گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصطفی کواکبیان:

اصلاح‌طلبان به شرط انسجام درونی حتماً حائز اکثریت مجلس دهم خواهند شد

۳۱ شهریور ۱۳۹۳

اصلاح‌طلب بدلی خواندن برخی از اصلاح‌طلبان بهانه گفت‌وگو با مصطفی کواکبیان است که در دوران اصلاحات با این الفاظ مورد نوازش دوستانش در جبهه اصلاحات قرار می‌گرفت.

مشروح گفت‌وگوی خبرآنلاین با مصطفی کواکبیان به شرح زیر است:

اصلاح‌طلب بدلی خواندن برخی از اصلاح‌طلبان بهانه گفت‌وگو با مصطفی کواکبیان است که در دوران اصلاحات با این الفاظ مورد نوازش دوستانش در جبهه اصلاحات قرار می‌گرفت.

کواکبیان ۵۲ ساله از آن دسته اصلاح‌طلبانی است که برخلاف تندروی‌های برخی همفکرانش حرکت می‌کند. حتی دورانی که بسیاری از آنها در انتخابات مجلس نهم سربسته از تحریم انتخابات گفتند، او بر حضور بر پای صندوق رای تاکید کرد. تاوان این تصمیم‌ها را هم داد، «هو» شدن توسط برخی از همکفرانش با اصلاح‌طلب «بدلی» خوانده شدن. اظهار نظر‌هایی که خودش می‌گوید برای او سنگین بوده است. در این گفت‌وگو هم او بین خود و برخی از اصلاح‌طلبان خط فرضی می‌کشد و رفتارهای سیاسی آنها را نقد می‌کند. حتی می‌گوید حاضر است برای انتخابات مجلس دهم اصولگرایان معتدل را در لیست انتخاباتی حزبش قرار دهد. از گروهی از اصلاح‌طلبان و رفتارهایی که آنها را «پدر خواندگی» می‌خواند نیز انتقاد می‌کند. می‌گوید واژه اصلاحات را زمانی که در حزب مردم سالاری بوده او و دوستانش به کار بردند و بعدها در مجلس ششم شد اسمی برای این مجلس. معتقد است اصلاح‌طلبان تغییر کرده‌اند و راه‌های تعامل با ساختار سیاسی را آموخته‌اند. برای این حرفش هم شاهد مثالی از خودش دارد و به رفتارش در جریان استیضاح در مجلس هفتم و هشتم اشاره می‌کند. اعتراض در مجلس هفتم و رایزنی در مجلس هشتم منجر به آن شد که او در مجلس اولی رد صلاحیت شود و در مجلس دومی علی رغم اینکه دو بار رد صلاحیت شد، در نهایت تائید شود و به مجلس هشتم به عنوان نماینده سمنان راه یابد.

مشروح گفت‌وگوی خبرآنلاین با مصطفی کواکبیان به شرح زیر است:

در دوران اصلاحات به شما می‌تاختند و شما را «اصلاح‌طلب بدلی»می‌خواندند. با گذشت ۹ سال از آن رخداد‌ها، نتیجه انتخابات شورای شهر تهران موجب عصبانیت طیفی از اصلاح‌طلبان شد و آنها اعضای شورای شهر چهارم را «اصلاح‌طلبان بدلی» خطاب کردند.این عصبانیت ناشی از چیست؟
دو سه جهت مختلف در این بحث دخیل است. یکی بحث به برخورد‌های احساسی برمی‌گردد در عده‌ای که دیگرانی را که مثل آنها فکر نمی‌کنند را می‌خواهند منزوی کنند. بخشی از ریشه این نوع اظهار نظرها مربوط به رقابت‌های حزبی و تمامیت خواهی است. بخشی هم مربوط به این حس است که بعضی دوست دارند در رسانه مطرح باشند و بگویند ما پیشتاز جریان اصلاح‌طلبی هستیم.

زمانی هم که حزب مردم‌سالاری راه افتاد اصلاح‌طلبان شما را به تعابیری این چنین خطاب می‌کردند؟
یک بخشی از آن اظهار نظرها در قالب رقابت حزبی و برخورد‌ها و گروه گرایی قابل تفسیر است. من هیچ موقع اعتقاد نداشتم که در برخورد‌های سیاسی، به نحوی موضع گیری کنیم که خلاف جهت‌گیری‌های رهبری و نظام باشد. نه اینکه بخواهم دیگران را متهم به این رفتار کنم، اما شخص بنده از این رفتار پرهیز می‌کردم که بخواهم به گونه‌ای موضع‌گیری کنم که با مواضع رهبری در تضاد باشد. موضوع هم ترس یا محافظه کاری نیست. اعتقادم این است که ما یا نباید نظام ولایت فقیه را قبول کنیم یا اگر پذیرفتیم باید ساز و کارهایش را هم بپذیریم. از این جهت معتقدم در جنبه جمهوریت، اسلامیت و جایگاه و قداست ولی فقیه باید حفظ شود.
ممکن است کسی انتقادی هم داشته باشد، اما بیان علنی آن معنایش شجاعت نیست. می‌شود بحث‌ها را به گونه دیگری هم منتقل کرد، اما اینکه بخواهم علنا موضع‌گیری کنیم، را درست نمی‌دانم. در جلسات هم گاهی این بحث‌ها است که در چارچوب رقابت جناحی، خطاهای رقبا را به صراحت بیان کنیم، اما جایی که بحث به کلیت نظام و خط رهبری می‌رسد، بنده برای خودم تحفظ دارم که نباید از آن عبور کرد. این بحث‌ها شاید در گذشته برای برخی از دوستان ما قابل هضم نبود، اما الان من حسم این است که دیگر کسی این بحث‌ها را ندارد.

یعنی معتقدید اصلاح‌طلبان از مجلس ششم تجربه‌هایی به دست آوردند که موجب تعادل رفتار آنها شده است؟
همان زمان هم همه این طور نبودند. آن دوران بنده قائم مقام حزب همبستگی بودم و هنوز حزب مردم‌سالاری را تشکیل نداده بودیم. یک روزی برخی از دوستان زنگ زدندکه یاالله بلند شوید و بیاید تحصن! من گفتم: ما چنین چیزی را در حزب تصویب نکردیم. گفتند: فراکسیون همبستگی با ما همراه هستند. من گفتم: ما تحصن را قبول نداریم. وقتی برخی به گذشته شان فکر می‌کنند باید بپذیرند که آن زمان بهتر می‌شد عمل کرد و حرکت‌های تندروانه جواب نمی‌دهد. شاید اگر اصلاح‌طلبان با تعقل بیشتری عمل می‌کردند، ما مجلس هفتم را از دست نمی‌دادیم. چون اسم من جزو لیست ۲۶۰ نفری بود که آقای یونسی به آقای خاتمی و کروبی داده بود و این دو نفر هم به مقام معظم رهبری نامه نوشته بودند و ایشان هم ارجاع داده بودند به شورای نگهبان که این افراد تائید صلاحیت شوند. بعد ما پیگیری کردیم و به دوستان شورای نگهبان می‌گفتیم رهبری دستور فرمودند، آنها گفتند هنوز این تحصن ادامه دارد. شما این تحصن را تمام کنید تا ما به دستور رهبری عمل کنیم. در نهایت ما هم رد صلاحیت شده بودیم. علی رغم اینکه با تحصن موافق نبودیم، اما چوب آنها را خوردیم.
ما حتی برای مجلس نهم تنها گروه اصلاح‌طلبی بودیم که لیست دادیم. ما پیش آقای خاتمی رفتیم و گفتیم که برخی از دوستان می‌خواهند برای مجلس هشتم هم نامزد شوند، نمی‌شود که به آنها گفت در انتخابات حضور پیدا نکنید. گفتند: «به نام اصلاحات لیست ندهید.» بنده گفتم: پس اشکال ندارد احزاب لیست بدهند. ایشان گفت: اشکالی ندارد، اما زمانی که لیست دادیم، کلی فحش و بده و بیراه از ناحیه خود اصلاح‌طلبان نوش جان کردیم. به ما گفتند اینها عامل حکومت و وزارت اطلاعات هستند!

از این حرفها عصبانی می‌شدید؟
خیلی به ما سخت گذشت. بعدا سر قصه رای اعتماد آقای نجفی برای وزارت آموزش و پرورش وقتی ایشان یک رای کم آورد، آنجا تازه برخی متوجه شدند که اگر لااقل چند نماینده متمایل به اصلاح‌طلبان در مجلس نهم می‌داشتیم که به این وضع دچار نمی‌شدیم.
الان هم برخی تحلیل می‌کنند و می‌گویند ای کاش ما فعال تر بودیم. جالب است که آقای خاتمی هم در انتخابات مجلس شرکت کرد، اما آن زمان فضا سنگین بود که همه ما را تخریب می‌کردند، منتها عقیده ما این بود که نباید صندوق رای را تحریم کرد.

روزگاری اصلاح‌طلبان اصولگرایان را متهم می‌کردند که تا دماسنج ولایت پذیری کسی مطابق نظر شان نباشد، او را اصولگرا نمی‌دانند. اما در خود اصلاح‌طلبان، دوستان شما گله می‌کنند که طیف نزدیک به جبهه مشارکت خود را همه کاره اصلاح‌طلبان می‌داند. امروز هم که بحث تشکیل تشکلی با عنوان «ندا» هست، همین رفتارها دیده می‌شود. در حالی که توقع اولیه این است که اصلاح‌طلبان از افزایش فعالیت‌های سیاسی استقبال کنند. این رفتار متناقض از کجا نشات می‌گیرد؟
بالاخره الان بنده رئیس دوره ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستم. این را از این منظر می‌گویم که اگر برخی بگویند کواکبیان هنوز هم اصلاح‌طلب نیست، حداقلش این ایراد وارد است که ۱۹ حزب اصلاح‌طلب یک غیر اصلاح‌طلب را رئیس خود کردند؟!
همین اخیرا آقای زیبا کلام گفته بود که بنده، محجوب، جلودارزاده و... اصلاح‌طلب نیستند. من سوالم این است مگر معیار سنجش اصلاح‌طلبی آقای زیبا کلام است؟ خود ایشان در موضع گیری‌ها به ده‌ها شاخه پریده است، در حالی که راه ما مشخص بوده است،اما ما هیچ وقت متوجه نشدیم که آقای زیبا کلام می‌خواهد از چه چیزی حمایت بکند و به چه چیزی می‌تازد. قصد بی‌احترامی به ایشان را هم ندارم، اما اینکه او برای ما معیار اصلاح‌طلبی باشد، جای بحث دارد. البته اصلاحات نه ارث پدری کسی است و نه سرمایه اختصاصی افراد. آن چیزی که مطرح شده با جلوداری آقای خاتمی مطرح شد و ضمن اینکه زمانی که قرار بود برای مجلس ششم شعار انتخاب کنیم، واژه «اصلاحات» را ما انتخاب کردیم. بعدا که مجلس شکل گرفت، بعدا یک عده گفتند این مجلس اصلاح‌طلبان است. با این حال، ما خیلی به دنبال این نیستم که اصلاح‌طلب فقط ما هستیم و خود بنده هم مصاحبه کردم و گفتم تشکیلات ندا هم استقبال می‌کنیم ولی باید بدانیم که هر که بیشتر به نظام بتازد نه شجاع تر است و نه اصلاح‌طلب‌تر!

اما از لفظ مشروط استفاده کردید؟
نه! این طور نبود. حتی استقبال کردیم. فکر می‌کنم این فضا شکسته شده باشد که کسی اصلاح‌طلبی را انحصاری بداند.

اصولگرایان می‌گویند چون اصلاحات تعریف نشده، افکار عمومی از اکبر گنجی تا اکبر‌هاشمی رفسنجانی را اصلاح‌طلب می‌داند. قائل به تقسیم بندی طیف‌های اصلاح‌طلب هستید؟
معتقدم ما سه رده تقسیم بندی داریم. یک رده کسانی هستند که به هیچ نحوی بحث را در چارچوب نظام و قانون اساسی نمی‌بینند و دوست دارند بگویند ما اصلاح‌طلب هستیم. حالا همین اکبر گنجی که اسم بردید، جزو این دسته است؛ بنده معتقدم اصلاح‌طلبی یعنی پذیرش نظام و تلاش برای رفع اشکالات درون ساختار نظام. کسی که اصل نظام را قبول ندارد که نامش اصلاح‌طلب نیست. او رادیکال و برانداز است چون کسی می‌تواند خود را اصلاح‌طلب بداند که اصل ساختار نظام سیاسی را قبول داشته باشد، اما فکر می‌کند نیازمند اصلاح است. زیرا اصلاح‌طلبان واقعی همواره نظام را از خودشان می‌دانستند. لذا این طیف خود به خود با نوع موضع‌گیری‌هایشان شامل اصلاح‌طلبی نمی‌شوند. یک عده در درون هستندکه چارچوب قانون اساسی را قبول دارند ولی ممکن است استراتژی شان فرق کند. ما با دسته اول در ایدئولوژی سیاسی مشکل داریم، اما با دسته دوم در استراتژی‌ها تفاوت داریم.

می‌توانید از طیف دوم اسم ببرید؟
اجازه بدهید افراد را اسم نبریم.

تشکل می‌توانید اسم ببرید؟
ببینید! برخی معتقدند در چارچوب قانون اساسی باید روش‌های تندتری را برای دست یابی به اهدافمان اتخاذ کنیم. من این طور فکر نمی‌کنم.

تحفظ شما برای اسم نبردن از این طیف دوم به دلیل مسوولیت‌تان به عنوان رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی اصلاحات است؟ چون بالاخره طیف‌های مختلف اصولگرایان قاب‌های مشخصی دارند. بین موتلفه با جبهه پایداری همه می‌توانند متوجه تفاوت‌های آنها در روش سیاسی شوند. چرا این تصویر طیف‌های گوناگون اصلاح‌طلبان مشخص نیست و نمی‌توان بین آنها تمایز قائل شد؟
ممکن است بنده الان اسم ببرم و بعدا گروهی بیایند و بگویند که نه این روش ما نیست. من معتقدم می‌توانیم این را به عنوان خط فرضی در نظر بگیریم. ممکن است در عالم واقع این خط‌های فرضی وجود نداشته باشد.مثلا یکی از بحث‌ها همین بود که با کف خیابان خواسته‌هایمان را به برخی‌ها بقبولانیم، اما من معتقد بودم می‌شود این خواسته را با مذاکره و لابی کردن حل کرد.
برای مجلس هفتم بنده رد صلاحیت شدم، آن دوران اصلا پیگیری نکردیم و مدام در رسانه‌ها صحبت می‌کردیم و می‌گفتیم مدارک رد صلاحیتم ما را منتشر کنید! بعد برای مجلس هشتم یک توک پا به شورای نگهبان هم رفتیم. خوب این دو نمونه رفتار است. جالب است که برای مجلس هشتم من دوبار رد صلاحیت شدم ولی هر دو بار رفتیم و مدارک را دادیم و در نهایت تائید صلاحیت شدم.

دلیل رد صلاحیتتان چه بود؟
در رد صلاحیت دوم به من گفتند شما رئیس دانشگاه بودی و استعفا ندادی. بعد ما توضیح دادیم که استعفای ما بحث داخلی بوده و ربطی به وزارت علوم نداشته است.خوب مساله حل شد. بنابراین وقتی می‌گوییم نظام و قانون اساسی را قبول داریم، اینجا دیگر راهبرد‌های ما به شکلی باشد که ما را زودتر به نتیجه برساند.

فکر می‌کنید کلیت اصلاح‌طلبان به این تجربه رسیده است که رفتار‌های گذشته جواب نمی‌دهد؟
من تصورم این است تا حد زیادی اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیدند که کار خود را از طریق مذاکره پیش ببرند. بالاخره امروز در دولت برخی چهره‌ها جزو طیف اصلاح‌طلب محسوب می‌شوند ، اما با همه ارکان نظام همکاری می‌کنند. این بهتر است یا اینکه بگویند ما هیچ یک از پست دولت را نمی‌پذیریم.

اما قبول دارید در همین فضا،هنوز هم برخی اصلاح‌طلبان رفتار پدر خواندگی دارند.
این حالت پدر خواندگی دیگر امروز خریداری ندارد. یک دوره ای این ناز را می‌خریدند، اما امروز تصورم این است که آن رفتارها دیگر فایده ندارد.

در انتخابات ۹۲ شما طرح مناسک را طرح کردید، آن طرح هم خریدار پیدا نکرد؛ دلیلش چه بود؟
این موضوع بحث مفصلی است، در عمل همان اتفاقی افتاد که ما طرحش کرده بودیم. همه بحث ما این بود که مجمع نخبگان اصلاح‌طلب سراسر کشور برای انتخابات ریاست جمهوری به یک نفر برسند. روند اتفاق‌ها به این موضوع کمک کرد.شورای نگهبان کمک کرد. علاوه بر آقای هاشمی ما را هم احراز صلاحیت نکردند.آقای عارف کنار کشید و این همان اتفاقی بود که ما می‌خواستیم. یادم هست آبان ماه ۹۱ یعنی چند ماه ۶۰۰ نفر در هتل المپیک از اصلاح‌طلبان سراسر کشور جمع شدند.برخی‌ها هم نیامدند. آنها هم نه اینکه ایده را قبول نداشتند بحث شان این بود که اساسا برای رسیدن به یک نفر پس از پذیرش شرکت در انتخابات است که هنوز عده ای به جمع بندی نرسیده بودند.

آیا کار اصلی را طیف نزدیک آقای خاتمی انجام داد و نظرات آنها موثر واقع شد؟
همه نقش داشتند. حداقل ۵ عامل در این انتخابات ۹۲ موثر بود. کار اصلی را مردم کردند که تشخیص دادند، اما بخشی از کار هم مربوط به خود آقای روحانی و اظهار نظرهایی بود که در مناظره‌ها داشتند. بخش سوم موضوع رد صلاحیت آقای هاشمی بود که موجب شد که تصویرکاریزمایی از ایشان شکل بگیرد، کنار کشیدن آقای عارف و حمایت آقای خاتمی و در نهایت مجموعه احزاب اصلاح‌طلب هم در رای انتخابات موثر بود. من یک بار به یکی از نزدیکان آقای روحانی نوشتم که آقای رئیس‌جمهور می‌فرمایند ما وامدار هیچ حزبی نیستیم، ما ۷۰ تا ۸۰ میلیون تومان پوستر چاپ و هزینه تبلیغات کردیم این هزینه‌های ما را بدهید، وامدار ما نباشید. بالاخره ستادهای خود حزب مردم سالاری دراین موضوع تاثیر گذار بود. اصلا خود ما سه روز قبل از اینکه جبهه اصلاحات اطلاعیه بدهد، پیام دادیم. خود بنده به چند شهرستان برای سخنرانی و حمایت از آقای روحانی سفر کردم. نمی‌خواهم بگوییم ما تاثیر گذار بودیم، منتها بی‌تاثیر هم نبودیم.
این طور نیست که آقای هاشمی نقش اول را داشته باشد و بقیه تاثیری نداشته باشند. همه دست به دست هم دادند. امسال هم ما طرح امام (ائتلاف ملی اصلاح‌طلبان مملکت) را در دستور کار داریم. و اگر بشود هماهنگی این چنینی بشود دور از دسترس نیست که اکثریت مجلس دهم در اختیار اصلاح‌طلبان قرار بگیرد.

خیلی خوشبین هستید؟
من خوشبینم. من اعتقادم این است که مدام نگرانی داشته باشیم از ناحیه شورای نگهبان یا اصولگرایان. ما هر چه نگرانی داریم، از ناحیه خود ما است که چطور این وحدت حاصل شود.اگر روحیه تمامیت خواهی کنار گذاشته شود و یک مقدار واقعیت‌های فضای سیاسی کشور را بپذیریم، راحتر می‌توانیم کار کنیم.
در لیستی که ما فراهم می‌کنیم، خط قرمز ما تندروهایی هستند که آرامش را بر هم می‌زنند. این را از این جهت عرض می‌کنم که ما حتی آمادگی داریم اصولگرایان معتدل را در لیست خودمان داشته باشیم.

لینک مصاحبه

مصطفی کواکبیان:

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است