گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

دكتر مصطفي كواكبيان در گفت و گو با آرمان؛

موفقيت روحاني موفقيت اصلاح طلبان است

احمدي نژاد قصد دارد با انتقاد از روحاني خود را بالا بكشد

۲۶ خرداد ۱۳۹۳

آرمان – احسان انصاري: «نمي توان مردم را با زور و شلاق به بهشت فرستاد». اين سخنان حسن روحاني است كه به تازگي در پاسخ به منتقدان فرهنگي دولت عنوان شده است.

همين سخنان كافي بود كه هجمه عليه دولت افزايش پيدا كند و شخصيت‌هاي گوناگون از تريبون‌هاي مختلف سخنان رئيس‌جمهوري واكنش نشان دهند. از سوي ديگر اما به تازگي برخي همايش‌هاي سياسي به دليل فشار گروه‌هاي تندرو لغو مي‌شود. نمونه اين مساله لغو سخنراني سيد حسن خميني، محمدرضا خاتمي و همچنين حاشيه‌هاي حضور احتمالي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در اصفهان بوده است.

به همين منظور و براي تحليل شرايط سياسي كشور با دكتر مصطفي كواكبيان دبيركل حزب مردمسالاري و نماينده سابق مجلس گفت و گو كرديم.

كواكبيان معتقد است« اينكه مراسمي با مجوز دولت در شرف برگزاري است اما به دليل اعمال فشار گروه‌هاي تندرو از برگزاري آن ممانعت به عمل آيد بدين معني است كه اصلا مجوزي از طرف دولت صادر نشده است. اين بي احترامي به مردم و دولت است كه با رأي مستقيم مردم برسركارآمده است».

دبيركل حزب مردمسالاري همچنين با هشدار نسبت به اينكه بدنه اجرايي دولت آقاي روحاني همچنان رويكرد احمدي‌نژادي را دنبال مي‌كند عنوان مي‌كند« احمدي‌نژاد تلاش مي كند از حربه انتقاد به آقاي روحاني خود را بالا بكشد».

در ادامه گفت و گوي آرمان با دكتر مصطفي كواكبيان را از نظر مي‌گذرانيد.


چندی‌است سخنراني برخي از شخصيت‌هاي سياسي در برخي از شهرهاي كشور به دلايلی لغو شده است. نقطه آغاز اين ماجرا از لغو سخنراني سيد حسن خميني در بروجرد بود. اين قضيه با لغو سخنراني محمدرضا خاتمي در ياسوج ادامه پيدا كرد و كار به جايي رسيد كه سخنراني آيت الله هاشمي در اصفهان لغو و در حد يك گمانه زني خلاصه شد. چرا چنين اتفاقاتي در كشور رخ مي‌دهد. هدف گروه‌هاي تندرو از برهم زدن نظم همايش‌هاي سياسي چيست؟
اين يك اصل بديعي است كه در شرايطي كه دولت اعتدال در كشور ما بر سر كار آمده است همه گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي مي‌بايست از هر گونه افراط و تفريط خودداري كنند.  در اين ميان مي‌بايست تنها قانون باشد كه حرف اول و آخر را در همه مسائل كشور بزند. متاسفانه يك عده هنوز تصور و رويكرد قبل را در پيش گرفته اند و فكر مي‌كنند كه مي‌توانند قانون را دور بزنند و از آن تمكين نكنند. اين عده معتقدند مي‌توانند معيارها را جابه جا كنند، سخنراني‌ها را به هم بزنند و برنامه‌ها را به هم بزنند. در اين زمينه وزارت كشور بايد با همگان به صورت يكسان برخورد كند. براي وزارت كشور نبايد بين جريان‌هاي سياسي تفاوتي وجود داشته باشد كه مثلا  چرا فلان تشكل كه وابسته به فلان جريان سياسي است قصد دارد يك مراسم سخنراني برگزار كند. اگر تشكلي غيرقانوني است نبايد همايش و سخنراني برگزار كند، اما اگر تشكلي قانوني است و تحت لواي قانون اساسي كشور فعاليت مي‌كند اگر قصد برگزاري مراسم، همايش و يا سخنراني داشته باشد هيچ كس نبايد مانع اين كار شود. اگر كسي برخلاف قانون يك مراسم قانوني را برهم بزند و يا مانع از برگزاري آن شود، به صورت قاطعانه بايد با آن برخورد شود. دولت در اين زمينه علاوه بر اينكه مي‌بايست شرايط و ضوابط برگزاري‌هاي مراسم‌هاي قانوني را مهيا كند مي‌بايست امنيت اين مراسم‌ها را نيز به صورت تمام وكمال برقرار كند. اينكه مراسمي با مجوز دولت در حال برگزاري است و يا در شرف برگزاري است اما به دليل اعمال فشار گروه‌هاي تندرو از برگزاري آن ممانعت به عمل آيد بدين معني است كه اصلا مجوزي از طرف دولت صادر نشده است. اين بي احترامي به مردم و دولت است كه با رأي مستقيم مردم برسركارآمده است. به نظر من وقت آن رسيده است كه  يك بار براي هميشه جلوي گروه‌هاي تندرو گرفته شود تا كشور ما از آسيب يكي از مهم‌ترين معضلات سياسي سال‌هاي اخير خود رها شود. اگر برخی نيروهاي خودسر و لباس شخصي كه ادعاي زيادي هم دارند و مي‌خواهند قانون را زير پا بگذارند همچنان به كار خود ادامه بدهند كشور در آينده با مشكلات بيشتري رو به رو خواهد شد. دوران  دور زدن و ناديده گرفتن قانون به سر آمده است. با اين وجود معتقدم در اين زمينه دو مساله قابل طرح و بررسي است؛ اول اينكه كساني كه مجوز صادر مي‌كنند، چرا و به چه دليل چنين اقداماتي انجام مي‌دهند؟هدف از صدور مجوز براي همايش‌هاي سياسي چيست؟ و دوم اينكه چرا و به چه دليل و با چه مجوزي اين همايش‌ها پس از آنكه از سوي مراجع قانوني تاييد شده است لغو مي‌شود؟ما اگر حاكميت قانون را در تمامي زمينه‌ها ومسائل سرلوحه كار خود قرار بدهيم شاهد تكرار اين مسائل در آينده نخواهيم بود.


چرا در شرايط فعلي كشور حساسيت‌ها نسبت به جريان اصلاح طلبي از سوي گروه‌هاي تندرو بيشتر شده است؟
برخي از نيروي‌هاي سياسي عمدتا تندرو به روش‌هاي مختلف، مخالف حضور اصلاح طلبان در فضاي سياسي  و تاثيرگذاري اين جريان در تصميمات سياسي كشور هستند. تغييرات سياسي مهمي در  دولت آقاي روحاني اتفاق افتاده و آقاي روحاني و كابينه ايشان تدبير جديدي در فضاي سياسي كشور براي حضور تمامي سلايق سياسي در كشور انديشيده است. با اين وجود بنده معتقدم بدنه دولت هنوز «احمدي‌نژادي» است و رويكرد متفاوتي نسبت به هئيت وزيران و شخص آقاي رئيس‌جمهور در پيش گرفته است. همين بدنه دولت هم است كه رغبتي براي حضور اصلاح طلبان در عرصه تصميم‌گيري سياسي از خود نشان نمي‌دهند و گاهأ به كار شكني در اين زمينه نيز مي‌پردازند. البته ما با هرگونه اقدام افراطي ولو اينكه به نام اصلاح طلبان صورت بگيرد، مخالف هستيم. اصلاح طلب واقعي نيروي فكور و قانون مداري است كه در مسير اعتدال حركت مي‌كند و تلاش دارد به اهداف خود در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي و تحت لواي نظام جمهوري اسلامي ايران دست پيدا كند. برخي اما همين را هم از اصلاح طلبان بر نمي‌تابند و خود را يكه تاز ميدان و همه كاره قلمداد مي‌كنند. به غير از يك جريان جدي كه در هر صورت نمي‌خواهد اصلاح طلبان در عرصه سياسي فعاليت كنند و تاثيرگذار باشند، برخي از عناصر موجود در دستگاه اجرايي كشور نيز درصددند كه مانع از فعاليت بيشتر اصلاح طلبان باشند. همه اين مسائل دست به دست هم مي‌دهد كه ما شاهد حاشيه سازي براي جريان اصلاح طلبي در كشور باشيم.

دولت آقاي روحاني كه منادي گفتمان اعتدال در كشور است بيش از اندازه رويكرد محافظه كاري در پيش نگرفته است؟ برخي از دولتمردان اعتدال را با خنثي بودن و سكوت اشتباه نگرفته اند؟
محافظه كاري يك بحث است وانفعال نشان دادن و موضع منفعلانه به جاي موضع فعال نشان دادن بحث ديگري است. من فكر مي‌كنم دولت آقاي روحاني بيش از آنكه محافظه كاري كند، منفعلانه عمل مي‌كند. در برخي از زمينه‌ها و مسائلي كه تاكنون مشكل ساز شده است اگر مسئولان وزارت كشور مؤثرتر و قاطعانه‌تر موضع‌گيري مي‌كردند بسياري از مشكلات ازبين مي‌رفت و ريشه كن مي‌شد. در نتيجه  تاكنون اين گروه‌هاي مخالف دولت هستند كه  مواضع محكم‌تري اتخاذ كرده اند و دولتمردان رفتاري منفعلانه در مقابل آنها در پيش گرفته اند. حتي اين نكته را نيز بايد عنوان كنم كه برخي از دولتمردان به دليل محافظه كاري، در برخي از مسائل خود را كنار مي‌كشند و سعي مي‌كنند زياد در تيررس تركش‌ها قرار نگيرند. كسي نبايد «اعتدال» را به معناي انفعال اشتباه بگيرد و يا اينكه تعريفي از اعتدال ارائه دهد كه به انفعال نزديك باشد. متاسفانه در بسياري از جاهايي كه دولت مي‌بايست حضور جدي داشته باشد، حضور خود را كمرنگ كرده است. همين باعث شده است كه برخي تلاش كنند قانون را دور بزنند. توقع مردمي كه در روز ۲۴خردادماه۱۳۹۲به آقاي روحاني رأي داده اند نيز همين است كه دولت با اقتدار وبا مواضع فعال‌تري نسبت به مسائل كشور ورود كند و اجازه ندهد عده‌اي كه همواره فضاي سياسي كشور را آلوده مي‌كنند جرأت عرض اندام پيدا كنند.

بازگشت احمدي‌نژاد به قدرت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟وي به تازگي در ادامه فعاليت‌هاي جديدش در مشهد سخنراني كرده است.
احمدي‌نژاد و همراهانش چه اهدافي را دنبال مي‌كنند؟
بازگشت محمود احمدي‌نژاد به قدرت و عرصه سياسي تنها در يك حالت امكان پذير خواهد بود. احمدي‌نژاد تنها در شرايطي مي‌تواند به عرصه سياسي بازگردد كه زمينه براي شعارهاي پوپوليستي و عوام فريبانه وي و همراهانش دوباره مهيا شود. اين بدين معناست كه گفتمان اعتدال و يا هر گونه گفتمان‌هايي عقلايي در كشور شكست بخورد يا شكست داده شود. در نتيجه فرصت براي يك گفتمان و پوپوليستي به مانند احمدي‌نژاد فراهم مي‌شود. در غير اين صورت احمدي‌نژاد به دليل عملكرد سوال برانگيز خود در طي هشت سال گذشته هيچ گونه شانسي براي بازگشت به عرصه سياسي نخواهد داشت. عملكرد احمدي‌نژاد در ۸سال گذشته در زمينه‌هاي مختلف اعم از فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي وسياست خارجي  درس عبرتي براي مردم و جريان‌هاي سياسي شده است كه گرفتار شعارهاي عوام فريبانه هيچ كس نشوند. احمدي‌نژاد هم اكنون هيچ گونه پايگاه اجتماعي در كشور ندارد. بازگشت مجدد وي به قدرت به فرض در شرايطي رخ خواهد داد كه وي بيايد و عنوان كند كه به جاي اينكه به مردم ۴۵هزار تومان در ماه يارانه پرداخت كند مثلا ۲۰۰هزار تومان پرداخت مي‌كنيم. اين جور شعارها بيشتر شبيه يك لطيفه براي مردم خواهد بود. چرا كه مردم عواقب رأي به شخصي كه ۸سال پيش از اين گونه شعارها مي‌داد را با گوشت و پوست خود لمس كردند. در نتيجه نبايد نسبت به بازگشت احمدي‌نژاد نگران بود. نكته مهم اما اينجاست  كه احمدي‌نژاد تلاش مي‌كند از حربه انتقاد به آقاي روحاني خود را بالا بكشد. عامل تاثيرگذار بعدي نيز بدنه اجرايي دولت آقاي روحاني است كه همچنان رويكرد احمدي‌نژادي را دنبال مي‌كند و در صورت بازگشت احمدي‌نژاد از حاميان وي محسوب خواهند شد. در مجموع اما بنده با توجه به عملكرد احمدي‌نژاد در هشت سال گذشته و همچنين جايگاهي كه وي هم اكنون در بين افكار عمومي جامعه دارد دليلي براي نگراني از بازگشت وي به قدرت نمي بينم.

آقاي روحاني در زمان مبارزات انتخاباتي يكي از شعارهاي مهم خود را تقويت نهادهاي مدني و احياي احزاب و تشكل‌هاي مردم نهاد عنوان مي‌كردند. با توجه به اينكه در سالگرد پيروزي آقاي روحاني در انتخابات هستيم، عملكرد ايشان در اين زمينه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بنده براين باورم كه پس از مسائل سياست خارجي كه نياز به اهتمام ويژه از سوي دولت دارد و همچنين مساله اقتصاد و معيشت مردم، مساله حقوق شهروندي و تقويت نهادهاي مدني مي‌بايست در اولويت سوم دولت آقاي روحاني قرار بگيرد. با اين وجود به نظر مي‌رسد حتي در اولويت سوم نيز برنامه‌ريزي و فعاليت جدي در اين زمينه از سوي دولت تدبير و اميد وجود ندارد. اگر قرار بود به اين مساله مهم كشور اهميت داده مي‌شد بايد در همان ماه اول خانه احزاب بازگشايي مي‌شد و فعاليت‌هاي مدني با جديت بيشتري دنبال مي‌شد. تا زماني كه نگاه ما به احزاب صرفأ مختص به دوران انتخابات باشد و تنها در آن زمان كركره‌هايشان بالا برود و بعد از انتخابات دوباره به انزوا كشيده شوند مساله احزاب در كشورما كه يكي از نيازهاي مبرم و حياتي جامعه ما براي پيشرفت است تحقق نخواهد يافت. در مساله دانشگاه‌ها هم وضعيت به همين منوال است. در مطبوعات هم به همين شكل است. بنده گاهي مشاهده مي‌كنم كه آقاي روحاني عنوان مي‌كنند كه چرا اساتيد و نخبگان دانشگاهي درباره مسائل پيش روي دولت اظهار نظر و دخالت نمي‌كنند. با اين وجود هنوز مشخص نيست كه نخبگان دانشگاهي كجا و با چه شيوه‌اي مي‌بايست نظرات خود را به دولت منعكس كنند. آيا اين اظهار نظرها تاثيري هم خواهد داشت؟دولت مي‌بايست پس از يك سالي كه از شروع به كارش گذشته است نگاه خود را در اين زمينه ه جهت دهي كند و به صورت جدي‌تر و عميق‌تري با اين مساله مواجه شود. خانه احزاب از دوره اصلاحات در حال است ولي در دولت آقاي احمدي‌نژاد احزاب به عنوان سم مهلك شناخته شدند، چراكه وي مدعي بود كشور نياز به حزب ندارد مي‌كند. جامعه مدني واسطه نهادها بين مردم و دولت است. هر چه اين نقش پر رنگ‌تر باشد، حكومت دموكرات‌تر است. متاسفانه در چند سال اخير احزاب و اين نهادها مورد بي‌مهري قرار گرفته بودند. هر چند مفاهيمي مانند دموكراسي، جامعه مدني و. . . غربي هستند، ولي ما محتواي آن را در اسلام داريم و در ذات اسلام دموكراسي وجود دارد. همچنين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران داراي پتانسیل زيادي در زمينه تقويت دموكراسي در كشور است كه متاسفانه ازهمين ظرفيت‌هاي موجود نيز به درستي استفاده نمي‌شود.

جريان اصلاح طلبي در دولت آقاي روحاني در چه وضعيتي قرار دارد؟آيا گفتمان اعتدال ادامه گفتمان اصلاح طلبي است؟
هنوز كسي به اين قضيه باور ندارد كه دولت آقاي روحاني دولتي اصلاح طلب است. اما دولت آقاي روحاني مشي اصلاح طلبي دارد و فضايي را كه در كشور به وجود آورده است فضايي مشابه به دوران اصلاحات با درصدي تفاوت است. دولت آقاي روحاني همچنين قرابت بيشتري با اصلاحات نسبت به دوران احمدي‌نژاد دارد. همين كه دولت تلاش نمي‌كند قانون را دور بزند و تك روي نمي‌كند از نشانه‌هاي حاكميت عقلانيت برفضاي كشور است. درنتيجه در چنين فضايي مشي اصلاح طلبي كه اصلاح امور را به صورت عقلاني وهمراه با خرد جمعي دنبال مي‌كند فرصت جولان پيدا مي‌كند، كه نكته مهمي براي جريان اصلاح طلبي است. نكته مهم ديگر البته، رويكرد بدنه مجلس نهم نسبت به دولت و جريان اصلاح طلبي است. بدنه مجلس  از اينكه مبادا اصلاح طلبان دوباره اصولگرايان را به طور كامل کنار بزند تلاش مي‌كند با شیوه‌های مختلف جريان اصلاح طلبي و دولت را مورد انتقاد قرار دهند. با توجه به اين شرايط ميزان انسجام اصلاح طلبان در اين زمينه بسيار كليدي است. بنده بارها از تريبون‌هاي مختلف عنوان كرده ام كه احمدي‌نژاد دست پخت اصلاح طلبان بود، به دليل تفرقي كه در سال۸۴در بين اصلاح طلبان اتفاق افتاد. در شرايط فعلي نيز اگر اصلاح طلبان نتوانند انسجام خود را حفظ كنند، نبايد ديگران را سرزنش كنند. البته عملكرد دولت آقاي روحاني در موفقيت اصلاح طلبان بسيار موثر و تعيين كننده است. موفقيت آقاي روحاني بدون شك موفقيت اصلاح طلبان است.


آقاي روحاني در پاسخ به برخي از منتقدان فرهنگي دولت، عنوان كردند «نمي توان با شلاق و زور مردم را به بهشت فرستاد». اين سخنان واكنش‌هاي مختلفي را تاكنون به دنبال داشته است. شما  به وجود آمدن فضاي تقابلي بين دولت و برخي منتقدين را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بنده معتقدم مباحث مطرح شده درباره بهشت و جهنم و دين و آخرت مردم كه به تازگي مطرح شده و روز به روز نيز ادامه مي‌يابد مباحثي بي موقع است. مسئولان و به خصوص دولت بهتر است به فكر ارائه راهكار براي حل مشكلات كشور باشند. مخالفان دولت به هر حال به دنبال روزنه‌اي هستند كه دولت را درگير مسائل حاشيه‌اي كنند تا روحاني عملكرد ضعيف‌تري داشته باشد. مردم هنگامي كه عملكرد روحاني و احمدي‌نژاد را مقايسه كنند متوجه مي‌شوند كه دولت برآمده از اصلاح طلبي به مراتب عملكر بهتر و منظم‌تري داشته است. اين نكته براي منتقدين دولت دردآور است. از طرف ديگرمردم ما به قدري مشكل دارند كه بايد مسئولان براي آن راه‌حل بدهند و مشكل اين نيست كه بخواهيم مردم را به زور به بهشت بفرستيم. برخي به گونه‌اي صحبت مي‌كنند كه گويي همين چند ماه تهاجم فرهنگي ايجاد شده است، الان نهادهاي مختلف بودجه فرهنگي از دولت مي‌گيرند و بايد پاسخگو باشند كه چه كرده اند و در اين زمينه تنها دولت مسئول نيست.

يكي از اخبار مهم روزهاي اخير مذاكره مستقيم ايران و آمريكا براي برداشتن تحريم‌هاي ايران بوده است كه قرار است بين عباس عراقچي معاون وزير خارجه كشورمان و وندي شرمن معاون وزير خارجه آمريكا صورت بگيرد. ايران و آمريكا در چه شرايطي مي توانند يك رابطه پايدار و عاري از تنش داشته باشند؟
درباره برقراري ارتباط با آمريكا نظريه‌هاي مختلفي وجود دارد. البته مذاكره عراقچي و شرمن به صورت موضوعي و خاص و صرفأ در جهت برداشتن تحريم‌ها و مباحث مطرح شده در مذاكرات ايران و ۱+۵خواهد بود و نه مذاكره براي روابط پايدار. با اين وجود برخي معتقدند بايد بدون چون و چرا با آمريكاييها رابطه برقرار كنيم.  اين نظر تابع اصول خاصي در برقراري رابطه با آمريكا نيست. ديدگاه ديگر اين است كه اصلا و ابدأ نبايد با آمريكا رابطه برقرار كنيم. هشت سال دوره احمدي‌نژاد اين ديدگاه حاكم بود.  آقاي احمدي‌نژاد در اواخر مي‌خواست كاري انجام دهد ولي عمر دولتش كفاف نداد. طبق آيه شريفه قرآن كريم، اصل برقراري ارتباط است و نداشتن رابطه دليل مي‌خواهد.  برقراري رابطه نيازي به دليل ندارد، بلكه بايد با تمام كشورهاي عالم ارتباط داشته باشيم. طبق ديدگاه قرآن كريم با آنهايي كه با شما مي‌جنگند و يا سرزمينتان را اشغال كرده اند نبايد رابطه داشت و بايد به اين خط قرمز توجه كرد، اما برقراري ارتباط با ساير كشورها منعي ندارد، بايد مهرورزي كرد، چرا كه خداوند اين كار را دوست دارد. با اين وجود واقعيت اين است كه بر اساس نظريه دهكده جهاني، اساسا سيستم ارتباط بگونه‌اي است كه نمي‌توان قطع رابطه را تصور كرد. طبق نظريه سوم كه دولت يازدهم نيز اين نظر را دنبال مي‌كند، ما بايد چالش هسته‌اي، مباحث ديپلماسي، مذاكرات خارجي را پيش ببريم، تحريم‌ها را حذف كنيم، رابطه با جهان بيشتر شود و كمتر نيز با آمريكا رابطه برقرار كنيم و تنها از طريق مسائل هسته‌اي به رابطه با آمريكا برسيم. بر اساس اين نظر، آقاي روحاني و دولت تدبير و اميد نمي‌خواهند رابطه مستقيم با آمريكا داشته باشيم، بلكه تلاش مي‌كنند مشكلاتي كه با كشورهاي ۱+۵ داريم را از پيش رو بردارند. بنده معتقدم برقراري رابطه با آمريكا را بايد مجزاي مسائل هسته‌اي، مشكلات خاورميانه و چيزهاي ديگر بدانيم؛ بلكه بايد به عنوان  يك كشور مستقل سياسي در حوزه بين المللي با همه كشورها رابطه داشته باشيم. اين رابطه نيز بايد در چارچوب واصولي كه نظام تصويب كرده  و رهبري دنبال مي‌كنند، بايد برقرار شود. حضرت امام (ره)معتقد بودند«تا زمانيكه آمريكا آدم نشود و يا تا زماني كه رابطه آمريكا با ايران گرگ و ميش باشد، ما ارتباط برقرار نمي‌كنيم». اگر فكر كنيم كه آمريكا آدم مي‌شود، آدم شدني نيست و اگر فكر كنيم كه قرار است از گرگ بودن خودشان دست بكشند، چنين چيزي رخ نمي‌دهد و هيچگاه رابطه برقرار نمي‌شود. اگر قرار است با آمريكا رابطه برقرار كنيم بايد با همين شرايطي كه عنوان كردم برنامه‌ريزي كنيم. برخي فكر مي‌كنند در مذاكره برد بايد با ما باشد و باخت با طرف مقابل كه اين منطقي نيست.  مذاكره بايد برد – برد باشد و در شرايط فعلي و مذاكرات هسته‌اي، هم آمريكاييها و ايران دنبال اين هستند كه از مذاكرات موفق بيرون بيايند. البته از يك نكته حياتي نيز نبايد به راحتي گذشت كه رابطه با آمريكا همانطور كه طرافداراني دارد، دشمنان پروپاقرصي دارد.  برخي مايل نيستند كه ما رابطه داشته باشيم و برنامه‌ريزي مي‌كنند كه ارتباط نداشته باشيم. همچنين يكي از مهمترين و اساسي‌ترين موارد اختلاف با آمريكا موضوع رژیم‌صهیونیستی است. آنها نمي‌توانند سر سوزني از حمايت اسراييل دست بكشند. الان فرصتي خوبي است؛ زيرا نوع نگاه غربي‌ها پس از انتخابات ۹۲ تاحدودي نسبت به ايران تغيير كرده است. آمريكا و بويژه اوباما دنبال آن است كه برگ برنده‌اي رو كند، لذا نياز به اين رابطه دارد و دو طرف بايد دنبال چنين بحثي باشند و با حفظ همه اصول، عزت و منافع ملي اين رابطه شكل بگيرد.

دكتر مصطفي كواكبيان در گفت و گو با آرمان؛
احمدي نژاد قصد دارد با انتقاد از روحاني خود را بالا بكشد

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است