گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

کواکبیان در گفتگو با خبرگزاری مهر :

خانه سینما باید احیا شود / ممیزی فراتر از قانون باید برچیده شود

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

کاندیدای احتمالی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برنامه‌اش در عرصه کلان فرهنگ، سینما، نهادهای فرهنگی، مطبوعات، حدود و ثغور ممیزی و نظارت در عرصه فرهنگی و ...را تشریح کرد.

مصطفی کواکبیان نماینده این روزهای مجلس که برای شرکت در انتخابات دوره یازدهم ریاست‌جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده است در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برنامه‌های فرهنگی که به عنوان کسی که می‌خواهد رئیس‌جمهور بشود مدنظر دارد، گفت: بدون تردید در ارائه برنامه‌های هر کاندیدایی بحث فرهنگ و هنر در رتبه اول قرار می‌گیرد اما باید بپذیریم آنچه هم‌اکنون برای مردم ما در اولویت قرار دارد و با آن دست و پنجه نرم می‌کنند بحث معیشت و مسائل اقتصادی است پس طبیعی است که همه کاندیداها قبل از طرح برنامه‌های خود در فرهنگ به مسائل اقتصادی بپردازند اما با این حال من در کنار اولویت‌های ۱۲ گانه اقتصادی خود، ۱۰ اولویت سیاسی نیز دارم که ۸ مورد از آن به مسائل فرهنگی اختصاص دارد.

نهادهای فرهنگی به وحدت رویه برسند

وی با اشاره به گستردگی حوزه‌های مختلف فرهنگی بخش‌های مختلف حوزه فرهنگ خاطرنشان کرد: معتقدم در همه حوزه‌های فرهنگی ما یک اولویت برنامه داریم که همان  وحدت رویه بین دستگاه‌های مختلف فرهنگی است؛ مساله‌ای جدی که طی این سال‌ها  یکی از مشکلات اساسی ما در عرصه فرهنگ است.

این نماینده مجلس ادامه داد: البته همه این نهادها بنا به وظیفه خود تلاش‌های زیادی در عرصه فرهنگ انجام می‌دهند اما باید به این مساله نیز فکر کنیم تلاشی که نهادی مانند سازمان تبلیغات اسلامی انجام می‌دهد چقدر با نهاد دیگری موازی است؟ آیا آنها در حوزه‌های یکدیگر دخالت نمی‌کنند؟ یا هر دوی آنها چه کاری انجام می‌دهند که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام نمی‌دهد؟ به هر حال اینها سوالاتی است که باید به آنها پاسخ داد. حتی این نوع عملکردهای مشابه را در نهادهای دیگری چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز می‌توان جستجو کرد.

کواکیبان با بیان اینکه یکپارچه‌سازی دستگاه های فرهنگی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های وی خواهد بود، تصریح کرد: اصل و اساس اهداف فرهنگی ما انقلاب و اسلام است و بر سر این اصول دعوایی نداریم بلکه مساله این است در چه صورتی این اهداف محقق می‌شوند. این واقعیتی است که بر سر آن مشکل داریم و تا زمانی که این مساله حل نشود به کارهای موازی خود در عرصه فرهنگ ادامه می‌دهیم که تبعات آن غافل شدن از اصل فرهنگ است.

وی که در عرصه مطبوعات نیز دستی بر آتش دارد، عنوان کرد: ما باید ببنیم شورای عالی انقلاب فرهنگی چه بخش‌هایی از مسایل فرهنگی کشور را عهده دارد؟ آیا می‌دانیم وظیفه کمیسیون فرهنگی چیست و در چه حیطه‌هایی باید دخالت کند؟ اصولا نقش کمیسیون فرهنگی مجلس در امور فرهنگی چیست؟ متاسفانه پیچیدگی هایی در این موارد وجود دارد که باید برای حل آن اقدام کرد.

نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری در بخش دیگری از صحبت‌های خود به مشکلات ممیزی در فرهنگ و هنر اشاره کرد و گفت: در حوزه نشر و کتاب ما در چارچوب معیارهای قانونی و ارزش‌های دینی همه نوع آزادی را باید به افراد بدهیم؛ چراکه ارزش های دینی و قانون بحث‌های کلان و مهمی هستند که به نوعی باید فصل‌الخطاب ما در کارهای نظارتی باشد و بحث سلیقه و سانسور و امثال اینها را نباید به کار راه بدهیم. یک نکته ای که باید  روی آن تاکید کنم بحث سلیقه‌هاست که به هیچ عنوان نباید در عرصه های نظارتی نقش داشته باشد.

اجازه انتشار به مطبوعات زرد

وی درباره نحوه فعالیت مطبوعات و خبرگزاری‌ها با تاکید دوباره مبنی بر فعالیت رسانه ها در چارچوب قانون و ارزش‌های نظام و اسلام، تصریح کرد: به نظر من در کنار فعالیت رسانه‌های جدی، مطبوعات زرد هم باید اجازه انتشار داشته باشند اما باید جهت‌گیری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سمتی باشد که سلیقه مردم به گونه‌ای تربیت شود که خودشان تمایل کمتری به این دسته رسانه‌ها داشته باشند.

احیای خانه سینما و سینماگران آزاد

کواکبیان در بخش دیگر صحبت‌هایش درباره بحث سینما نیز توضیح داد:‌ من در حوزه سینما همانطوری که در مجلس هشتم بحث کردم تلاش خواهم کرد که خانه سینما حتما احیا شود. یادم می‌آید در مجلس هشتم که پیرامون این موضوع تذکراتی را به وزیر ارشاد می دادم ایشان از من به دلیل سابقه هم دوره بودنشان در دانشگاه امام صادق (ع) انتظار نداشتند که این چنین اعتراض کنم اما من همواره به آقای حسینی تاکید می‌کردم که تعطیل کردن خانه سینما کار بسیار اشتباهی بود.

وی خاطرنشان کرد: خانه سینما می تواند محل مناسبی برای بیان افکار قشرهای مختلف سینما باشد. چه دلیلی دارد که سینما را دولتی کنیم؟ چه دلیل دارد منویات دولت را به سینما تزریق کنیم. البته که فصل‌الخطاب باید قانون و ارزش‌های دینی باشد و هجویات و مبتذل نداشته باشیم اما همچنان اعتقاد دارم سینماگران باید در چارچوب قانون و دین آزاد باشند و این وظیفه ما باشد هر جا با مشکلی روبه‌رو شدند آن را حل کنیم.

راه‌اندازی تلویزیون خصوصی

نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری به راه‌اندازی تلویزیون خصوصی هم اشاره کرد و گفت: راه‌اندازی تلویزیون خصوصی یکی از برنامه‌های ما است که اگر هم مشکل قانونی داشته باشد می‌توان در مجمع تشخیص مصلحت نظام  مساله را حل کرد. البته من برای تقویت تشکل های دانشجویی، تحقق جدی نهضت نرم‌افزاری و کرسی‌های آزاداندیشی مبتنی بر فرمایشات رهبری، انتخاب مدیران مراکز آموزشی با نظر معلمان و مدرسان، احیای اصل هشتم قانون اساسی که مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر را شامل می‌شود و نظارت همگانی بر مساله فسادهای اجتماعی، جلوگیری از برخورد قهری با کسانی که عامدانه و عالمانه دنبال توطئه و فساد نیستند و ... از برنامه های های جدی من در عرصه فرهنگ است.

کواکبیان در گفتگو با خبرگزاری مهر :
۰

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است