گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

دکتر کواکبیان در گفتگو با مجله حریم امام :

وصیت نامه امام منشور حکومتی جمهوری اسلامی است

۱۵ خرداد ۱۳۹۳

اساساً اگر این وصیتنامه حضرت امام را منشور حکومتی نظام جمهوری اسلامی تلقی نکنیم این انقلاب پایه های مبنایی و ریشه های اساسی اش را گم خواهد کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، توجه ویژه حضرت امام در وصیت نامه به جایگاه رفیع مردم در نظام اسلامی، توصیه و دغدغه امام در وصیت نامه مبنی بر عدم دخالت نیروهای مسلح در سیاست و همچنین تاکید ایشان بر ضرورت نظارت مردم بر عملکرد مسئولان از جمله نکاتی بود که دکتر مصطفی کواکبیان چهره نام آشنای سیاسی کشور، این مدرس وصیت نامه امام در دانشگاه، به آن اشاره نمود.

از آشنایی باحضرت امام و با خاطره ای از ایشان شروع کنید.

به دلیل مذهبی بودن جو خانواده از دوران طفولیت با حضرت امام و نام ایشان آشنایی داشتم. شاید چهارده سالم بود که به دلیل نگهداری عکس ایشان بازداشت شدم. بازداشت خیلی موقت و حدود دو سه روز بود.
خاطره ای از ایشان دارم که همیشه برایم بسیار جذاب است. برای ملاقات با حضرت امام با حدود بیست اتوبوس از سمنان راه افتاده بودیم. آن موقع بنده مسئولیت حزب جمهوری اسلامی استان سمنان را داشتم. آن زمان ماجرای بنی صدر بسیار حاد بود. ما به تبع حزب جمهوری  با بنی صدر مخالفت جدی داشتیم. من داخل اتوبوس با بلندگو دستی به همه گفتم که اگر وارد جماران شدیم همگی بگوییم خمینی بت شکن بت جدید رو بشکن. وقتی وارد جماران شدیم دیدیم عده دیگری خیلی زودتر از ما آمده و شعارهای دیگری می دهند. حضرت امام با تفقد از این حضار داشتند به ابراز احساساتشان پاسخ می دادند و یک دستشان را تکان می دادند. وقتی ما این شعار را شروع کردیم تقریباً کل جماران پر شد از این شعار که خمینی بت شکن بت جدید را بشکن. بعد به ناگاه حضرت امام هر دو دستشان را بالا بردند و لبخندی هم روی لبانشان نشست. همان روز ساعت دو این شعار از رادیو پخش شد و من بسیار خوشحال بودم که سازنده چنین شعاری در سراسر کشور شدم. بعد شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد با امام ملاقات خصوصی داشت. از ملاقات که آمد از او سؤال کردم واکنش حضرت امام نسبت به این شعاری که گفتیم چه بود. ایشان فرمود که حضرت امام داشتند با یکی دیگر از آقایان علما، که از بنی صدر حمایت می کرد، صحبت می کردند. به آن آقا فرمودند: «شما مگر نشنیدید که مردم سمنان امروز چه شعاری مطرح کردند.» برای من خیلی جالب بود که امام واقعاً به جو افکار عمومی و جزئیات حرکت مردمی بسیار عنایت دارند. لذا یکی از بزرگ ترین و مهم ترین ویژگی های شخصیتی حضرت امام همین حالت مردمی بودن و دقتشان در مطالبات مردم و افکار عمومی است.

شما از اساتیدی هستید که وصیت نامه امام را در دانشگاه تدریس  می کنید. محورهای اصلی وصیتنامه حضرت امام چیست؟

من وصایای حضرت امام را چندین بار تدریس کردم. الان هم در دانشگاه علامه طباطبایی آثار و اندیشه های سیاسی امام خمینی را تدریس می کنم. جاهای دیگر هم این درس را تدریس کرده ام. این افتخار و ادعا را دارم که کرسی امام خمینی شناسی را در دانشگاه ها تقویت کردم. حتی چندین سال قبل کتابی تحت عنوان هفت قطره از جاری زلال اندیشه امام خمینی منتشر کردم که شامل هفت مقاله مختلف است که در کنگره های برگزارشده به نام امام قرائت کردم. از جمله مقالات جنگ فقر و غنا از دیدگاه حضرت امام، وظایف روحانیت از دیدگاه حضرت امام، مسئله عاشورا از دیدگاه امام خمینی، بحث مربوط به ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه حضرت امام و بحث تربیتی و نگاه امام در خصوص تربیت سیاسی افراد جامعه. مباحث خوبی در آن کتاب از دیدگاه حضرت امام مطرح کرده ام.

اما به نظر من اصلی ترین محور وصایای حضرت امام مخاطب قراردادن مردم برای حفظ انقلاب است. فکر می کنم اساساً پایه این وصیتنامه، که جنبه سیاسی دارد، این است که انقلاب اسلامی با همان طراوت و شادابی و اصول اساسی اش و به تبعش نظام جمهوری اسلامی باید در چارچوب همان خطوط اصلی تداوم پیدا کند. البته حضرت امام در این زمینه بحث های مختلفی را مطرح می کنند. از جمله توصیه هایی که به قوای سه گانه، وزارتخانه های مهمی مثل وزارت خارجه و وزارت کشور،‌ علما و روحانیون،‌ نیروهای مسلح ارتش و سپاه، استانداران و حتی گروهک های مخالف نظام دارند. یکی از وصایایی که حضرت امام در مورد حضور در صحنه انقلاب به مردم دارند در بحث انتخابات، ضرورت پایبندی به بحث ولایت فقیه و حضور جدی در عرصه تعیین سرنوشت است.

امام در بندهای آغازین وصیتنامه علت محدثه انقلاب را علاقه و  انگیزه های معنوی مردم در قبل از انقلاب می دانند. بعد تأکید می کنند که علت مبقیه هم  عبارت است از وحدت کلمه همین مردم. این دو واژه را از منظر امام توضیح دهید و جایگاهشان در این وصیتنامه را تشریح بفرمایید! چرا امام از همان نقاط آغازین به این مسئله می پردازند؟

به نظر من پیروزی انقلاب سه عامل داشت؛ وجود رهبری و شخصیت حضرت امام، انگیزه های عقیدتی و باور اعتقادی مردم یعنی اسلام که موتور محرکه انقلاب است و بحث مردم و حضور جدیشان و وحدت و اتحادی که داشتند. حضرت امام در وصیتنامه شان در مورد خود هیچ چیز نمی فرمایند. به رهبری، که طبیعتاً خودشان اصل کار بودند، هم اشاره ای ندارند. اما بر آن دو عامل دیگر تأکید می کنند. یکی این که مردم بدانند برای چه انقلاب کردند. این جا بحث اسلام را بسیار جدی مطرح می کنند. بعد هم مردم بدانند که با اتحاد و وحدت کلمه و انسجامشان می توانند این انقلاب را پیش ببرند. لذا حضرت امام می فرمایند این دو عامل علت محدثه انقلاب بوده و علت مبقیه هم همین عوامل است. یعنی مردم همچنان باید با اتحاد در صحنه حضور داشته باشند و با همان انگیزه ها و باور دینی و اعتقادی و ایمان به خداوند و اسلام این قضایا را پیش ببرند.

لذا معتقدم باید مسئله وحدت را جدی بگیریم. اعتقاد دارم که ممکن است احزاب و جناح های مختلف و دسته بندی های سیاسی در جامعه وجود داشته باشد و اشکالی هم ندارد اما درست نیست این دسته بندی ها منجر به تقابل با همدیگر و شکلگیری نزاع های غیرمنطقی شود که اساس جمهوری اسلامی را مخدوش کند. حضرت امام هیچ وقت به چنین تقابل هایی راضی نبودند و معتقد بودند ما علی رغم اختلاف سلیقه باید در اصول کلی و مسائل مهم مربوط به منافع ملی کشور با هم متحد باشیم.

بر ما لازم است که به معرفی امام و اندیشه او برای نسل حاضر همت گماریم .  چطور می توانیم افکار و اندیشه های امام، به ویژه وصیتنامه ایشان، را درست به نسل جدید  منتقل کنیم؟

معتقد هستم که باید امام خمینی را همه جانبه و با عنایت به همه ابعاد وجودشان به نسل جدید معرفی کنیم. نمی توانیم برخوردی که اول انقلاب، به مقتضای حالت انقلاب و در باره مقابله با عناصر وابسته به بیگانه و ضدانقلاب بوده را مقایسه کنیم با افرادی که در ماجرایی اعتراض دارند. این مصداق واقعی فرمایشات حضرت امام نیست و اساساً با آن تفاوت دارد. یعنی مسئله خیلی فرق می کند. گاهی این چیزها را از صداوسیما مشاهده کردیم که کار درستی هم نیست. چون جوان ها در آن اوایل انقلاب نبودند که بدانند آن موقع چه ماجراهایی داشتیم. البته الان هستند و ممکن است تصوراتی غیر از تصور حاکم بر صداوسیما داشته باشند. وقتی می خواهیم امام را در قالب منویات خودمان معرفی کنیم، در جوان ها ذهنیت نامطلوبی ایجاد می شود. باید بپذیریم که حضرت امام اتفاقاً جوان ها را بسیار دوست داشتند و در مورد حضور جدی جوان ها در عرصه مدیریت سیستم های مختلف حکومتی توصیه های متعددی دارند. چون جوان ها قلبی صاف دارند و بهتر حقایق را می پذیرند. حتی به علمای جامعه و مدرسین حوزه علمیه قم توصیه می کردند که باید در برخورد با سؤالات جوان ها و طلاب جوان پاسخگو باشید و آن ها را قانع کنید و نگذارید جوان ها با ابهام در برخی پرسش ها و سؤالات به راه های انحرافی کشیده شوند. یعنی یکی از مهم ترین بحث های حضرت امام توصیه به آقایان علماست. قریب به این مضمون می گویند شما با نحوه برخوردتان با جوان ها می توانید آن ها را جذب اسلام ناب کنید یا خدای نکرده آن ها را از دامن اسلام پرت کنید. این تأکیدات جدی حضرت امام است. صداوسیما هم باید چنین باشد. اگر واقعاً بخواهیم چهره زیبایی از حضرت امام جلوه دهیم نباید گزینشی برخورد کنیم. باید همه جانبه همه ابعاد وجودی حضرت امام را معرفی کنیم. باید شرایط زمان حضرت امام و وصایای ایشان را در دیدگاه های امروزمان لحاظ کنیم. البته دیدگاه های حضرت امام در وصیتنامه شان برای همه زمان های بعد از ایشان هم جریان دارد. اما اوایل انقلاب مقابله افراد ضد نظام و ضد انقلاب شرایط خاصی داشت. حضرت امام حتی پدرانه با آن ها صحبت می کردند که فریب قدرت های خارجی را نخورید، به دامن اسلام برگردید، اسلام می تواند بهترین مکتب حیاتبخش و انسان ساز برای شما باشد و بهتر می توانید با مکتب اسلام و ملت ایران در راستای اهداف حرکت کنید.

یکی از نکاتی که امام در وصیتنامه با تأکید بیشتری مطرح کردند، توصیه به نیروهای مسلح نظامی و انتظامی است. دغدغه امام در توصیه هایشان به نیروهای مسلح بیشتر متوجه چیست؟

بند لام وصیتنامه حضرت امام این نکته را مورد توجه قرار داده. خاطره جالبی در همین زمینه دارم؛ من در ساختمان حزب جمهوری اسلامی بودم. یکی ازآقایان که بعدا از شهدای این حزب شد با من کار داشت. به نگهبان گفته بود: «به فلانی بگویید بیاید بیرون من بیرون او را ملاقات کنم».

من گفتم: «به او بگویید بیاید داخل.» بعد او گفت: «بگویید که امام فرمودند نیروهای سپاه و بسیج نباید وارد احزاب شوند.» من گفتم: منظور ساختمان حزب که نیست؛ منظور عضویت در احزاب است. یعنی این قدر بروبچه های آن زمان در این فرمایش حضرت امام دقت داشتند. امام هم در وصیتنامه شان همین را گفتند. چون اگر قرار باشد نیروهای مسلح وارد احزاب سیاسی شوند قطعاً این دسته بندی ها و تقابل ها پیش می آید. بر اساس قانون هم ممنوعیت دارد. ولی حضرت امام سفارش فرمودند. من خوشحالم که در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، این طور که شنیدم، با توصیه مقام معظم رهبری هیچ یک از نیروهای مسلح دخالت نکرد. ارتش که از اول هیچ دخالتی نداشت. بسیج و سپاه هم اساساً هیچ دخالتی نداشتند. ولی گهگاهی در برخی انتخابات های قبلی، که نمی خواهم وارد بحثش شوم، مشاهده شد بعضی از نیروها برخلاف این بند وصیتنامه حضرت امام توجیه می کردند که ما برای حفظ انقلاب باید کاندیدا معرفی کنیم و افراد را به مجلس و نهادهای دیگر بفرستیم. به نظر من کار درست و شایسته ای انجام ندادند. می خواهم بگویم که حضرت امام برای بقاء انقلاب و حفظ اساس نظام این توصیه را داشتند. چون اختلاف سلایق سیاسی و جناح بندی ها منجر به درگیری های مسلحانه نظامی شود، قطعاً می تواند برای نظام جمهوری اسلامی بسیار خطرناک باشد. امام به حق این توصیه را داشتند و باید این توصیه را جدی گرفت.

امام در وصیتنامه شان به جایگاه مردم در نظام حکومتی اسلام، صاحبنظربودن و صاحب حکومت بودن مردم و این که قدرت باید تحت نظارت مردم باشد چه نظری داشتند؟

از سه جنبه امام به نقش مردم اشاره می کند. یک: این که اساساً مسئولین و دست اندرکاران باید قدر ملت را بدانند. دو: این که حضرت امام تعبیری بسیار عجیب در وصیتنامه دارند که واقعاً همیشه برای من تکاندهنده است. ایشان می فرماید: من به جرئت می گویم که ملت ما از مردم دوران حضرت علی و دوران امام حسین بالاتر هستند. این جایگاه خیلی جایگاه رفیعی است که شخصیتی مثل حضرت امام روی این ویژگی مردم، به خصوص مردم ایران، و جایگاهشان تأکید می کنند. امام تأکید می فرمایند: شما به پشتیبانی این ملت نیاز دارید. اگر مردم از شما پشتیبانی نکنند بر سر شما همان خواهد آمد که بر سر پیشینیان و عوامل رژیم ستمشاهی و رژیم گذشته آمد. امام تأکید دارند که خشم مردم ممکن است شامل شما هم بشود. نکته سوم: این که علاوه بر عظمت جایگاه مردم و امنیتی که مسئولین باید قدرش را بدانند، امام خیلی دقیق نظارت مردم بر عملکرد حاکمان را مطرح می کنند. می گویند: شما هر جایی  می بینید نابسامانی و ناروایی است باید تذکر دهید و ساکت ننشینید. البته از طریق مجاری قانونی این را به گوش مسئولین برسانید. حتی حضرت امام در جایی تأکید می کنند که اگر مجریان و مسئولین از طریق مجاری قانونی نخواستند حرف شما مردم را گوش دهند شما می توانید رأساً وارد شوید و جلوی آن انحراف و ناروایی را بگیرید. یعنی می خواهم بگویم حضرت امام این قدر به جایگاه نظارتی مردم بر عملکرد حاکمان تأکید دارند.

پس امام هم نسبت به جایگاه رفیع ملت در شرایط کنونی تأکیدات ویژه دارند هم به لزوم توجه مسئولین به چنین قدر و منزلتی و هم به نظارت مردم. نظارت مردم هم شامل امر به معروف و نهی از منکر شده و ممکن است به عزل بعضی مسئولین منجر شود و در انتخاب برخی مسئولین تأثیرگذار است. نظارت مردم بر عملکرد برخی مسئولین، لزوم پاسخگویی مسئولین را مطالبه می کند. برایم واقعاً جالب است که می بینم وقتی یک کشتی در کره جنوبی دچار مشکل می شود بلافاصله نخست وزیرش استعفا می دهد یا بعضی مقاماتش که مشکل دارند دست به خودکشی می زنند. ما انتظار نداریم بعضی افراد متخلف بعضی ادارات و نهادها در جمهوری اسلامی، که در گذشته شاهد تخلفشان بودیم، خودکشی کنند ولی انتظار است که اگر واقعاً چنین تخلفاتی را مشاهده کردیم به مردم پاسخگو باشند و از آن ها عذرخواهی کنند یا لااقل استعفا بدهند.

برای مردم چه وظیفه ای مطرح  می کنند؟

مردم باید بر اساس وصیتنامه حضرت امام حضور جدی تری در عرصه اجتماعی داشته باشند و بر نظارت نسبت به عملکرد مسئولین خودشان بیفزایند و این نظارت را تقویت کنند. آن وقت بسیاری از مسئولین، اگر خدای نکرده پایشان را کج گذاشتند، خودبخود به پاسخگویی واداشته  می شوند و ما دیگر شاهد این پرونده های کلان تخلف اقتصادی نخواهیم بود. یکی از دلایل ضعف ما در این زمینه این است که نظارت جدی بر عملکرد این ها نیست. البته نظارت رسمی وجود داشته ولی حاصلش پرونده بیمه، پرونده تأمین اجتماعی، پرونده پتروشیمی، پرونده‌ میلیاردر نفتی،‌ پرونده ۳هزار میلیاردی و امثال این ها می شود. این ها را یادآوری کردم به خاطر این که بگویم مردم باید هم عظمت و هم جایگاه نظارتیشان را جدی بگیرند.

آیا حضرت امام در وصیتنامه به شکل نظارت هم اشاره ای داشته اند یا این که کلیات را فرموده اند؟

تأکید ایشان این است که از مجاری قانونی صورت بگیرد. ولی امام تأکید می کند اگر مسئولین به جای این که به وظیفه شان عمل کنند، از وظیفه شان سر باز زدند و به آن عمل نکردند، مردم حتی می توانند رأساً‌ وارد شوند و جلوی آن منکر یا ناروایی و نابسامانی را بگیرند. شکل نظارتی اش هم امر به معروف و نهی از منکر است که باید در سلسله مراتبش عمل کنیم. بالاخره آحاد مردم باید با تذکر، اولتیماتوم، نصیحت و سفارشات مختلف هم نسبت به همدیگر و هم نسبت به عوامل دولت و حکومت نظارت جدی داشته باشند.

فرق این وصیتنامه سیاسی-الهی با دیگر توصیه های حضرت امام مثل فرمان هشت ماده ای یا وصیتنامه های دیگران در چیست؟

معتقدم یک تفاوت وصیتنامه با سایر پیام ها، مصاحبه ها، سخنرانی ها و مکتوبات حضرت امام این است که وصیتنامه فقط برای شرایط کنونی نیست. یعنی این طور نیست که صرفاً در همان زمان کاربرد داشته باشد. این وصیتنامه برای آیندگان و نسل های بعد و دوران های آتی است و در آینده قرار است همه به آن توجه کنند.

دومین تفاوت این که امام یک شخصیت جامع بودند که واقعاً از بُعد عرفان، کلام، تفسیر، فلسفه، منطق، تربیت اسلامی، فقاهت و شخصیت ذاتیشان رهبری بی بدیل بودند. به طور معمول وصیت یک شخصیت اینچنینی با وصیتنامه افراد عادی، که نتوانستند چنین جایگاه هایی را به دست بیاورند، متفاوت است. تفاوت سوم این که وصیتنامه امام سیاسی-الهی است. این کلمه الهی به نظر من یک بار معنوی مؤثری برای این وصیتنامه ایجاد کرده. حقیقتاً به خاطر نفس قدسی امام راحل وقتی می بینم وصیتنامه را با این جمله تمام می کنند که با دلی آرام و قلبی مطمئن و امیدوار به فضل الهی من شما را ترک می کنم، واقعاً‌ احساس می کنم این کلمات نهایت اخلاص و ارتباط و اتصال معنوی حضرت امام با خداوند سبحان را نشان می دهد که بی پیرایه و بدون هیچ گونه شائبه ای آن را مطرح می کنند. به هر حال این کلمات برگرفته از عنایات حق تعالی است و جملاتی است که آن جنبه معنوی و الهی را هم دارد.

آیا وصیتنامه امام باید مشی عملی نظام جمهوری اسلامی باشد؟ اگر جواب مثبت است چرا؟ برای عملی کردن وصیتنامه امام چه کار باید کنیم؟

اساساً اگر این وصیتنامه حضرت امام را منشور حکومتی نظام جمهوری اسلامی تلقی نکنیم این انقلاب پایه های مبنایی و ریشه های اساسی اش را گم خواهد کرد.

این وصیتنامه چراغ بسیار روشنی است برای هدایت مسیر همه مسئولین به سمت اهداف اصلی نظام و مبنای اساسی حکومت دینی و مردمسالاری دینی. می خواهم بگویم اگر وصیتنامه را کنار بگذاریم قطعاً اصول انقلاب با کم رونقی و کم رمقی نمی تواند حافظ جریان انقلاب باشد. باید بپذیریم که در این صورت انقلاب از مسیر خودش خارج خواهد شد.

وصیتنامه را باید جدی گرفت. البته وصیتنامه جزو دروس دانشگاهی و بعضاً دروس اختیاری بعضی از دانشگاه ها هست. در عین حال اگر وصیتنامه را با آب طلا بر در و دیوار تمام مراکز بنویسیم کار درستی کرده ایم اما این ها فقط ظاهر قصه است. یعنی اصل، عمل به وصیتنامه است. باید از بزرگ ترین مقامات نظام تا آحاد معمولی مردم این وصیتنامه را نصب العین خودشان قرار دهند.

برای تحققش تا حالا چه کرده ایم؟

باید به جنبه سمبلیک و شعاری قصه خیلی توجه نکنیم. باید ببینیم چقدر به محتوای وصیتنامه عمل شده و اگر خدای نکرده کوچک ترین انحرافی داریم آن را اصلاح کنیم.

منبع: شماره ۱۱۹ حریم امام

دکتر کواکبیان در گفتگو با مجله حریم امام :
۰

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است