گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

گفتگوي تفصيلي خبرگزاری آريا با مصطفي کواکبيان:

خاتمي نمي خواهد درباره اجماع اصلاح طلبان دخالت کند

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

دکتر مصطفي کواکبيان،کانديداي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري يازدهم و دبير کل حزب مردمسالاري در گفتگوي تفصيلي با خبرنگار خبرگزاري آريا تاکيد مي کند:ما بايد از تعدد کانديداها پرهيز کنيم و بر سر يک گزينه اجماع کنيم.

خبرگزاري آريا- آقاي خاتمي هم معتقدند بايد در بين اصلاح طلبان اجماع صورت بگيرد .البته آقاي خاتمي مي گويند بنده قصد دخالت ندارم و نمي خواهم از کسي اسم ببرم .خود شما بنشينيد و با يکديگر توافق کنيد.
دکتر مصطفي کواکبيان،کانديداي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري يازدهم و دبير کل حزب مردمسالاري در گفتگوي تفصيلي  با خبرنگار خبرگزاري آريا تاکيد مي کند:ما بايد از تعدد کانديداها پرهيز کنيم و بر سر يک گزينه اجماع کنيم.وي از ديدارش با سيد محمد خاتمي سخن مي گويد و مي افزايد:آقاي خاتمي هم معتقدند بايد در بين اصلاح طلبان اجماع صورت بگيرد .البته آقاي خاتمي مي گويند بنده قصد دخالت ندارم و نمي خواهم از کسي اسم ببرم خود شما بنشينيد و با يکديگر توافق کنيد.
اين کانديداي رياست جمهوري تعامل  با تمامي نهادها و اصولگرايان منطقي را از امتيازات خويش مي داند و تاکيد مي کند:بنده اعلام کرده ام که در کابينه آينده من حتما از ۳الي ۴چهره اصولگرا استفاده خواهم کرد.
مشروح گفتگوي آريا با دکتر مصطفي کواکبيان را در ذيل بخوانيد:

آقاي دکتر !لطفا به عنوان يکي از کانديداهاي اصلاح طلب بفرماييد آيا هم طيفان شما مي توانند بر سر کانديداتوري يک گزينه به اجماع برسند؟
برنامه ما اين است که از طرف مجموعه اصلاح طلبان با يک کانديدا وارد انتخابات شويم .سازوکاري که ما پيشنهاد داديم نظر سنجي حکميت يا نشست احزاب ۳۵گانه اصلاح طلبان است .البته اين موضوع مورد بحث قرار گرفته است که اجماع قبل از ثبت نام کانديداها يا بعد از تاييد صلاحيت ها صورت گيرد .در اين ميان نظر ما اين بود تمام کساني که مي خواهند وارد عرصه شوند و در تصميم خود جدي هستند ثبت نام کنند تا پس از تاييد صلاحيت ها اجماع شکل گيرد .از سوي ديگر ۳الي ۴نفر از دوستان که بيشتر به موسسه باران وابسته بودند با يکديگر گفتگوهاي دوجانبه اي انجام داده اند .  از اين رو بنده معتقدم اجماع در طيف اصلاح طلبان بايد ميان دو جريان صورت گيرد .يعني اعضاي موسسه باران که قطعا نامزذهايي را مطرح مي کنند و جبهه اصلاح طلبان ايران بايد با يکديگر اجماع کنند .همانطور که اشاره کردم ما معتقديم بعد از ثبت نام بايد اجماعي صورت بگيرد تا شاهد تکرار تجربه تلخ سال ۸۴نباشيم زيرا اگر در  سال ۸۴ اصلاح طلبان به اجماع مي رسيدند و آقاي مهرعليزاده که يک ميليون راي داشت  وارد رقابت نمي شد آراي ايشان به سمت آقاي کروبي مي رفت و به طور کلي معادلات تغيير مي کرد و ما ديگر شاهد انتخاب احمدي نژاد نبوديم بنابراين در انتخابات پيش رو نيز ما بايد از تعدد کانديداها پرهيز کنيم و بر سر يک گزينه اجماع کنيم.بالاخره مومن نبايد از يک سوراخ دوبار گزيده شود.

آيا در ماههاي اخير که بحث کانديداتوري شما مطرح شده است اعضاي موسسه بنياد باران با شما ديداري داشته اند؟
خير،موسسه بنياد باران با سه گزينه ديگر يعني آقايان مهرعليزاده ،عارف و جهانگيري رايزني هاي انجام داده است .

آقاي خاتمي چطور؛ آيا با ايشان ديدار و رايزني داشته ايد؟
بله ،ما هفته قبل  با آقاي خاتمي ديداري داشتيم .ايشان هم معتقدند بايد اجماع صورت بگيرد .البته آقاي خاتمي مي گويند بنده قصد دخالت ندارم و نمي خواهم از کسي اسم ببرم خود شما بنشينيد و با يکديگر توافق کنيد.

آيا شما دست بندي هايي که بعضا صورت مي گيرد و در اين بين برخي افراد نسبت به شما  اصلاح طلب تر خوانده مي شوند را قبول داريد؟
ببينيد؛کلمه "تر" و "ترين" بايد با يک شاخص ارزيابي شود که بهترين شاخص ها همان نظرمردم و گفتمان کانديداهاست که البته ما تابع نظرسنجي هستيم .بنده معتقدم بايد ارزيابي کنيم از بعد از دولت خاتمي تا الان چه کسي سپر اصلي تمامي بحث هاي مربوط به اصلاح طلبان بوده و در عرصه هاي مختلف از اصلاحات دفاع کرده است .به عنوان نمونه بايد به حضور ۴ساله خودم در مجلس هشتم اشاره کنم .در واقع هر کس اهل سياست باشد مي بيند تنها کسي که در تمام نطق ها ، تذکرها ، تحقيق و تفحص ها ،سوال از وزراء و در طرح هايي که به مجلس ارائه و از اصلاحات دفاع کرده ما بوديم البته من مي گويم اگر اين کارنامه را هم کناربگذاريد اصل گفتمان هايي که در حال حاضر مطرح مي شود بهترين شاخص است .در واقع اگر سوابق ملاک باشد ما پايه گذار شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و جبهه اصلاح طلبان ايران ما بوديم .قطعا نمي توان گفت چون کسي که در سيستم دولتي اصلاحات حضور داشته بنابراين شاخص اصلاح طلب تر بودن را دارد. در واقع حضور در مطبوعات ، احزاب و تشکل هاي اصلاح طلب مبناست .البته با اين وجود بنده اصرار ندارم بگويم از ديگران اصلاح طلب تر هستم .من معتقدم مردم بايد قضاوت کنند.

شما معتقديد از آنجايي که آقاي خاتمي در انتخابات حضور پيدا نمي کنند بنابراين بايد اصلاح طلبان بر سر کانديداتوري شما اجماع کنند. لطفا بفرماييد چه فاکتورهايي در خودتان مي بينيد که چنين نظري داريد؟
بر اساس نظرسنجي هايي که از سوي اصلاح طلبان انجام شده است بنده بيشترين اقبال مردمي را داشته ام  هر چند اين يک فاکتور است اما بازهم بنده اصراري ندارم که بگويم اين نظرسنجي ها قطعي است.اين نظرسنجي ها مي تواند بيطرفانه صورت بگيرد .از سوي ديگر بنده يک فرد رسانه اي هستم و علاوه بر دبيري انجمن روزنامه هاي غير دولتي ،مديرمسئولي دو روزنامه يعني روزنامه سراسري مردمسالاري و روزنامه محلي پيام استان سمنان را نيز عهده دارم از اين رو نسبت به کانديداهاي ديگر خودم را روزآمدتر مي دانم و معتقدم بهتر از ديگران در جريان مسائل و اخبار روز کشور قرار دارم.در واقع ادعاي بنده اين است که به دليل ارتباطات رسانه اي که دارم با دغدغه هاي مردم آشنايي بيشتري دارم.مساله ديگر آن است که برخي افراد اول رييس جمهور مي شوند سپس حزب درست مي کنند اما درباره بنده برعکس است يعني حزب ما را بالا آورده است زيرا ۱۲سال است که ما با شعارهاي اصلاح طلبانه در جبهه اصلاحات حضور فعالي داشته ايم و در نهايت هم اين مجموعه ما را کانديدا کرده است.جريان حزبي ،تشکيلاتي و جبهه اي ما را براي اينکار حول داده اند که طبيعتا يک ويژگي محسوب مي شود.جدا از بعد مطبوعاتي و حزبي افتخار ديگر بنده اين است که به غير از آقاي عارف يک فرد دانشگاهي هستم که عضو هيات علمي دانشگاه نيز مي باشم همچنين در مجلس هشتم، رييس فراکسيون دانشگاهيان بوده ام  و در حال حاضر هم نسبت به کانديداهاي اصولگرا و اصلاح طلب بيشترين حضور و سخنراني را در دانشگاهها داشته ام بنابراين  وضعيت علمي ،نظام و سيستم آموزش عالي را بخوبي مي شناسم .همچنين بنده تنها کانديداي دکتراي علوم سياسي هستم که حوزه سياست خارجي را به خوبي مي شناسم و حتي عضو کميسيون امنيت ملي مجلس نيز بوده ام .البته درست است که بنده ديپلمات نبوده ام اما دانش آموخته علم روابط بين الملل و سياست هستم و ديپلماسي را به خوبي مي شناسم بنابراين از اين حيث هم نسبت به ديگران اولويت دارم.خصوصا در شرايط فعلي که مهمترين مشکل ما در حوزه روابط بين المل و سياست خارجي است.بنده در دروس حوزوي هم تسلط دارم ، يک سال حضور داوطلبانه بسيجي در جبهه وعضويت در خانواده شهدا از ديگر سوابق من محسوب مي شود .بايد يادآور شوم مناظره هاي بنده نيز همواره مورد تشويق مخاطبان بوده است. بنابراين معتقدم اگر بازهم مناظره جدي صورت بگيرد بنده کم نخواهم آورد . اين هم امتيازي است. هرچند با تمام اين ويژگي ها  هيچ ادعايي ندارم .اما حتما خودم را بالاتر از ديگر کانديداها مي دانستم که وارد ميدان شده ام .در واقع من بي تقوايي مي دانم کسي که احساس کند ديگري از او بالاتر است  اما بخواهد خودش را عرضه کند.البته با وجود چنين احساسي بازهم معتقدم اجماع در اصلاح طلبان با يک سازوکار منطقي و مناسب ضروري است.

آقاي دکتر!غير از خودتان به کدام يک از کانديداهاي فعلي اصلاح طلبان راي مي دهيد و معتقديد براي اجماع اين طيف مناسب است؟
ببينيد ؛واقعيت اين است که ما حزبي هستيم بنابراين بايد حزب تصميم گيري کند که در صورت عدم کانديداتوريم چه بايد کرد .طبعا بنده در تصميم گيري حزبي نتيجه گيري خواهم کرد .
يعني در حال حاضر نمي توانيد بگوييد روي چه گزينه اي نظرمساعدي داريد؟
من در حال حاضر نظر حزب را نمي دانم.
سوالم را طور ديگري مطرح مي کنم شما از ميان کانديداهاي اصلاح طلب کدام گزينه را براي احراز پست رياست جمهوري مناسب تر مي دانيد؟
من معتقدم هر کس راي آوري بيشتري داشته باشد حتما اولويت بيشتري دارد.

از نظر شما آيا آقاي عارف راي آوري بيشتري نسبت به ديگر گزينه هاي فعلي دارد؟
واقعا بايد بررسي کنيم و ببينيم نسبت به سايرين نظرسنجي ها چگونه است.

شما يکي از کانديداهاي اصلاح طلب محسوب مي شويد بنابراين اگر انتخاب شويد با نهادهاي حکومتي مثل مجلس روبرو مي شويد که زمام امور در اختيار اصولگرايان است آيا اين مساله مي تواند در کار شما اخلالي ايجاد کند و در اين صورت شما توانايي مقابله با اين موانع را داريد؟
اتفاقا از امتيازات مثبت خودم مي دانم که اهل تعامل مثبت با تمامي نهادها و اصولگرايان منطقي هستم و با همه آنها رفاقت دارم حتي بنده اعلام کرده ام که در کابينه آينده من حتما از ۳الي ۴چهره اصولگرا استفاده خواهم کرد.بنده بين دوستان به فرد معتدل و بساز با جريانات مختلف اصولگرايي معروف هستم .در مجلس هم بسياري از نمايندگان اصولگرا به بنده مي گفتند ما با افکارت موافق نيستيم ،اما با اخلاقت موافقيم و حاضريم با هم نشست هاي مشترکي داشته باشيم.در فراکسيون دانشگاهيان مجلس که بنده رياست آن را بر عهده داشتم ۸۰عضو داشتيم که بيشتر آنها اصولگرايان بودند و حتي برنامه هاي متنوعي هم براي اين نمايندگان داشتيم.لذا مي خواهم بگويم بنده در مجلس هم اهل تعامل بودم و در مصاحبه هايم نيز گفته ام "دولت من فرزند مجلس است "ما قصد تقابل با مجلس را نداريم.البته مجلس فعلي هم با رييس دولت آينده کنار مي آيد حتي اگر آن رييس جمهور اصلاح طلب باشد .در تقابل دولت فعلي و مجلس بنده دولت را مقصر مي دانم لذا من به راحتي مي توانم با همين مجلس کار کنم .در موارد ديگرهم اگر تندروي صورت بگيرد بايد تندروها سرجايشان نشانده شوند.در واقع اگر نهادهاي حکومتي بر اساس قانون عمل کنند هيچ مشکلي پيش نخواهد آمد.

همانطور که در جريان هستيد بعضي از روساي دولت هاي گذشته با ساختارهاي حکومتي تجانس لازم را نداشته اند و در اين بين مردم بيشترين هزينه ها را پرداخت کرده اند لطفا بفرماييد آيا شما تجانس لازم را با ساختارهاي حکومتي داريد به گونه اي که ديگر مردم هزينه اي متحمل نشوند؟
ما بايد بپذيريم بر اساس اصل ۵۷قانون اساسي سه قوه ،زير نظر رهبري هستند و بايد در تبعيت از مقام ولايت فقيه کار کنند بنابراين معنا ندارد که رييس جمهور بناي تقابل با رهبري را بگذارد .بنده معتقدم قوا بايد هماهنگي و تبعيت از رهبري داشته باشند. مبناي قانون اساسي ما اقتضاء مي کند هماهنگي قوا را برعهده رهبري بگذاريم .البته  قبل از بازنگري مسئول تنظيم روابط سه قوه و حل اختلاف ميان آنها رييس جمهور بود اما بعد از بازنگري اين امر به اختيارات رهبري اضافه شد بنابراين بر اساس قانون اساسي ،ما مشکلي در هماهنگي مجموعه ارکان کشور نمي بينيم .بايد بگويم متاسفانه برخي از بداخلاقي هايي که دولت فعلي از خودش بروز داد موجب شد يکشنبه سياه در مجلس شکل بگيرد که مقام معظم رهبري هم به شدت از آن ابراز ناراحتي کردند. که اگر اين مسائل را ريشه يابي کنيم مي بينيم بيشترين اتفاقات به دليل عدم تبعيت از  قانون است در حالي که اگر قانون غلط هم باشد بايد از آن تبعيت کرد تا با روال قانوني اصلاحات انجام شود .در واقع اگر چهار موضوع ارزشهاي ديني ،معيارهاي مورد نظر رهبري ،توجه به اصول قانون اساسي و حاکميت قانون در همه جنبه ها تابلوي راهنماي ما باشد هيچ مشکلي پيش نمي آيد.

شما مرحله ثبت نام را پشت سر گذاشته ايد از اين بعد حضور شما در انتخابات به عنوان کانديداي رياست جمهوري به نظر و راي شوراي نگهبان بستگي دارد فکر مي کنيد مي توانيد برگه تاييد صلاحيت خود را از سوي شوراي نگهبان اخذ کنيد؟
بنده هيچ دليلي براي رد صلاحيت خودم نمي بينم بالاخره اصل ۱۱۵قانون اساسي تمام صفات و شرايط را مشخص کرده است بنابراين اگر رجل مذهبي نباشم بايد مشخص کنند .همانطور که گفتم بنده علاوه بر آنکه فارغ التحصيل دانشگاه امام صادق هستم دروس حوزوي را نيز تا پايان سطح يک حوزه ادامه داده ام .در سياست نيز اگر ما رجل سياسي نيستيم پس چه هستيم؟ بنده از ۱۴سالگي در مبارزات سياسي قبل از انقلاب فعال بوده ام و در سن ۱۷سالگي گروه الخمينيون را راه اندازي کرديم و تا امروز همواره در عرصه سياسي فعال بوده ام.

با همه اين تفاسير اگر شوراي نگهبان بر اساس فاکتورهاي خود شما را رد صلاحيت کند چه واکنشي نشان مي دهيد؟
حتما آقايان به ما دليلي ارائه مي دهند اگر دليل قانع کننده بود و در مقايسه با ساير نامزدها بر اساس همان معيارها عمل شده بود ما تبعيت مي کنيم اما بنده خوشبين هستم و هيچ دليلي نمي بينم که بخواهم رد صلاحيت شوم .

اگر آقاي هاشمي کانديدا شود حاضريد به نفع ايشان کنار بکشيد؟
بنده قبلا به اين سوال پاسخ داده ام ما درکنگره درباره آقاي خاتمي بحث کرده ايم اما درخصوص آقاي هاشمي چون احتمال نمي داديم و نمي دهيم کانديدا شوند هيچ بحثي نداشته ايم البته اگر ايشان نامزد شود حتما در شوراي مرکزي ،جلسه اي تشکيل مي دهيم و تصميم گيري مي کنيم.
يعني شما با آقاي هاشمي رقابت مي کنيد؟
ما بناي رقابت با آقاي هاشمي را نداريم. بحث بر سر آن است که بايد شوراي مرکزي در اين خصوص تصميم گيري کند.

آقاي دکتر در پايان صحبتي داريد، بفرماييد؟
بنده از خبرگزاري آريا تشکر مي کنم . اين خبرگزاري نسبت به ساير خبرگزاري ها زبانزد است برخي  از ابتدا جوگيرانه برخورد مي کنند اما خبرگزاري آريا تلاش مي کند با حفظ اصول خويش بي طرفي را نيز رعايت کند .
گفتگوي تفصيلي خبرگزاری آريا با مصطفي کواکبيان:

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است