گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصطفی کواکبیان:

مردم سالاری بدون حزب فقط یک شعار است

اصلاح طلبی را با روحانی ادامه خواهیم داد

۲۶ شهریور ۱۳۹۲

اول مصاحبه سوال هایی در خصوص سایت می‌پرسد و از صراحتش عذرخواهی می کند . اما کیست که مصطفی کواکبیان را به همین صراحت لهجه اش نشناسد . اصلا همین صراحت از او یک نماینده پرشور در مجلس هشتم و یک فعال سیاسی و رسانه ای مشهور ساخته است . دو هفته ای زمان برد تا دبیرکل حزب مردم سالاری را راضی کنیم که برای اولین بار بعد از انتخابات سکوت خود خواسته اش در عرصه رسانه ها را بشکند و پای گفت و گو با ما بنشیند .

کواکبیان که از اصلاح طلبان میانه رو به شمار می رود اگرچه دو هفته قبل به سیمای ضرغامی رفت اما تاکید می کند که سکوتش را اولین بار به خاطر مخاطبان تدبیر۲۴ شکسته است . البته این اولین گفت و گو به دلیل مشغله آقای دبیرکل با کم ترین وقت ممکن صورت گرفت اما نماینده سابق مردم سمنان قول داد باز هم به میان مخاطبان سایت بیاید . گفت و گوی مشروح تدبیر ۲۴ با وی را که در طبقه سوم دفتر روزنامه مردم سالاری صورت گرفت می خوانید:

قرار است به کجا بروید؟

من خودم به هیچ وجه پستی را دنبال نمی‌کنم احساسم این است که کسانی هم که در دولت باید پیگیر باشند هم تمایلی به بنده ندارند که من از این موضوع خوشحال هستم. گزینه استانداری من را هم سایت‌ها از خودشان منتشر کرده‌اند .

از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید راضی به نظر می‌رسید؟

خوشحالیم که این دولت روی کار آمد. برای ما وضعیتی که در ۸ سال گذشته با آن طرف بودیم بسیار نگران‌کننده بود به همین خاطر از توقف آن روند خوشحالیم . از سوی دیگر ما بعد از حوادث سال۸۸ یک نوع رخوت و  دلمردگی در ساحت فضای سیاسی داشتیم که با انتخابات ۲۴ خرداد آن حالت ترمیم شد و وضعیت با نشاط‌تری در سطح جامعه حکم فرما شد و فضا به سمت تفکراتی رفت که ما آن را دنبال می‌کردیم . البته فضای میانه روی و اعتدال را همیشه باید داشته باشیم اما ما می‌خواهیم اصلاح‌طلبی را با دکتر روحانی ادامه بدهیم‌، البته ایشان مدعی اصلاح‌طلبی نیست ولی برای مطالبات ما مناسب است .نکته بعدی این است که ما در روی کار آمدن این دولت نقش داشتیم هر چند بعضی بخواهند بگویند که ما وابسته به هیچ حزب و گروهی نیستیم ولی خودمان به نقشی که داشتیم آگاهیم .
من در فضاسازی‌های قبل انتخابات حدود ۴۷ دانشگاه رفتم که بتوانم حماسه سیاسی را محقق کنم در صورتی که کل نامزد‌ها روی هم ۲۷ دانشگاه رفتند‌. اگر کسی هم از ما تقدیر نکنه ما می‌دانیم که چه کارهایی انجام دادیم. آقای روحانی برای اولین بار از کنگره حزب مردم‌سالاری در ۵ بهمن ماه ۹۱ حضور غیر‌رسمی‌خود را برای انتخابات اعلام کرد‌. یا قبل‌تر از آن ما با تبیین طرح مناسک علی‌رغم مقاومت برخی اصلاح‌طلب‌ها برای شرکت در انتخابات‌، یک تنه معتقد بودیم که باید فضا را بشکنیم همانطور که در مجلس نهم مردم‌سالاری به عنوان تنها حزب اصلاح‌طلبی که لیست داد فضا را شکست. ای کاش اصلاح‌طلب‌ها در طرح مناسک و امثال آن با ما همکاری می‌کردند تا شاهد این نباشیم که در مجلس نهم نجفی تنها به خاطر یک رای نتواند وزیر شود‌. ما می‌گفتیم که بیاییم اکثریت یا اقلیت قوی مجلس را بگیریم که دوستان کم‌لطفی کردند اما فضا‌سازی‌های ما موثر بود.

در آستانه خود انتخابات بعد از مواجه شدن با موضوع عدم احراز صلاحیت ما سه هفته وقت داشتیم که یک هفته آن را به هماهنگی میان عارف و روحانی اختصاص دادیم‌. یک هفته به صورت غیررسمی‌کار کردیم و یک هفته آخر به صورت رسمی‌برای آقای روحانی به میدان آمدیم‌. ما شنبه ۱۸ خرداد بیانیه رسمی‌حزب را منتشر کردیم و ستاد‌ها و ابزار تبلیغاتی حزب در اختیار دکتر روحانی قرار گرفت در حالی که خیلی دوستان از ۲۰ خرداد به بعد آرام‌آرام حمایت کردند‌. خود من شهرهای مختلفی برای سخنرانی رفتم و از این جهت خوشحالم که گزینه حزب مردم‌سالاری به ریاست‌جمهوری رسید‌. البته در این میان نباید از نقش آیت‌الله‌هاشمی‌و آقایان خاتمی‌و عارف هم گذشت اما در بین احزاب حتما نقش اول را مردم‌سالاری داشته است .

حالا هم با روی کار آمدن دولت ما به عنوان یک حزب فعال و پویا مسائل را رصد می‌کنیم و در مقابل اشکالات سکوت نمی‌کنیم . ما به عنوان یک حزب فعال مسائل را به نفع مردم رصد می‌کنیم‌. ما کاری نداریم که چه کسانی منصوب می‌شوند اما در جهت منافع مردم کار داریم که چه کسی نباید منصوب شود .

شما به عنوان یکی از حامیان دکتر روحانی و کسی که خود هم کاندیدای پست ریاست‌جمهوری بوده فکر می‌کنید آن اهدافی که دنبالش بودید محقق شده؟

من فکر می‌کنم تا حدود زیادی محقق شده البته با این که من امید زیادی دارم اما به نظرم باید دو سال صبر کنیم تا بتوانیم به یک قضاوت قطعی در مورد دولت برسیم‌. به اعتقاد من جوانگرایی در دولت تضعیف شد‌. از طرفی به نظر من با اینکه زنان در کابینه حضور دارند بهتر بود یک یا دو وزیر زن معرفی می‌شدند‌. همچنین می‌شد با یک خرق عادت بعضی افراد میانی استان‌ها و ستاد‌ها که شایستگی دارند در کابینه باشند و صرفا اطرافیان حلقه اول به دولت راه نیابند‌. اقوام هم می‌توانستند نماینده‌ای را در کابینه داشته باشند اما با همه این حرف‌ها دولت روحانی ماحصل دولت‌های بعد انقلاب به غیر از دولت احمدی نژاد را در خودش دارد .

برخی منتقدین این را ضعف دولت می‌دانند؟

می‌شد از بدنه میانی و جوانان بیشتر استفاده کرد اما تجربه بالای دولت یک نکته مثبت است .
شما به عنوان کسی که یک دور رای اعتماد را تجربه کرده‌اید رای اعتماد مجلس نهم را چگونه دیدید؟ آیا وجه سیاسی بر وجه کارشناسی غالب نبود؟
بسیاری از نمایندگان چون می‌دانستند تصویرشان از صدا‌و‌سیما پخش می‌شود بیشتر فیگور موافقت و مخالفت داشتند . یعنی ما می‌دیدیم که کسی مخالف صحبت می‌کرد اما موافق رای می‌داد و یا بر عکس‌. من معتقدم این تجربه صدا و سیما در اظهار نظرها بسیار موثر بود . به طور مثال نمایندگانی در موافقت دولت صحبت می‌کردند که بعضا در مجلس جانب جبهه پایداری را داشتند ولی خب جو روزگار اقتضا می‌کرد که با دوستان خود مقابله شدید کنند . معدل کار به نظر خوب بود که ۱۵ وزیر رای گرفتند و رای نیاوردن ۳ وزیر طبیعی بود اما قدرت لابی‌ها هم بسیار موثر بود .





نکته همین جاست که فکر نمی‌کنید همین لابی‌ها مانع بالا رفتن سطح کارشناسی مجلس شده؟


من الان نمی‌خواهم عملکرد مجلس نهم را نقد کنم ولی در مجموع بحث‌ها خیلی نازل شده بود که مساله چماغ لری تنها یکی از موضوعات بود . برخی بحث‌ها واقعا در سطح یک نماینده نبود‌. من فکر می‌کنم علی‌رغم اینکه می‌گویند مدارک تحصیلی مجلس نهم بالاتر است اما در بسیاری زمینه‌ها مجلس نهم ضعیف‌تر از مجلس هشتم است .

اگر نماینده مجلس نهم بودید در مخالفت یا موافقت کدام وزیر صحبت می‌کردید؟

من اگر در مجلس نهم بودم قبل از همه بحث‌ها کاری می‌کردم که توافقاتی انجام بشه که همین ۳ وزیری که رای نیاوردند هم بتوانند رای اعتماد بگیرند .

خیلی از مسائل دولت قبل مثل اختلاس‌ها تازه رونمایی شده‌. دولت الان به ناچار درگیر مشکلات دولت قبل شده اما دستور کارهای خود دولت کی باید اجرا شود؟

بالاخره احمدی نژاد باز هم درون قدرت است و عضو مجمع هم که شد‌. ما نباید توقع داشته باشیم بحث‌های مفصلی علیه او باشد‌. شما ببینید برنامه‌ای در صدا‌و‌سیما برای تقدیر از وی برگزار شد فکر نمی‌کنم در تاریخ انقلاب برای رئیس‌جمهور دیگری اجرا شده باشد‌. چه آن همایش‌ها و چه بستر‌سازی برای گفت و گوهایی که در آن حتی احمدی‌نژاد به راحتی بتواند شماره حساب دانشگاه شخصی خود را برای کمک مردم اعلام کند.
من فکر می‌کنم صدا‌و‌سیما سنگ تمام گذاشت و دوستان هم به این نتیجه رسیدند که بهتر است بحث‌ها را کشدار نکنند . مردم البته به خوبی این موضوعات را می‌فهمند‌. یکی از این تخلفاتی که در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد رخ داد اگر در دولت‌های قبلی انجام می‌شد یا یکی از ما آن را انجام می‌داد کفن‌پوشان به خیابان‌ها می‌ریختند و بعداٌ می‌گفتند که عناصر خودسر باعث آن بوده‌اند‌. جالب است ۱۶ میلیارد پول بیت‌المال را بر می‌دارند و بعد که صدایش در می‌آید آن را بر می‌گردانند اما اگر کسی نمی‌فهمید چی؟ یا اگر نگوییم به صورت غیرقانونی حتما غیراخلاقی می‌آیند مجوز یک دانشگاه را به نام خود می‌کنند‌. من خودم صاحب امتیاز یک دانشگاه غیرانتفاعی هستم به ما تاکید کرده بودند که حق نداریم در تهران شعبه داشته باشیم و یا دانشجوی خارجی بگیریم اما چرا ایشان باید حق داشته باشد؟

من معتقدم نباید این حرفها را بی تفاوت از آن گذشت‌. اصولگرایان سکوت کرده اند چون فکر می‌کنند به هر حال ۸ سال حاکمیت به پای آن‌ها نوشته می‌شود در حالی که باید تفکیک کنند چون کاری نبوده که آن‌ها انجام داده باشند . الان هم ظاهرا توافق شده که خیلی سر و صدا نشود چون هر کس دیگری این کار را می‌کرد آقایان مدعی اصولگرایی به این راحتی ول کن او نبودند .

این توافق فکر می‌کنید بین چه کسانی بوده؟

مجموعه کسانی که دست اندرکار قدرت هستند چون من که از پشت پرده‌ها خبر ندارم‌. ولی  من احساسم این است که مجلس سکوت کرده و بخش‌هایی از دولت هم خیلی کاری ندارند و فعالان سیاسی هم خیلی فعال نیستند .

با توجه به اینکه خودتان هم دانشگاه دارید فکر می‌کنید اساس تشکیل دانشگاه احمدی‌نژاد و حضور او و یارانش در محیط علمی‌چیست؟

من تصورم این است که احمدی‌نژاد می‌خواهد دوستانش را سر کار بگذارد‌. این سر کار لزوما به معنی ایجاد شغل نیست بلکه برای این است که حلقه یاران در یک باشگاه سیاسی دور هم جمع باشند تا برای آینده بتوانند کار دیگری را انجام دهند .

در ماجرای شورای شهر اصولگرایان خیلی تلاش می‌کنند اصلاح طلبان را دارای اختلاف جلوه دهند و با جنجال رسانه‌ای موضوع را دنبال کنند‌. به نظر شما اشتباه خانم راستگو چگونه قابل بررسی است؟

من این موضوع را در پنج نکته می‌بینم .

اول اینکه ما اصلاح‌طلب‌ها در انتخابات بسیار بسیار بد عمل کردیم‌. ما یک سال قبل می‌گفتیم برای تدوین لیست جمع شویم خیلی از دوستان روی اصل انتخابات و شرکت موضع داشتند‌. ما خون به جگر شدیم تا ثابت کنیم انتخابات هست و ما باید شرکت کنیم‌. ما لیست اصلاح‌طلبان را ۵ روز آخر بستیم که البته بخشی از آن به دلیل رد صلاحیت‌ها بود اما بالاخره ما هماهنگ عمل نکردیم .بسیاری آدم‌های قوی کنار گذاشته شدند و برخی‌ها با پول و رفاقت و... وارد لیست شدند . می‌شد با یک لیست قوی‌تر اکثریت کرسی‌های شورای شهر را بگیریم که رای لب مرزی نداشته باشیم .

نکته دوم اینکه بالاخره کسی که با یک جمعی داخل شورا رفته و قول داده باید سر قول خود بایستد‌. خانم راستگو بسیار کار اشتباهی کرده که زیر قولش زده‌. بالاخره قول حزبی یا قول به دوستان یا قول به خود آقای‌هاشمی‌قول است و نباید زیرش زد .

نکته سوم اینکه از این اتفاقات ما زیاد داشتیم چه در مجلس و چه در دیگر نهاد‌ها . به نظر باید با سماحت بیشتری با خانم راستگو برخورد می‌شد .

نکته چهارم اینکه جو سازی اصولگرایان بر سر این موضوع ما را یاد حرکات خودشان در مقابل مواضع عسکراولادی می‌اندازد‌. آقای عسکر اولادی تنها به خاطر صحبت‌هایی در خصوص فتنه تا جایی پیش رفت که افرادی از موتلفه حتی تا حذف او پیش رفتند‌. جو‌سازی اصولگرایان خیلی سبک است .

نکته پنجم صدا‌و‌سیما است که بی‌جهت به این مساله دامن می‌زند‌. خب کسی رایی داده و تمام شده اما صدا و سیما بسیار کار اشتباهی می‌کند که به این موضوع دامن می‌زند .

سوال آخر را با توجه به وقت کم، به نظرم روی تحزب صحبت کنیم‌. چه زمانی قرار است ما به جایگاه واقعی تحزب برسیم؟

هیچ‌کسی در بین صاحبان قدرت به صورت جدی به تحزب فکر نمی‌کند و برای داشتن حزب دلسوزی ندارد . من در برنامه مناظره هم گفتم که خوشبختانه چون ما روزنامه داریم کرکره حزب مان همیشه بالاست اما اینکه بگوییم ما حزب نداریم و احزاب تنها در آستانه انتخابات کرکره را بالا می‌دهند گفتنش دردی را دوا نمی‌کند . کسانی که ۳۴ سال در مصادر امور بودند باید جواب دهند که چرا ما حزب واقعی نداریم‌. الان ببینید در خود دولت ،در شورای شهر ،در مجلس چند تا دبیرکل حزب داریم؟

چرا مجمع تشخیص به صورت جدی به حزب نمی‌پردازد یا حتی خود برونداد شورای نگهبان به فکر تحزب نیست؟ من تنها کاندیدای منتخب یک حزب بودم که کنگره حزب، من را انتخاب کرد اما به راحتی از کنار این موضوع گذشتند . ما باید قانونی در مجلس داشته باشیم که کاندیدا‌ها باید از بین احزاب انتخاب شوند تا بعد احزاب در قبال رئیس‌جمهور و وزرا پاسخگو باشند. به نظر خیلی جدی باید به حزب نگاه کنیم چرا که شعار مردم‌سالاری بدون داشتن حزب تنها یک شعار است و وقتی ما حزب را به معنای واقعی در کشور جا انداختیم می‌توانیم بگوییم مردم‌سالاری را محقق کردیم .

لینک مصاحبه در سایت تدبیر ۲۴ :
http://tadbir۲۴.ir/fa/news/۳۶۳۲
مصطفی کواکبیان:
اصلاح طلبی را با روحانی ادامه خواهیم داد

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است