گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

دبيرکل حزب مردم سالاري در گفتگو با کافه خبرآنلاین :

دل بستن افراد به رد صلاحيت رقبا، خلاف اخلاق مداري است

۲۳ دی ۱۳۹۳

ستاني شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي، ازجمله طرح‌هايي است که در دوره‌هاي مختلف مجلس شوراي اسلامي (از دوره پنجم تاکنون) از سوي اکثريت متمايل به هر دو طيف عمده سياسي کشور (ازجمله مجلس ششم با اکثريت اصلاح‌طلب و مجلس نهم با اکثريت اصولگرا) مطرح شده است و طرفداران و مخالفان خاص خودش را در ميان نمايندگان هر دو طيف سياسي دارد.

مصطفي کواکبيان عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هشتم بر تحزب‌گرايي تاکيد ويژه‌اي دارد. وي در گفتگويش در کافه خبرآنلاين علاوه بر برشمردن مزاياي استاني شدن انتخابات مي‌گويد که قدرت گرفتن احزاب در ايران تنها راه مردم‌سالاري است. مشروح اين گفت‌و‌گو در ادامه مي‌آيد:

اساسا بحث استاني شدن انتخابات از کجا و از طرف چه کساني آغاز شد؟

واقعيت‌، بنده يکي ازطراحان اصلي استاني شدن انتخابات در مجلس هشتم بوده‌ام و اين طرح به امضاي ما و چندين تن از نمايندگان ديگر درآمد‌. منتها در آن زمان بحث احزاب هم ديده مي‌شد. يعني معتقد بوديم که هر کسي که مي‌خواهد به پاي صندوق راي برود علاوه براشخاص به احزاب هم راي دهد. آن وقت در يک حوزه انتخابيه اگر يک حزبي بالاتر از اشخاص راي آورد اين حق را داشته باشد که از بين نامزد‌هاي تاييد صلاحيت شده نفر خودش را معرفي کند تا مرحله دومي هم در کار نباشد. منتها‌ زماني که اين طرح وارد کميسيون‌هاي شوراهاي ‌آن زمان شد، قسمت احزاب را به صورت کلي حذف کردند لذا ما مجبور شديم که طرح را پس بگيريم‌. حال در مجلس نهم عده‌اي از آقايان اين طرح را يک مقداري متفاوت‌تر مجددا مطرح کردند‌. در آنجا ديده شده که مردم هر استاني بتوانند به نمايندگان مورد نظر خود راي بدهند. طبعا هر کدام از اين نامزدها متعلق به شهرستان و حوزه انتخابيه مربوطه هستند واگر در مجموع استان‌ها بالاترين راي را بياورند ‌نماينده انتخابي همان شهرستان مي‌شود.

بنده معتقد هستم که اين طرح باز بهتر از هيچ است. هرچند که مطلوب ما انتخابات حزبي مي‌باشد. چرا که انتخابات حزبي به پيشرفت مردم‌سالاري در کشور کمک مي‌کند. در مجموع بايد بگويم که استاني شدن انتخابات مزايايي دارد. چرا که پيش‌بيني مي‌شود ديگر با مرحله دوم روبه رو نمي‌شويم و همچنين از هزينه‌ها در انتخابات کاسته مي‌شود. يعني هر کدام از نامزدهاي استان که بالاترين راي را بياورند با راي اکثريت نماينده مي‌شود. استاني شدن انتخابات را ازسه جهت برتر مي‌دانم اول اينکه باعث مي‌شود وحدت استاني بيشتر شود چرا که بسياري از استان‌ها داراي اختلافات شهر گرايي هستند. به عنوان مثال: در استان مازندران بين بابل و ساري بحث وجود دارد. يا در استان لرستان بين بروجرد و خرم آباد بحث است. يا همين استان سمنان بين سمنان و شاهرود بحث وجود دارد. اين طرح باعث مي‌شود يک وحدت استاني و منسجم شکل بگيرد و همه مردم به پاي صندوق راي بيايند و به نماينده استان خود راي بدهند.

دوم اينکه نمايندگان براي مجموعه استان و براي پيشرفت آن پيگيري‌هايي خواهند داشت و از وارد شدن به جزييات و کار‌هاي ريز خودداري مي‌کنند. در حال حاضر نمايندگان مشغول کار‌هاي کوچک و پيش پاافتاده هستند. مانند پيگيري براي اشتغال و وام افراد و در حقيقت موقعيت نماينده تنزل يافته و مانند يک آسفالت کار ديده مي‌شود که بايد برود و همه جزئيات را بررسي و پيگيري کند.اين طرح باعث مي‌شود که نمايندگان استاني طرح‌هاي کلي و جامع‌تري را پيگيري کنند و امور ريزهم مربوط به مسوولين اجرايي شود. سوم اينکه اين طرح باعث مي‌شود علاوه بر اينکه نمايندگان از اشتغالات جزيي رها شوند ضمنا به فکر مسائل کلان ملي باشند و ملي بينديشند. در بسياري از طرح‌ها تمام حواس نمايندگان به حوزه انتخابيه مي‌باشد ولي اگرانتخابات استاني شود نمايندگان کلان نگر مي‌شوند. بنده معتقدم که اين طرح به پيشرفت جامعه کمک مي‌کند. ضمن اين که ممکن است ايراداتي هم به دنبال داشته باشد. ممکن است مانند اين که نمايندگان کمتر در دسترس مردم باشند و خواسته‌ها و مطالبات مرم شهر‌هاي کوچکتر کمتر مورد توجه قرار بگيرد.

آيا با اجراي اين طرح کمکي هم به احزاب و رشد آن‌ها در کشور مي‌شود يا خير؟

بنده معتقد هستم که هرچند در اين طرح احزاب ديده نشده ولي حوزه‌ها و موضوعات را به هم نزديک مي‌کند و احزاب به جاي اينکه در همه ۲۶۰ حوزه انتخاباتي شهرستان به شهرستان برنامه‌ريزي بکنند حداقل براي ۳۱ استان برنامه‌ريزي مي‌کنند در اين صورت نتيجه‌بخش‌تر خواهد بود. در هر استان يک جا ليست را ارائه مي‌دهند و اين کمک به فعاليت جدي‌تري احزاب مي‌شود. البته اگر احزاب بخواهند به صورت ريشه اي مشکلشان حل شود و بهتر راه بيفتند و جايگاه مطلوب‌تر و فعاليت جهشداري داشته باشند بايد مثل بسياري از کشور‌هاي اروپايي انتخابات کلا به صورتي حزبي دربيايد. يعني حزب‌ها فقط راي بياورند و مردم بتوانند به احزاب راي بدهند آن وقت آن حزب از بين نامزد‌هاي تاييد صلاحيت شده مي‌تواند نفر معرفي کند. امروزه حتي در کشورهايي مانند عراق هم اسامي اشخاص را نمي‌آورند. تنها شماره‌اي از فهرست احزابي که با هم ائتلاف مي‌کنند مطرح است و لذا هر‌کدام از اين فهرست‌ها بالاترين راي را آورد‌، درآن حوزه بين ائتلاف راي‌ها تقسيم مي‌شود. در مجموع بنده نمي‌گويم فقط به احزاب راي دهيم بلکه بهتر است هر دوجنبه را در نظر داشته باشيم تا افراد در پاي صندوق راي بيايند. هم به افراد و هم به احزاب راي دهند که اين خود نيازمند قانون مي‌باشد. من نظرم اين است که اگر در بستر حزبي شده انتخابات پيش رود ديگر نيازي به طرح جداگانه نمي‌باشد.

شما همواره کار حزبي انجام داده‌ايد و درگير اين مسئله بوديد، از نظر شما اصلي‌ترين مشکل حزبي شدن در نظام سياسي ما چيست؟ ‌

در درجه اول مشکلاتي مربوط به خود حزب‌ها وجود دارد به عنوان مثال آموزش‌هاي لازم سياسي براي نيروها و افراد در احزاب وجود ندارد . در درجه دوم بخشي از اين مباحث به فرهنگ سياسي مردم هم بر مي‌گردد. متاسفانه ما در کشور روحيه فردگرايي بيشتري نسبت به جمع‌گرايي داريم وبا توجه به تاريخچه‌اي که احزاب از قبل انقلاب تاکنون داشته‌اند نتوانستند نظر مردم را جلب کنند. لذا همواره يک نوع نگاه منفي از سوي توده‌هاي مردم به احزاب مي‌شود. اما عمده مشکل احزاب به خود حکومت بر مي‌گردد من بارها گفتم که ۲۰ درصد مشکلات به احزاب و ۳۰ درصد هم به مردم قطعا ۵۰ درصد مشکلات به حکومت بر‌مي‌گردد. در مورد حکومت هم عوامل زيادي وجود دارد. شما حساب کنيد که ‌دوره اصلاحات احزاب يارانه مي‌گرفتند يکباره در آن ۸ سال دوره آقاي احمدي‌نژاد قطع شد. حتي خانه احزاب هم پلمپ شد. هرچند که خود مسوولان اجرايي حزبي عمل مي‌کردند و کار تشکيلاتي داشتند. درحال حاضر بعد از گذشت يک سال و نيم از روي کار آمدن دولت يازدهم فعلا تاکنون کار جدي براي احزاب صورت نگرفته است. اما من معتقدم که مشکل اصلي احزاب همان خلاءهاي قانوني است که بايد براي آن يک راه‌حل اساسي انديشيده شود. تا زماني هم که احزاب را درگير مسائل انتخابات نکنيم اين کار شدني نمي‌باشد. چرا که اگر به همين احزاب مسووليت بدهيم قطعا پاسخگو خواهند بود. حقيقتا ما با نظام‌هاي پارلماني هنوز فاصله زيادي داريم. در کشور‌هايي که نظام‌هاي پارلماني حاکم است به صورت اتوماتيک‌وار حزب داراي اکثريت مسوول تعيين نخست وزير مي‌شود و هيچگاه بين دولت و مجلس دعوايي رخ نمي‌دهد. چرا که دولت فرزند مجلس مي‌شود و همه با هم هستند. اما در حال حاضر متاسفانه ما اختلافات بين دولت و مجلس رادر کشور داريم. به دليل اينکه درون مجلس ما حزبي نيست و نهايت فراکسيون‌هايي داريم که به صورت طيف وسيع مانند مجموع اصولگرايان و... فعاليت مي‌کنند. در يک جمله عمده‌ترين مشکل احزاب اين است که ما نمي‌خواهيم احزاب را درگير انتخابات کنيم.

البته حقوق احزاب در کشور به خوبي رعايت نمي‌شود. ما هنوز هيات منصفه سياسي براي اين امور نداريم. بعد از گذشت ۳۵ سال از انقلاب، براي جرم سياسي در کشور ما هيچگونه تعريفي نشده است. واقعيت دو دسته نمي‌خواهند جرم سياسي در کشور تعريف شود. يک عده آنهايي که افراطي هستند مي‌خواهند از فعاليت‌هاي سياسي سوءاستفاده بکنند و هر کار دوست دارند بکنند و بگويند فعاليت سياسي انجام مي‌دهيم. يک عده‌اي هم نگاه امنيتي دارند. به محض اينکه فعاليت سياسي صورت بگيرد جلوي کارها را بگيرند. پس در اينجا باز همه چيز به حکومت بر مي‌گردد. چرا که اين حکومت است که به هر دليلي نمي‌خواهد احزاب رشد کند. هر چند ممکن است گفته شود اين امر اجتناب‌ناپذير است و به مرور زمان ۴ و ۵ ساله ممکن است حل شود. هيچ کشوري در دنيا نمي‌تواند ادعاي دموکراسي کند مگر اينکه در آن انتخابات برگزار شود و هيچ انتخاباتي درست برگزار نمي‌شود مگر اينکه در آن رقابت واقعي شکل بگيرد و هيچ رقابت واقعي شکل نمي‌گيرد مگر اينکه احزاب فعاليت درستي داشته باشند. لذا ما براي رسيدن به رقابت «حزب» لازم داريم براي رسيدن به انتخابات رقابت لازم داريم و براي رسيدن به دموکراسي هم انتخابات لازم داريم. پس براي رسيدن به دموکراسي حتما حزب لازم است و در واقع خود حزب هسته اصلي تمامي‌فعاليت‌هاي مردم‌سالارانه است.

بنده افتخار را دارم که تنها سياست ورز نيستم بلکه به عنوان استاد علوم سياسي در دانشگاه‌ها مشغول تدريس مي‌باشم و اعتقادم اين است که تمام تلاش‌ها روزي نتيجه خواهد دادو لايحه اي که با عنوان اصلاح قانون احزاب به مجلس مي‌رود که مثمر ثمر خواهد بود و گامي‌به جلو است .

فعاليت‌هاي انتخاباتي را از چه زماني شروع خواهيد کرد؟

استارت کارهاي انتخاباتي را بعد از کنگره ۱۳ واز تاريخ ۹بهمن شروع خواهيم کرد. البته معتقديم که در مرحله اول به شناسايي نيروها خواهيم پرداخت و در مرحله دوم بحث انسجام واتحاد با نيروهاي هم سو را بايد داشته باشيم و در مرحله سوم هم بايد به معرفي نامزدهاي انتخاباتي به صورت رسمي بپردازيم .من معتقدم که ۳۰ شاخص براي واجدين شرايط در حزب وجود دارد. از معيارهاي ارزشي گرفته مانند جانبازبودن‌،مدت زمان حضور درجبهه‌، خانواده شهيد، يا برخورداري ازمدارج تحصيلي‌،يعني قطعنا کساني که تحصيلات بالاتري داشته باشند براي ما اولويت بيشتري دارند. يا در خصوص سن مامعتقد به جوانگرايي در مجلس شوراي اسلامي و درون احزاب هستيم. در خصوص حضور زنان بايد زنان بيشتري وارد مجلس شوند. يکي از هدفگذاريمان اين است که حداقل ده درصد نمايندگان مجلس دهم را زنان تشکيل دهند و ۲۵ درصد جوانان از گروه سني ۳۰ تا ۴۰ سال باشند .اين‌ها شاخص‌هاي عمومي ما هستند اما شاخص‌هاي اختصاصي: اين که حتما از شرايط قانوني برخوردار باشند و از فيلتر شوراي نگهبان عبور وتاييد صلاحيت شوند ثانيا توجه ما بايد به افرادي باشند که مقبوليت عامه داشته باشند، با فرض تاييد شوراي نگهبان ممکن است راي آوري نداشته باشند که اين هم بي‌فايده است. همچنين علاوه بر اينها بحث همفکري و همسويي با انديشه اصلاح‌طلبي براي ما مهم است .

يک مقدار خانه‌تکاني براي مجلس لازم و ضروري مي‌باشد. از نظر اينکه سطح مجلس بالا رود و اولويت‌ها و مطالبات مردم را با دقت بيشتري توجه داشته باشند. از همه اين مباحث مهمتر اينکه اگر شما بررسي کنيد ۴۰ درصد نمايندگان دنبال طرح‌ها و لوايح هستند، و بقيه نمايندگان دنبال اين مباحث نيستند. ما براي رئيس جمهور و وزرا استيضاح و عدم راي اعتماد داريم اما براي نمايندگان مجلس بعد از راي آوريشان تا ۴ سال ديگر کسي کاري به کار آن‌ها ندارد. راهکاربراي جلوگيري از اين قبيل مسائل ايجاد احزاب در کشور است.

بنده خودم از نمايندگاني بودم که در مجلس هشتم ۲۱ نطق ميان دستور داشتم‌،۱۱ تا وزير را براي سوال به مجلس آوردم‌،مسوول۸ طرح تحقيق و تفحص بوده‌ام، ۸۴۰ تا تذکر کتبي و شفاهي داشتم و در بحث مربوط به طرح‌ها حدود ۸۰ طرح راخودم طراح اصلي بودم. منتها هيچکدام نتيجه نمي‌داد. به عنوان مثال ما تحقيق و تفحص از حساب ارزي داشتيم با مشقت فراواني امضا جمع کرديم و آن را به کميسيون برنامه و بودجه ارجاع داديم و پس از آن با مشکلات زيادي طرح را به صحن علني منتقل کرديم که در نتيجه ۱۰۳ راي آورد ۲ راي کم آورديم و به تصوب نرسيد. اما مجلس اگر کارآمد و همسو با مطالبات جدي مردم باشد مي‌توانيم طرح‌هاي زيادي را به نتيجه برسانيم و گرنه در حد همين سخنراني‌ها باقي خواهد ماند.

شما فرموديد يکي از فاکتورهايتان اصلاح‌طلب بودن است شما به عنوان فارغ التحصيل دانشگاه امام صادق(ع) چگونه اصلاح‌طلبي هستيد؟ يک سري‌ها شما را اصلاح‌طلب نما مي‌نامند تعريف شما از اصلاح‌طلبي چيست؟

در يادبودي که از طرف دانش‌آموختگان مهدوي‌کني برگزار شد‌،بنده يکي از سخنرانان اصلي بودم و در آنجا هم بيان کردم که روزي در محضر آيت‌الله مهدوي‌کني به ايشان عرض کردم ما از لحاظ عاطفي شما رو دوست داريم ولي اجازه بدهيد از نظر سياسي مثل شما فکر نکنيم. ايشان خيلي خوشحال شدند و گفتند من هم دقيقا همين را مي‌خواهم .اين درست نيست که حالا هرکسي که دانش‌آموخته دانشگاه امام جعفرصادق باشد همان خط فکري را بايد داشته باشد بنده حداقل ۳ دوره تا کنون رئيس دوره‌اي شوراي هماهنگي اصلاحات بودم. بيشترين موج اينگونه حرفهاي پوچ عليه بنده در آستانه مجلس نهم شکل گرفت. چرا که حزب مردم‌سالاري تنها حزبي بود که ليست انتخاباتي ارائه داد و گفت بايد شرکت کنيم. توصيه اي که من در اينجا مي‌خواهم به مجموعه کساني که مي‌خواهند انتخابات خوبي داشته باشند، اين است که در مباحث انتخابات‌، تمامي گذشته‌ها را فراموش کنيم. چرا که بايد در روند اين جريان اخلاق‌مداري کرد. حتي ما شعار کابينه خود را دولت اخلاق گذاشتيم. اخلاق مداري بايد از اعضاي شوراي نگهبان گرفته تا وزارت کشور وجود داشته باشد. از صدا و سيما گرفته تا احزاب در کل همه دست‌اندر‌کاران. در حال حاضر خيلي از اصولگرايان دلشان را به رد صلاحيت اصلاح‌طلب‌ها خوش کرده‌اند. اين اخلاق‌مداري و بازي جوانمردانه نيست. دل بستن به رد صلاحيت‌هاي گسترده و تسخير مجلس دهم به اين وسيله خيلي هنر نيست بايدحرکتي به سمت اخلاق محوري داشته باشيم و ظرفيت‌ها و واقعيت‌ها را در نظر داشته باشيم. ما مردم بسيار خوبي داريم و کساني هم که در حق مردم جفا مي‌کنند خوبي‌هاي مردم را ناديده مي‌گيرند. مردمي که ۳۵ سال پاي انقلاب ايستادند و پاي همه صندوق‌هاي راي حضور داشتند دست به دست هم بدهيم براي خدمت به مردم.

ساز و کار اصلاح‌طلب‌ها براي رسيدن به وحدت چگونه مي‌تواند باشد؟

البته گفتن اين موضوعات قدري زود مي‌باشد. به هر حال بارها گفتيم که اگر قرار باشد که چند ليست از جبهه اصلاحات‌ در بيايد اين مفهوم شکست قبل از انتخابات است. تجربه نشان داده که اگر حتي سال ۸۴ ما ۳ يا ۴ تا کانديدا نداشتيم احمدي‌نژاد اصلا به روي کار نمي‌توانست بيايد. درهمين انتخابات ۹۲ کساني هم که بودند به يک اتحاد و انسجامي‌رسيدند.

درست است که آقاي روحاني اصلاح‌طلب نيست ولي هيچ گاه نمي‌تواند حضور و حمايت اصلاح‌طلب‌ها در رياست جمهوري خود را انکار کند. البته ما به شوراي جبهه اصلاحات يک طرحي را ارائه داده ايم که کارگروه به کميته ارتقا پيدا کرد در اين کميته همه افراد بايد جا بگيرند حتي آنهايي که عضو شوراي اصلاحات نيستند لذا اگر حزب ندا هم مجوز لازم را دريافت کرد مي‌تواند وارد شود واگر اين اتحاد بين همه ما شکل بگيرد ما بهتر مي‌توانيم عمل کنيم‌.
دبيرکل حزب مردم سالاري در گفتگو با کافه خبرآنلاین :
۰

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است