رأی موفق نشد از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرد افسوس آن زمان را خوردند که چرا در انتخابات شرکت نکردند.این در حالی است که در شرایط کنونی هیچ کس با انتخابات قهر نیست و همه آشتی هستند..با این وجود اگر همه اصلاح طلبان با هدف اجماع و وحدت به عرصه انتخابات وارد شوند امیدواری زیادی برای پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات وجود خواهد داشت.

اگر به عقب و زمان انتخابات ریاست جمهوری سال۸۸بازگردیم موضع گیری شما نسبت به اتفاقات پس از انتخابات از دید بسیاری از افراد صحیح و منطقی بود. با این وجود مواضع شما به مذاق برخی از اصلاح طلبان خوش نیامد. آیا اگر زمان به عقب برگردد و شما عواقب موضع گیری های خود را ببینید باز هم برهمان مواضعی که اتخاذ کردید تأکید می کنید؟

این مسئله نیازمند تحلیل دقیق و موشکافانه است. بنده چه در آن مقطع زمانی و چه هم اکنون معتقدم که در انتخابات ریاست جمهوری سال۸۸تخلفات زیادی صورت گرفت البته .معنای تخلف وتقلب با هم متفاوت است و نباید این دو را با هم یکی دانست.بنده آن زمان در مجلس حضور داشتم و به صورت مرتب درباره برگزاری دادگاه ها و شیوه برخورد با متهمان سخنرانی می کردم و مواضع خود را بیان می کردم. هنوز جرم سیاسی تعریف نشده است و عده ای تلاش می کردند از کاه،کوه بسازند و به دلیل خطای برخی افراد کل یک جریان سیاسی را زیر سوال ببرند.من با این مسائل به شدت مخالف بودم و مواضع شفافی نسبت به اتفاقات پس از انتخابات سال۸۸ داشتم.. با این وجود اعتقاد داشتم که قوه قضائیه باید به تخلفات به وجود آمده در انتخابات رسیدگی کند. متأسفانه هیچ نهادی و از جمله قوه قضائیه هیچ گاه به این تخلفات رسیدگی نکرد. بنده از مواضع خود در سال۸۸به هیچ عنوان پشیمان نیستم و همچنان به آنها پافشاری و تأکید دارم.
زیرا بر این باورم اساسا مشی جریان اصلاحات براساس تلاش برای بهبود وضعیت سیاسی و اجتماعی در چارچوب نظام و قانون اساسی است. در نتیجه نمی توان یک اصلاح طلب بود و از چارچوب نظام عدول کرد. البته بنده معتقد نیستم که اصلاح طلبان واقعی در سال۸۸ از نظام عدول کردند. در واقع هم چنین اتفاقی رخ نداد. .بنده در همان زمان در یک مناظره با حسین شریعتمداری عنوان کردم که بسیاری از شعارهایی که در خیابان ها مطرح می شود به خاطر لج بازی های اشخاصی مانند شماست و نه اینکه شعاردهندگان به شعارهای خود باور قطعی داشته باشند.در آن مصاحبه بارها تکرار کردم به نظر من تنها راه برون رفت از آن وضعیت«اعتدال» است. در نتیجه بنده چهار سال قبل از انتخابات ۹۲ بر مفهوم  اعتدال برای رهایی از مشکلات کشور تاکید کردم.به همین خاطر حزب مردم سالاری برای انتخابات مجلس نهم لیست انتخاباتی ارائه کرد. این مسئله آتش انتقادات را تندتر کرد.
در دوران انتخابات مجلس نهم بنده و حزب مردم سالاری اعتقاد داشتیم باید در انتخابات حضور پیدا کرد و لیست ارائه کرد، اما برخی از افراد چنین رویکردی را نمی پسندیدند.البته همین افراد بعدأ با مشاهده اتفاقات جدیدی که در فضای سیاسی ایران رخ داد عنوان کردند ای کاش درآن زمان نقش فعال تری ایفا کرده بودیم.تمام این اتفاقات در حالی رخ داد که رییس دولت اصلاحات در انتخابات مجلس نهم شرکت کرد و در شهرستان دماوند رأی خود را به صندوق انداخت.

پس از این دوران شما در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا ثبت نام کردید اما مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفتید.به همین دلیل پس از پیروزی حسن روحانی سکوت کردید.با این وجود سکوت شما زمانی شکست که احساس می شد به حسن روحانی نزدیک شده اید و احتمال همکاری شما با دولت تدبیر و امید وجود خواهد داشت.آیا برای همکاری با دولت با شما صحبت شد؟

از طرف آقای حسن روحانی هیچ گونه صحبتی با بنده در این مورد صورت نگرفت. بنده هم پیگیر این مسئله نبودم.بنده تنها در یک جلسه که برای تشکر از ستادهای انتخاباتی ایشان بود شرکت کردم. در این جلسه نیز ما غریبه بودیم و کسانی که از آقای قالیباف و ولایتی حمایت کرده بودند به عنوان حامیان حسن روحانی در این جلسه شرکت کرده بودند.این در شرایطی بود که حزب مردم سالاری سه روز قبل از اینکه آقای عارف به سود آقای روحانی از صحنه انتخابات کناره گیری کند در حمایت از حسن روحانی اطلاعیه صادر کرده و ستادهای خود را فعال کرده بود.آقای روحانی برای اولین بار در کنگره حزب مردم سالاری برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد.البته عده ای در خبرگزاری ها و گمانه زنی های رسانه ای  مسئولیت هایی چون وزیر کشور،علوم و حتی فرهنگ و ارشاد و استاندار خراسان و سمنان را برای بنده در نظر گرفته بودند. این در حالی است که پس از استیضاح آقای فرجی دانا گمانه زنی های زیادتری برای اینکه بنده جانشین ایشان شوم وجود داشت. حتی در یکی از شبکه های اجتماعی نظرسنجی برای جانشینی آقای فرجی دانا صورت گرفته بود که بنده بالاترین آرا را در آن نظر سنجی به خود اختصاص داده بودم. اما خودم هیچگاه پیگیر این موضوع نبودم و سیساتورزی حرفه ای را همواره ترجیح دادم .

در طول دو سال گذشته دولت آقای روحانی چه ضعف هایی داشت و شما چه انتقادهایی را به دولت وارد می دانید؟

در طول دو سال گذشته حزب مردم سالاری حتی در حد یک سطر نیز از دولت درخواست نداشته است. این در حالی است که دولت نیز حتی یک سطر از ما قدردانی خشک و خالی هم نداشته است. وضعیت دولت با احزاب سیاسی دیگر هم به همین منوال است .بنده چندین بار در برنامه های صداوسیما حضور پیدا کردم و از مواضع هسته ای دولت و سیاست هایی که در زمینه دیپلماسی خارجی در پیش گرفته حمایت کردم. حتی زمانی که منتقدان دولت همایش «دلواپسیم» را برگزار کردند ما همایشی به نام «دل آرامیم» در حمایت از دولت برگزار کردیم و نشان دادیم که دولت آقای روحانی برای همه اصلاح طلبان و از جمله حزب مردم سالاری دارای اهمیت است.شاید تاکنون در استانهای مختلف بیش از ۱۰ همایش در حمایت از دولت داشتیم ولی در شرایط کنونی هم بنده تمایل ندارم ضعف های دولت را رسانه ای کنم و با شما مطرح کنم. به نظر من هر گونه انتقادی که اصلاح طلبان از دولت آقای روحانی مطرح کنند سبب خشنودی مخالفان دولت خواهد شد و آنان از سخنان ما علیه دولت سواستفاده خواهند کرد.بنده در بسیاری از جلسات خصوصی که با دولتمردان داشتم نظراتم را به صورت خصوصی با آنها مطرح کردم. به عنوان مثال بنده به عنوان استاد علوم سیاسی روابط بین الملل دانشگاه، درباره رابطه ایران و روسیه بحث دارم و معتقدم برخی از سیاست های ما در زمینه دیپلماسی که اتفاقأ یکی از نقاط قوت دولت است نیازمند نوعی تامل و بازنگری در مفاهیم است.برای من هنوز مشخص نیست که این رابطه براساس چه راهبرد منفعت طلبانه برای منافع ملی است و چه آینده نگری در آن وجود دارد.نکته دیگر اینکه توقع ما از آقای روحانی در زمینه توسعه سیاسی و تقویت احزاب بسیار بیشتر از شرایط کنونی بود. هنوز برای ما مشخص نشده که چرا آقای روحانی رسیدگی به وضعیت احزاب و تقویت آنها را در اولویت های بعدی خود قرار داده و به صورت جدی در این زمینه ورود پیدا نمی کند. این در حالی است که ایشان در ابتدای ریاست جمهوری خود از منشور حقوق شهروندی سخن گفتند اما متاسفانه خیلی زود این مسئله فراموش منشور حقوق شهروندی
می توانست کمک زیادی به جامعه مدنی و تقویت روحیه مشارکت سیاسی و اجتماعی در بین مردم داشته باشد اما خیلی زود به تاریخ پیوست.با این وجود در شرایط کنونی که دولت در زمینه مسئله هسته ای موفق عمل کرده امید زیادی برای بهبود وضعیت داخلی و همچنین پویا تر شدن فضای مدنی جامعه و به خصوص احزاب به وجود آمده است.

لینک مصاحبه

مصطفی کواکبیان در گفت و گو با آرمان؛
لایحه احزاب مدت هاست در کمیسیون سیاسی هیات دولت خاک می خورد

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است