گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

گفتگوی تفصیلی ۹۰ با مصطفی کواکبیان :

فردوسی‌پور یک موضوع ساده را تبدیل به پرتاب موشک بالستیک می‌کند

هیچ دولتی نمی خواهد استقلال و پرسپولیس را واگذار نماید

۵ مرداد ۱۳۹۴

مصطفي کواکبيان نامي آشنا در عرصه فرهنگ و سياست است و بر همين اساس به ديپلماسي ورزش آگاه است و به نقاط قوت و ضعف عرصه‌هاي مختلف جامعه ايراني اشراف دارد و به همين دليل اعتقاد دارد که بايد امور جامعه به دست مردم سپرده شود، ورزش را نيز از اين قاعده مستثني نمي‌داند و خصوصي‌سازي را دواي درد ورزش کشور مي‌داند. در ادامه مصاحبه ما با کوابکیان را می‌خوانید؛

 

خنده‌اي هميشه بر لب، چهره‌اي مصمم که حکايت از تجربه‌اي برآمده از سال‌ها درس و مباحثه در عرصه دانشگاهي و ميداني و کار تشکيلاتي در قالب حزب، شخصيتي قابل تامل را بروز و ظهور داده است.

 

مصطفي کواکبيان نامي آشنا در عرصه فرهنگ و سياست است و بر همين اساس به ديپلماسي ورزش آگاه است و به نقاط قوت و ضعف عرصه‌هاي مختلف جامعه ايراني اشراف دارد و به همين دليل اعتقاد دارد که بايد امور جامعه به دست مردم سپرده شود، ورزش را نيز از اين قاعده مستثني نمي‌داند و خصوصي‌سازي را دواي درد ورزش کشور مي‌داند. در ادامه مصاحبه ما با کوابکیان را می‌خوانید؛

* چرا فضاي فرهنگي ورزش دچار شعارزدگي شده است؟


متاسفانه در بسياري از حوزه‌ها و مخصوصاً فرهنگ در اسناد فرادستي و در برنامه‌هاي کلان از تعابير زيبايي استفاده مي‌کنيم و جملات قشنگي را به جامعه تزريق مي‌کنيم ليکن وقتي در عرصه عملياتي شدن قرار مي‌گيريم آن تعابير و اهداف را فراموش مي‌کنيم. قبل از ورود به کميسيون امنيت ملي در مجلس هشتم، مدت ۷ ماهي عضو کميسيون فرهنگي مجلس بودم در همان ايام هم بود که موضوعات و مسائل ورزشي را پيگيري کردم و به عبارتي تحقيق و تفحص از سازمان تربيت‌بدني را آغاز کرديم، آنجا بود که پي بردم فرهنگ در همه عرصه‌ها و مخصوصاً در ورزش مظلوم است. رهبري هم فرموده بودند که فرهنگ مظلوم است! بايد بپذيريم که ورزش هم زير شاخه فرهنگ است.


* ببخشيد، ساده‌تر توضيح مي‌دهيد؟


ببينيد ما در مسائل کلان و اسناد فرادستي موضوعات و اهداف فرهنگي مشخص داريم ليکن در مرحله اجرا خلاء قانون داريم و اين خلاء را بايد مجلس حل و فصل مي‌کرده است که تا اکنون نتوانسته‌اند براساس واقعيت جامعه قوانين اجرايي متناسبي را تدوين کنند.


* آيا مسئولين کشور به اهميت ورزش در عرصه اجتماعي پي برده‌اند؟


متاسفانه بايد اعتراف کنم هنوز اهميت ورزش در عرصه اجتماعي، فرهنگي و سياسي براي بسياري از مسئولين مغفول مانده و به عبارتي جايگاه ورزش در اين موضوعات جدي گرفته نشده است. ورزش براي اين عده حالت فانتزي و تفنني دارد و به عنوان بخشي از زيست مطلوب بشري به آن توجه نمي‌شود. بايد پذيرفت که جايگاه ورزش در عرصه اجتماعي، فرهنگي و مخصوصاً سياست بسيار مهم است. ورزش مي‌تواند يک جريان اعتماد ساز در عرصه بين‌الملل باشد و مخصوصاً ورزش کشور مي‌تواند در واقعيت پسا تحريم ايران نقطه هدف براي جلب نگاه متناسب بين‌المللي به ايران باشد. به عنوان مثال يک بازي پينگ پنگ ديپلماسي پينگ پنگ را در آمريکا و آمريکاي لاتين به جريان انداخت و در واقع ديپلماسي پينگ پنگ برگرفته از بازي پينگ پنگ است. فکر کنم با اين مثال بيشتر به اهميت ورزش در عرصه سياست پي برده باشيد!


* يعني اعتقاد داريد در شرايط فعلي بايد ديپلماسي ورزشي را تقويت کرد؟


صد در صد، ديپلماسي ورزشي مي‌تواند خيلي موضوعات پسا تحريم ايران اسلامي را حل و فصل کند. در تابستان سال آينده المپيک ريو را در پيش داريم و اين موضوع مي‌تواند ديپلماسي ورزشي ما را موثر سازد. بايد تيم‌هاي مختلف ورزشي را از اروپا و قاره آمريکا دعوت کنيم تا برگ جديدي را در ورزش ايران رقم بزنيم.


* چرا در تصميمات ورزش ثبات وجود ندارد؟


متاسفانه با مقوله ورزش برخوردهاي سليقه‌‌اي صورت مي‌گيرد. اين دولت يک برنامه دارد، دولت بعد به گونه‌اي ديگر برنامه‌ريزي مي‌کند و همين مسئله باعث عدم بي‌ثباتي شده است. البته نگاه بنده اين است که بايد در تصميمات کلان ثبات وجود داشته باشد ليکن دولت‌ها در جزئيات تصميم‌گيري‌هاي متفاوت داشته باشند اما يک دليل بي‌ثباتي در تصميم سازي‌هاي ورزشي بحث دولتي بودن ورزش است.


* در مورد ورزش همگاني چه نظري داريد؟


رئيس جمهور گفت بايد ورزش عمومي (همگاني) مورد توجه واقع شود بايد در اين زمينه وزارت ورزش و جوانان پاسخ بدهد که چه برنامه‌ريزي‌هايي در خصوص ورزش همگاني طراحي کرده‌اند؟ واقعيت اين است که ۹۰ درصد مردم ايران بيش از اينکه ورزش کنند، تماشاچي ورزش هستند! براي داشتن جامعه‌اي پويا و سرزنده بايد ورزش عمومي در سبد خانواده هر ايراني تبديل به يک نياز شود بايد تعادل بين جسم و روان جامعه برقرار شود و اين اتفاق هم با آموزش صحيح و البته با بيان ساده امکان پذير است. وقتي دفعتاً صحبت از اين مي‌شود که ورزش تبديل به صنعت شده است خود اين جمله بار منفي براي مردم ايجاد مي‌کند که در اين خصوص بايد جامعه‌شناسان و روانشناسان ورود کنند و به تفکيک موضوعات بپردازند. بايد تفاوتي ماهوي بين ورزش قهرماني و ورزش همگاني قائل باشيم.


* مشکلات اساسي ورزش امروز ايران را تيتروار بيان کنيد؟


سه اشکال اساسي را مي‌توانم بيان کنم:۱- جدايي مردم از امر ورزش ۲-سليقه‌اي برخورد کردن مسئولين در موضوع تصميمات ورزشي ۳- در نظر نگرفتن جايگاه واقعي ورزش در عرصه فرهنگ، اجتماع و سياست.


* چرا پرسپوليس و استقلال خصوصي نشدند؟


ما طرح واگذاري دو باشگاه به بخش خصوصي را در مجلس هشتم کليد زديم! اين بحث را بسيار جدي گرفتيم، من خودم در مجلس معروف بودم به اينکه دائم تذکرات سياسي، ديپلماتيک و بين‌المللي در عرصه عمومي قدرت را مي‌دادم ليکن چندين تذکر من درخصوص مسائل ورزشي بود. خدا رحمت کند مرحوم يحيي‌زاده را، به اتفاق ايشان هم کميته تحقيق و تفحص را راه‌اندازي کرديم. ايشان رئيس کميته بود و بنده نايب رئيس بودم. چندين جلسه رفتيم سازمان تربيت بدني و فهميديم که مشکلات عديده‌اي دارند. آقايان دوست نداشتند به هيچ وجه اين دو باشگاه از زير نظر دولت خارج شود! اگر ورزش در دنيا پيشرفت کرده است به دليل باشگاه‌هاي خصوصي قدرتمندي هست که شکل گرفته است. اين دولت هم چنين اجازه‌اي را هنوز نداده است و به عنوان اينکه اهليت و صلاحيت ندارند فعلاً موضوع خصوصي‌سازي دو باشگاه پرسپوليس و استقلال را هوا کرده‌اند (مي‌خندد). مگر حسن روحاني نگفت که امور مردم را به خودشان واگذار کنند که البته جزو ايده‌هاي ايشان بود پس چرا اين اتفاق به وجود نيامد؟ بياييم اين دو باشگاه را از بدنه دولت جدا کنيم و تجربه کنيم ببينيم چه اتفاقي پيش مي‌آيد.


* چرا وزارت ورزش و جوانان اين طرح را عقيم گذاشت؟


ببينيد بگذاريد صريح بگويم اين دو باشگاه ابزار قدرتمندي براي وزارت ورزش و جوانان است که از طريق اين دو کانال مي‌توانند طرح‌هاي خود را پيش ببرند (مي‌خندد) حالا شايد با اين شعر بهتر بتوان خصوصي‌سازي اين دو باشگاه را درک کرد. در پيش از انقلاب اين شعار زياد گفته مي‌شد «تا شاه کفن نشود- اين وطن وطن نشود» حالا من مي‌گويم تا اين دو باشگاه خصوصي نشود- ورزش ما ورزش نشود! آقايان دندان طمع سياست را از اين دو باشگاه بکشند همه چيز درست خواهد شد.


* صدا و سيما چه نقشي مي‌تواند در پروسه خصوصي‌سازي ايفا کند؟


وقتي صدا و سيما و ورزش هر دو دولتي هستند چه نقشي مي‌تواند دولت بر دولت داشته باشد! (مي‌خندد)


* اگر دست دولت نسبت به اين دو باشگاه کوتاه شود با فراغ بال بيشتري مي‌تواند به توسعه پايدار ورزش در همه استان‌ها بپردازد اينطور نيست؟


کلاً درست است يک مثال مي‌زنم؛ سال ۸۷ گفتند هر کدام از اين دو باشگاه نزديک به ۲۰ ميليارد تومان از دولت کمک گرفته‌اند. شايد بگوييد اين رقم براي اين دو باشگاه رقمي نيست ولي ۲۰ ميليارد در تحقيق و تفحص ما از سازمان تربيت بدني رقم بزرگي جلوه مي‌کرد! حال به اين نکته توجه کنيد: در يک روستا يک ميليون پول لازم داشتند که براي خود ابتدايي‌ترين وسايل ورزشي از قبيل تيرک واليبال، فوتبال و تور دروازه فوتبال و واليبال مي‌خواستند که پول نبود!


مثالي ديگر: کشتي گيراني بودند در يک روستا که حداقل فقط يک تشک کشتي مي‌خواستند ليکن پول نبود! چقدر شرمنده مي‌شديم. با اين دو مثال بايد دريافته باشيد که درخصوص توسعه ورزشي اگر بگويند که در مسير توسعه قرار داريم آيا متناسب و توازني را مشاهده کرديد؟

 

 

* درخصوص برنامه ۹۰ نظري داريد؟


برنامه ۹۰ برنامه پربيننده‌اي است ليکن گاهي اوقات اينقدر به جزئيات مي‌پردازد و يک موضوع ساده را پيچيده مي‌کند که آدم فکر مي‌کند قرار است صدها موشک بالستيک به هوا پرتاب شود. ساعت‌ها وقت ملک و مملکت را مي‌گيرند که مثلاً کي‌روش بماند يا برود. بحث‌هاي اين چنيني براي سطح فرهنگ مردم يک توهين است. البته اين از ضعف فدراسيون بود که نتوانست با نگاه کارشناسي به يک جمع‌بندي مناسب در زمان مناسب برسد. بر همين اساس موضوع را به فضاي عمومي کشاند و فضاي عمومي ورزش هم تحت تاثير پيش زمينه دخالت دولت در ورزش به کي‌روش راي اعتماد داد چرا که فکر مي‌کردند وزارت ورزش و جوانان مخالف حضور کي‌روش است!


* نظر شما درخصوص کفاشيان چيست؟


(مي‌خندد) اگر کفاشيان يک مقدار برود مرخصي بد نيست! برود نفسي تازه کند اين همه مدت خسته شده است! به شخصيت کفاشيان ارادت دارم ولي معتقد هستم تا کي بگوييم کي‌روش و فدراسيون فوتبال مشکل دارند. نکته‌‌اي را اضافه کنم؟


* بفرماييد:


يکي از موضوعاتي که بايد در فدراسيون‌هاي ورزشي مورد مداقّه قرار بگيرد اينکه فدراسيون‌ها، هيأت‌هاي ورزشي را به لطايف الحيلي وادار مي‌کردند که به همان رئيس فدراسيون قبلي راي بدهند و به عبارتي از اهرم قدرتشان سوءاستفاده مي‌کنند و بعضي از روساي هيأت‌ها را مي‌آورند و سمت‌هايي را در فدراسيون مي‌دادند تا براي حفظ جايگاه خودشان به آن‌ها راي بدهند! آيا به نظر شما اين واقعيت مي‌تواند کمک حال رشد و توسعه ورزش باشد!؟ بايد در اين خصوص چاره کار انديشيده شود تا بعد از پايان دوره کاري يک رئيس فدراسيون، دموکراسي در انتخابات برقرار شود بر همين اساس بود که بعضي از روساي فدراسيون‌ها را پروفسور مجمع انتخاباتي مي‌ناميدند. (مي‌خندد)


* شما در صحبت‌هايتان گفتيد فرهنگ مظلوم است و ورزش را زير شاخه فرهنگ ناميديد آيا اعتقاد داريد که ورزش هم مظلوم است؟


اگر امور جامعه را به مردم واگذار کنيم بسياري از اين مظلوميت‌ها به کنار مي‌رود. براي مثال مي‌گويم: برخي از نمايندگان استان‌ها براي راي آوري دخالت‌هايي در چيدمان اداره ورزش و جوانان حوزه انتخابي خود مي‌کنند و بدون توجه به کارکرد واقعي ورزش فقط به دنبال چيدمان نفرات خود در اداره امور مي‌شوند. نمي‌خواهم اين واقعيت را باز کنم و خود شما بهتر مي‌دانيد چرا گفتم فرهنگ و به تبع آن ورزش مظلوم است.


* عملکرد وزير ورزش و جوانان را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟


در بحث جوانان که هيچ! اگرنمودي هم داشته باشند فقط در بحث ورزش است. در اين دو سال هيچ کاري براي جوانان نشده است! گودرزي از لحاظ سطح مطالعات مربوط به ورزش، فردي دانشگاهي و مورد احترام هستند ولي معلوم نيست در مقام اجرا برش لازم را دارند و يا خير! (مي‌خندد)


* موافقيد کمي هم روتين سئوال کنيم؟


(مي‌خندد) بفرماييد.


* اهل ورزش هستيد؟


بله خوشبختانه شنا، پينگ‌پنگ و واليبال بازي مي‌کنم.


البته ناگفته نماند تا چند سال پيش گل کوچيک باز بوديم! (مي‌خندد)


* طرفدار پرسپوليس يا استقلال هستيد؟


من هوادار سرخ آبي‌هستم. (مي‌خندد)


* براي اين اسامي يک کلمه يا يک جمله کوتاه بگوييد.


(مي‌خندد) چشم!


دايي: دلسوز ورزش اما زيادي قاطي در مسائل اقتصادي.


علي لاريجاني: بهترين گزينه براي اصولگراها بوده است.


خادم: در مجلس هشتم چيز زيادي از ايشان نديديم.


احمدي‌نژاد: پديده و معجزه هزاره سوم اما در چه پديده و معجزه بود، نمي‌دانم (مي خندد)


فيدل کاسترو: مبارز قديمي


پوتين: به خاطر تحريم اوکراين و خودش، با ايران خوب همکاري کرد.


اوباما: سعي مي‌کند با ما باشد (زيادي رجز نخواند) (مي‌خندد)

لینک مصاحبه

گفتگوی تفصیلی ۹۰ با مصطفی کواکبیان :
هیچ دولتی نمی خواهد استقلال و پرسپولیس را واگذار نماید
۱

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است