گفتگوی خواندنی مصطفی کواکبیان در برنامه تلویزیونی دستخط :
برجام دستاوردهای مثبت زیادی داشته است.

آغاز فعاليت حزبي شما در سال‌هاي ابتدايي دولت خاتمي در حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد بود، چرا اين حزب هم نتوانست بعد از عمر يک دولت، به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد؟

حزب مردم‌سالاري برآمده از ستادهاي انتخاباتي خاتمي در سال ۷۶ بود که در آن زمان قرار بود هفت نفر به عنوان هيئت موسس اقدام به تاسيس حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد نمايند که حجت‌الاسلام والمسلمين موسوي‌لاري، مرتضي حاجي،‌ حسين کاشفي، راه‌چمني و رجب‌زاده از جمله اين افراد بودند که البته بعد از استقرار دولت خاتمي «مرتضي حاجي» و «موسوي‌لاري» به عضويت کابينه دولت هفتم درآمدند و در آن ايام بنده هم دعوت به حضور در حزب همبستگي و معاون دبيرکل آن شدم.

افراد و اعضاي حزب مدافعين پيام دوم خرداد عملا تا سال ۸۰ فعاليت زيادي نداشتند و من که بعد از سال ۸۰ به دلايلي از حزب همبستگي جدا شدم اقدام به راه‌اندازي روزنامه «مردم‌سالاري» کردم و در کنگره اول به پيشنهاد دوستان نام حزب جديد را مردم‌سالاري گذاشتيم.

دلايل جدايي شما از حزب همبستگي چه بود؟

ما درخواست مجوز براي تاسيس حزب مردم‌سالاري به وزارت کشور کرده بوديم اعضاي همبستگي مثل‌ شهيد قندهاري، راه‌چمني، خباز، الياس حضرتي در مجلس بودند.

نکته دوم هم اينکه ما در برخي از مباحث تفاوت مواضع هم داشتيم، دوستان ما با دولت خاتمي همکاري کرده بودند و ‌مهمترين سمتي که به حزب همبستگي در آن زمان رسيد سازمان بهزيستي بود. ما ۸۰ عضو در مجلس ششم داشتيم لذا معتقد بوديم که حتما اگر حزب همبستگي مي‌خواهد در قدرت باشد بايد جايگاهش در قدرت معلوم باشد.

براي دولت دوم خاتمي (۸۴-۸۰) معتقد بودم که با آن شيوه‌اي که حزب همبستگي در جهت حمايت از دولت دوم خاتمي دارد بايد تجديد نظر کنيم، حرف ما هم خيلي پيش نرفت و آمديم گفتيم که پس بهتر است جدا شويم و زماني که مجوز روزنامه صادر شد معنا نداشت که با همبستگي ادامه همکاري دهيم چون روزنامه به اسم حزب مردم‌سالاري درخواست شده بود.

از آن موقع تا کنون تا چه اندازه به پيام دوم خرداد وفادار مانديد؟

ما از روز اول اصلاح‌طلبي را در چارچوب نظام مي‌خواستيم يعني نمي‌خواستيم فعاليتمان منجر به تضعيف اصل نظام و خدشه به اصول قانون اساسي شود لذا همچنان وفادار به آن پيام هم هستيم و معتقديم که در برخي از زمينه‌ها اصلاحات لازم صورت نمي‌گيرد و به عنوان مثال قانون انتخابات، مطبوعات، احزاب، حقوق شهروندي، عدم تفکيک جرم سياسي از جرم امنيتي، دفاع از برپايي ميتينگ‌‌ها و همايش‌هاي اجتماعي و سياسي در کشور دنبال نمي‌شود، چگونگي حقوق فعاليت‌هاي اجتماعي چراهايي است که ذهن ما را مشغول کرده است.

بسياري از فعالان سياسي حزبي در کشور حزب شما را به عنوان يک حزب فعال و منسجم در برنامه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌دانند، آيا فعاليت‌هاي متنوع حزب در يک سال اخير بازتاب و نتيجه مطلوبي داشته است؟

حزب مردم‌سالاري تاکنون پنج همايش در جهت حمايت از سياست‌هاي دکتر روحاني برگزار کرده که همايش «دل آراميم» در پاسخ به همايش «دلواپسيم»، همايش حمايت از تدبير هسته‌اي دولت يازدهم در اصفهان، همايش همزمان با جنبش مشروطيت در بوشهر، همايش نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت يازدهم در کرمانشاه و آخرين همايش هم در اردوي تابستاني در ماسال گيلان بود.

علاوه بر اين همايش‌ها، براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده از سوي حزب تاکنون هشت همايش منطقه‌اي برگزار کرديم بعد از اتمام اين همايش‌ها، همايش‌هاي استاني تا اسفند ماه سال جاري و نهم بهمن ماه ‌هم، کنگره سيزدهم حزب مردم‌سالاري برگزار مي‌شود. فعاليت فصلي احزاب و کشيدن کرکره حزب دم انتخابات به حزب مردم‌سالاري نمي‌چسبد ارگان رسمي ما روزنامه مردم‌سالاري است پس کرکره حزب هر روز بالاست.

جلسات وزارت کشور با احزاب را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

در جلسه وزير کشور با احزاب، از شصت حزب فعال دعوت شد که از بين آنها حدود ۱۵ حزب انتخاب شدند تا نظرات مشورتي احزاب را در ارتباط با اصلاح قانون احزاب ارائه دهند و تا کنون در ده جلسه با حضور همه احزاب ميانه رو، اصلاح‌طلب و اصولگرا قانون مرتب و منظمي را بر مبناي قانون ۱۳۶۰ نوشتيم و به وزارت کشور ارسال کرديم و اکنون منتظريم که کميته سه جانبه احزاب و وزارت کشور و مجلس تشکيل شود و در جلسات کميته مشورتي احزاب هم، به عنوان مسوول کميته انتخاب شدم اما تاکنون دعوتي از سوي اين کميته صورت نگرفته است.

از ديگر فعاليت‌ها به عنوان رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، مسکوت ماندن طرح سه ماهه قانون احزاب مجلس بود که بر اين اساس نامه‌اي خطاب به رئيس مجلس نوشتم و مضرات طرحي که در مجلس مطرح بود را گوشزد کردم و حتي با برخي از نمايندگان مجلس از جمله «غلامعلي حداد عادل» تماس برقرار کردم و خواهش کردم که اين طرح فعلا مسکوت گذاشته شود و در نهايت با اخذ ۱۳۲ راي اين طرح از سوي مجلس مسکوت ماند و اين نمود حرکت يک حزب است که بيکار نمي‌نشيند و در حال رصد اوضاع است و حتي بنده در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بر اساس اذعان دوستان به اندازه چندين دوره فعاليت مطلوب داشتم.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در زمان رياست دوره‌اي شما چه فعاليت و اقدام خاص انتخاباتي را انجام داده است؟

ارتقاي کارگروه انتخابات شوراي هماهنگي به کميته انتخابات از اصلي‌ترين و موثرترين فعاليت‌هاي شورا در مدت اخير بود و در آخرين نشست شوراي هماهنگي و همچنين کميته انتخابات جبهه اصلاحات، آيين‌نامه داخلي اين کميته در ۵ ماده و ۸ تبصره به تصويب اعضا رسيد و مقرر شد که هيأت رئيسه آن حداکثر تا عيد سعيد غدير انتخاب و آنگاه جلسات رسمي آن آغاز شود و از آنجايي که همه اشخاص و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب، مرجعيت شوراي هماهنگي را براي تصميم‌گيري اعضا پذيرفته‌‌اند و بنا دارند با ليست واحد و اتحاد کامل و ائتلاف ملي و انسجام سراسري در انتخابات شرکت کنند لذا براي حضور ساير تشکل‌هاي اصلاح‌طلب در کميته انتخابات جبهه اصلاحات هيچگونه ممنوعيتي نيز وجود ندارد و چون اين کارگروه زير‌مجموعه کميته سياسي بود و تمام دبيران کل هم بايد در اين کميته شرکت کنند نه نفرات بعدي.

ضمنا در جذب کميته هم جايگاه مرتبطي را باز کرديم که افراد و احزاب غير عضو شوراي هماهنگي بتوانند عضو اين کميته انتخاباتي شوند براي اينکه‌ مسووليت بيشتري نسبت به ساير جريانات اصلاح‌طلبان داشته باشيم، چنين مصوبه‌اي را اتخاذ کرديم.

تعامل شوراي مشورتي خاتمي با شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات به چه صورت است؟

علت اينکه در شوراي هماهنگي جايگاه مجزايي را باز کرديم تا احزاب و افراد غير عضو شورا بتوانند وارد کميته انتخابات شوند همين است که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ۱۸ حزب به صفت احزاب وجود دارد هيچ حزبي در شوراي مشورتي خاتمي شرکت ندارد و حضور در شوراي مشورتي خاتمي با صفت اشخاص است.

براي شرکت در اين کميته، پيش بيني کرديم که در آينده از دکتر عارف براي حضور در آن دعوت کنيم چرا که معتقديم تنها راه چاره‌اي که اکثريت مجلس را بدست آوريم، انجام درون تشکيلاتي اصلاح‌طلبان است و اگر قرار باشد که ليست‌هاي مختلفي منتشر شود بايد پيش بيني کنيم که پيروز انتخابات نخواهيم شد.

اخيرا بسياري از فعالان سياسي اصلاح‌طلب از ائتلاف ميان دو جريان رقيب صحبت مي‌کنند به اعتقاد شما، شکل‌گيري اين ائتلاف در آينده ميسر خواهد بود؟

قطعا با اصولگرايان مطمئن هم هيچگونه ائتلافي نخواهيم داشت اما با اينحال ممکن است برخي چهره‌هاي اصولگرا در ليست‌هاي انتخاباتي ما حضور داشته باشند. ائتلاف يعني داشتن ستاد‌ها و نشست‌هاي مشترک. به طور مثال علي مطهري از اول در خاستگاه اصولگرايان به مجلس آمد و مانعي نمي‌بينيم که اسم وي را هم در ليست مورد نظر خود براي حضور در انتخابات ‌آتي بياوريم. درست است که وي در هيچ حزب اصلاح‌طلبي نيست اما ما او را قبول داريم. خيلي از اصولگرايان معتدل هستند، مثلا ماخط قرمزي را در حزب مردم‌سالاري ترسيم کرديم و آن ممانعت از حضور چهره‌هاي افراطي جريانات سياسي در مجلس است.

قرار گرفتن چهره‌هاي سياسي در ليست انتخاباتي جريان رقيب اقدامي مضحک در روند فعاليت حزبي و جناحي نيست؟

در برخي شهرها مجبور مي‌شويم که از چهره‌هاي معتدل اصولگرا حمايت کنيم و اين اقدام ما به اين دليل است که از ورود چهره‌هاي افراطي به مجلس دهم ممانعت کنيم و اين يک نکته است؛ گاهي مجبوريم در يک شهر از کسي حمايت کنيم که اقل‌الضرر است تا اکثر‌الضرر؛ و اين اقدام اشکالي ندارد،‌ بلکه يک کار سياسي است.

برنامه‌ حزب مردم‌سالاري اين است که بعد از کنگره سيزدهم در نهم بهمن، استارت کار مجلس دهم را بزنيم و البته ليست بستن انتخاباتي حزب به بعد از کنگره چهاردهم موکول مي‌شود اما بنا را گذاشتيم که در هر ۳ جريان سياسي کانديدا داشته باشيم چرا که اين احتمال وجود دارد که برخي کانديدا‌هاي ما(اصلاح‌طلب) از فيلتر شوراي نگهبان رد نشوند.

در واقع اولويت ما اين است که سه شاخص مهم مقبوليت عامه،‌ داشتن شرايط لازم، هماهنگي کلي انديشه‌اي تفکراتي با جريان اصلاح‌طلبي در اختيار داشته باشيم اما اصرار نداريم در برخي از حوزه‌ها افراد معتدلي از جريان رقيب وارد شوند.

در شهرستان‌ها مباحث قبيله‌اي در انتخاب کانديدا به عنوان نماينده مجلس به عنوان يک شاخص مطرح است آيا با اين اوصاف در انتخاب نامزد نهايي به عنوان نماينده مجلس به مشکل برنمي‌خوريد؟

قبول دارم در چنين استان‌هايي شاخص‌هاي قبيله‌اي مطرح است اما بين آنها هم گرايشات سياسي وجود دارد. الان تمام شهرستان‌ها و استان‌ها از امکانات تکنولوژي و فضاي مجازي بهره مي‌برند، البته در کلانشهرها گرايشات سياسي حرف اول را مي‌زند اما با اين حال در شهرستان‌ها هم، گرايشات سياسي بي‌نقش نيست.

شما هميشه در آستانه انتخابات از طرح‌هاي مختلف صحبت مي‌کنيد؟ آخرين طرح ارائه شده از سوي شما طرح امام بود آخرين وضعيت اين طرح و استقبال از آن از سوي اصلاح‌طلبان به چه صورت است؟

در اردوي تابستاني حزب مردم‌سالاري در ماسال گيلان درباره طرح «امام» مقداري صحبت شد و اکنون در حال تدارک هستيم که همايشي را احتمالا همزمان با کنگره سيزدهم يا بعد از آن برگزار کنيم و در واقع طرح امام «ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان ميهن» است، لذا بايد يک ائتلاف ملي شکل دهيم و بر همين اساس، اين طرح همه جريان‌هاي اصلاح‌طلبي را بدون هيچ تفکيکي در خود جاي مي‌دهد و اميدوارم بدين طريق انسجام بيشتري در جريان اصلاح‌طلبي صورت بگيرد.

تماميت‌خواهي، انحصار‌طلبي و پدرخواندگي ممکن است در ميان احزاب فعال فراگير شود و بدين طريق رقابت را از احزاب دور مي‌کند و اما در نهايت امر هر کدام از احزاب در شوراي هماهنگي يک رأي دارند.

ارزيابي شما از تلاش اصلاح‌طلبان براي ليدري افرادي همچون آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري و خاتمي براي انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري پنجم چيست؟

آيت‌الله ‌هاشمي‌رفسنجاني‌ اخيرا تعبيري داشتند که «از ما گذشته که ليست بدهيم» اين جمله پرمغز و معناداري است ما قطعاً احترام بزرگان را نگه مي‌داريم اما از اين بزرگان بايد به عنوان اتاق فکر و جنبه نخبگي و مشورتي استفاده شود چراکه اگر خواهان تقويت حزب در کشور هستيم همين آقايان بايد از ارائه ليست مختص به خود در انتخابات آتي پرهيز کنند.

احترام خاتمي براي من واجب است اگر وي هم بخواهد ليست بدهد حتما از کانال يک حزب يا شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بايد اين کار را بکند و از آن طرف بنياد فلان خيلي مورد احترام است اما ما بايد به فکر تقويت احزاب در کشور باشيم.

فکر مي‌کنيد تا پايان امسال اصلاح‌طلبان به يک راهبرد انتخاباتي برسند؟

اصرار ندارم که همه طرح امام را پي بگيرند ولي اين ايده را همه بايد قبول داشته باشند ائتلاف ملي مجموعه اصلاح‌طلب بايد شکل بگيرد و من فکر مي‌کنم به اين نتيجه برسيم.

فعاليت اصلاحات فرانظامي که در گذشته به آن اشاره داشتيد را چگونه مي‌بينيد؟

ما درون کشور افرادي نداريم که بخواهد نظام را دور بزند اما خارج از کشور هستند افرادي که خودشان را اصلاح‌طلب مي‌دانند و معتقدند که قانون اساسي بايد کلا عوض شود. به عنوان مثال «اکبر گنجي» خودش را اصلاح‌طلب مي‌داند و معتقد به دگرگوني قانون اساسي است. ما با اين قبيل افراد زاويه داريم و من معتقدم کسي که بر اين باور آمده که نظام به کلي تغيير کند اصلاح‌طلب نيست چون اصلاح‌طلب يعني چارچوب نظام را قبول دارد و سپس خواهان تغيير و تحول در برخي امور است و در غير اين صورت اين افراد، راديکال برانداز هستند.

وضعيت اعتماد ملي در شوراي همگاهنگي جبهه اصلاحات به چه صورت است؟

حضور اعتماد ملي در شوراي هماهنگي از نظر شورا منعي ندارد، اما آن‌ها بايد مقداري بين خودشان انسجام داشته باشند و با منتجب‌نيا قائم‌مقام حزب مذکور در اينباره صحبت کردم و وي گفته که در حال برگزاري جلساتي به منظور رسيدن به تفاهمات مشترک هستند. جداي از کروبي بقيه دوستان مي‌توانند با انسجام دروني وارد شورا شوند.

از طرف احزاب ديگر درخواست عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شده است؟

جمعيت زنان نوانديش و چند حزب ديگر هستند که درخواست عضويت داشته و برخي از آنها نهايي شده و برهمين اساس اين احزاب مدتي به عنوان ناظر در شورا هستند که بعد مي‌توانند حضور رسمي داشته باشند اما حضور حزب اعتماد ملي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات قبلا مصوب شده و در واقع اين فرايند را طي کرده است.

مصاحبه ها

مصطفی کواکبیان در گفتگوی تفصیلی با سایت خبری نسیم :

اصولگرایان به همین راحتی دولت را تحویلمان نخواهند داد

۱۷ فروردین ۱۳۹۲

مهمترین محورهای گفتگوی «نسیم» با مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردم سالاری و کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری یازدهم بدین شرح است:

* مجاهدین و مشارکت اعتقادی به شرکت در انتخابات ندارند
- اصلاح‌طلبان سه دسته هستند؛ یک،عده‌ای نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند و شاید از لحاظ قانونی حتی نتوانند در عرصه رقابت انتخاباتی شرکت کنند، مانند مجاهدین انقلاب اسلامی و یا مشارکتی‌ها.
-همین‌ گروه‌ها از جمله مجاهدین و مشارکت هستند که فضا را به سمت اینکه اجماع صورت نگیرد تفسیر می‌کنند و معتقدند که شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات فایده‌ای ندارد و نباید شرکت کرد؛ حتی در برنامه "طرح مناسک" از آنها دعوت کردیم و نیامدند و حضور در این جلسه را مساوی با شرکت در انتخابات می‌دانستند.
-دسته دوم در جریان اصلاحات عده‌ای هستند که معتقدند ما باید در انتخابات شرکت کنیم اما لزومی ندارد که کاندیدا داشته باشیم؛ خاتمی از این دسته است.
-دسته سوم از اصلاح‌طلبان ما هستیم که معتقدیم در انتخابات هم باید کاندیدا داشته باشیم و هم باید در انتخابات شرکت کنیم.
- در پاسخ به دسته اول باید بگویم که قهر کردن با صندوق رای اصلا با رو‌ش اصلاح‌طلبان هم‌خوانی نداشته و جریان اصلاحات با کلیت نظام مشکلی ندارد. زمانی است که شما نظام را نمی‌‌پذیرید و قبول ندارید آنجا بحث دیگری است اما ما کلیت نظام را قبول داریم و با حضور در صحنه تاثیر خود را می‌گذاریم.
- تکلیف ما با دسته اول مشخص است اما بحث ما بیشتر با دسته دوم است و اینکه کاندیدای ما باید چه کسی باشد. "عارف" باشد, "جهانگیری" باشد، "کمالی" بیاید و .. . ما با این دسته می‌توانیم ائتلاف کنیم.
- من معتقدم که اگر دسته دوم به این نتیجه برسند که کاندیدایی داشته باشند ما می‌توانیم با آنها به اجماع برسیم. با این وجود اگر آنها اعلام آمادگی نکنند ما به کار خود ادامه خواهیم داد و می‌توانیم از این چند نفری که مطرح هستند از طریق نظر سنجی و یا حکمیت بزرگان به کاندیدایی واحد برسیم.
-واقعیت این است که اوضاع بسیار سخت است و "اصولگرایان به همین راحتی دولت را به ما تحویل نخواهند داد".



*اعضای مشارکت و مجاهدین انقلاب برانداز نیستند، انتقاد دارند
- من قبول ندارم که احزابی مانند مشارکتی‌ها و مجاهدین برانداز باشند و اگر انتقاد و اعتراضی به شورای نگهبان می‌کنند با این نگاه نیست که شورای نگهبان را قبول ندارند بلکه تنها بحث انتقاد به عملکرد است.
-توقیف این احزاب دارای وجاهت قانونی نیست. معتقدم با وجود اینکه باید از قانون تبعیت کرد اما می‌خواهم بگویم که می‌شود نسبت به توقیف این احزاب تجدید نظر کرد.

*مجمع روحانیون مبارز حاضر به همکاری در طرح مناسک نشدند
- در مورد خاتمی ناامید هستم و بسیار بعید است که به انتخابات وارد شود.
-امکان اینکه با کاندیدای واحد وارد انتخابات شویم دور از ذهن نیست.
- ما در طرح مناسک ۵۰۰ نفر از نخبگان اصلاح‌طلب را به تهران آوردیم و در آنجا تصمیم بر آن شد که مجمع روحانیون به عنوان مجری این طرح وارد عمل شود که منتهی آقایان همکاری نکردند. محمد خاتمی، رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و موسوی خوئینی‌ها، دبیرکل حاضر به همکاری نشدند و در نتیجه ما از طرح مناسک دست کشیدیم.

*خاتمی مایوس از این است که بتواند برای جریان اصلاحات کاری انجام دهد
- ما از ابتدا اعتقاد داشته و داریم که خاتمی پرچم‌دار اصلاحات است، اما وقتی وی نمی‌خواهد این پرچم را بگیرد دیگر به خودشان مربوط است.
- چند عامل وجود دارد که خاتمی حاضر به ورود به انتخابات نمی‌شود. در چند جلسه‌ای که با وی داشتم استنباطم این است که وی مایوس از این است که بتواند کار خاصی انجام دهد در مقابل من معتقدم با یک تعامل مثبت می‌توان بسیاری از از اشکالات ر ا برطرف کرد.


*زیباکلام هیچ‌گاه در جرگه اصلاح‌طلبان جای نمی‌گیرد
- آرزوی من این است که در ایام عید ماجرای حصر کروبی و موسوی تمام شود. بنده همان هفته اول پس از انتخابات گفتم که این بحث‌ها را تمام کنید اما نشد. ادامه حصر اینها کمکی به اوضاع نمی‌کند و باید این پرونده را ببندیم. تجربه نشان داده که امنیت و عزت ایران اسلامی این است که در داخل بگو مگوها را تمام کنیم و به سمت وحدت و انسجام برویم و با هم رفیق باشیم.
- زیباکلام هیچ وقت در جرگه اصلاح طلبان جای نمی‌گیرد. آیا او حزب اصلاح طلبی دارد؟ و یا سابقه فعالیت اصلاح طلبی دارد؟
-برخی در خصوص انتخابات مجلس نهم دلخوری داشتند از اینکه ما به عنوان حزب مردم سالاری لیست ارائه دادیم. ما آن را قبول نداشتیم و هنوز هم معتقدم که کارمان درست بود و باید در انتخابات شرکت کرد.

*حزب مردم‌سالاری منابع مالی من برای انتخابات را تامین می‌کند
- حزب مردم سالاری و اعضای شورای مرکزی منابع مالی تبلیغاتی من را تامین خواهند کرد. روزنامه ارگان حزب نیز کمک زیادی برای انتخابات خواهد کرد. شعار ما "دولت اخلاق" است و هیچ وقت به دنبال رانت هم نبوده و نیستیم.
- رای نیاوردنم در سمنان پاشنه آشیل من شده است. در صورتی که تنها با چهار هزار رای اختلاف رای نیاوردم.



*جبهه پایداری اگر از دولت دست بردارد در کابینه من جای خواهد داشت
- کابینه من ائتلافی و فراجناحی خواهد بود و درباره اعضای جبهه پایداری باید بگویم که اگر از احمدی نژاد دست بردارد در کابینه من جای خواهد داشت.
- در انتخابات ریاست‌جمهوری اگر رای نیاورم اعتراضی نخواهم کرد و انتقادات خود را تنها از مجاری قانونی پیگیری خواهم کرد و قائل به اعتراضات کف خیابانی نیستم.
- بازهم تاکید می‌کنم که با تعامل مثبت می‌شود خیلی از امور را اصلاح کرد. به عنوان مثال در مجلس هشتم با خیلی از ارگان‌ها هماهنگی و همکاری می‌کردم از جمله وزارت نفت، حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش.
- اعتقادی به کم بودن اختیارات رئیس‌جمهور ندارم. اینکه اجرای قانون اساسی در دست رئیس جمهور است و می‌تواند قوانین را تفسیر کند، نظر احمدی‌نژاد است.
-اصول قانون اساسی را باید شورای نگهبان تفسیر کند و مفسر قوانین عادی نیز مجلس است. ما در مقام اجرای قانون نباید تفسیری از آن داشته باشیم چراکه برخلاف مرجع مفسر آن باشد.

*حمایت اصلاح‌طلبان از یک کاندیدای معتدل اصولگرا توهین به اصلاح‌طلبان است
- حزب "مردم سالاری" در شهرهای بالای ۱۰۰هزار نفر کاندیدای شورای شهر خواهد داشت.
- ما این را که اصلاح‌طلبان بیایند و از یک کاندیدای معتدل اصولگرا حمایت کنند را توهین به اصلاح‌طلبان می‌بینیم.

*در دیپلماسی بهتر می‌توانیم عمل کنیم
- بیداری اسلامی دارای سه ویژگی استبداد ستیزی، ضدیت با سلطه‌طلبی رژیم صهیونیستی و آمریکا و در نهایت اسلامگرایی آنها. اما نکته اینجاست که نوع رویکرد آنها به این سه مورد تفاوت‌هایی با انقلاب اسلامی دارد و ما در نحوه حرکت‌های دیپلماتیک خود‌ درست عمل نمی‌کنیم.
- در مسأله حقوق بشری که عربستان علیه ما علم کرد تمام کشورهایی که به ظاهر در جبهه ما هستند بر علیه ما رای دادند و این نشان از این دارد که اینها جمهوری اسلامی را خوب نشناختند.
- یکی دیگر از گاف‌های دیپلماتیک ما این است که علیرغم نحوه سفر مرسی به تهران که حتی از دفتر حافظ منافع خودشان هم بازدید نکرد، ما سفر چهار روزه به این کشور می‌کنیم و حتی از اهرام ثلاثه هم بازدید می‌کنیم با "شیخ الازهر" مصر که در حد یک کارمند معمولی است دیدار می‌کنیم و سخنگوی آن نیز به ما بد و بی‌راه می‌گوید.
- همچنین در خصوص سوریه ما نسبت به موضع‌مان معتقد هستیم و آن را قبول داریم و از سوی دیگر با کشور ترکیه روابط تجاری خوبی داریم اما می‌بینیم که در همین کشور ترکیه بر علیه سوریه اجلاس می‌گذارند.
-در دیپلماسی بهتر از این می‌توانیم عمل کنیم. ما می‌توانیم با کشورهای تازه انقلاب کرده روابط بهتری در جهت بهبود منافع کشور داشته باشیم.
- بیداری اسلامی را متاثر از جمهوری اسلامی می‌دانم اما نه اینکه آنها دقیقا به مانند ما عمل کنند.

*در بحث هسته‌ای معتقد به مذاکرات برد ببرد هستم؛ البته این به معنای این نیست که فوردو را تعطیل کنیم
- در بحث هسته‌ای معتقد به مذاکرات برد برد هستم. اخیرا پس از چند دور مذاکره "کاترین اشتون" اعلام کرد که می‌خواهد در این دوره مذاکرات جدی برگزار کند؛ این یعنی اینکه ما وقت را تلف کرده‌ایم.
- مذاکره برد برد معنایش این نیست که ما باید "فوردو" را تعطیل کنیم این که اصلا منطقی نیست. اما به نظر من اگر ما سوخت رآکتور تهران را به اندازه کافی داشته و نیازی به آن نداشته باشیم، می‌توانیم در قبال لغو ادامه غنی سازی ۲۰ درصد، امتیازاتی را بگیریم.

*هیچ نیازی به حمایت ضد انقلاب ندارم

- بنده هیچ نیازی به تعریف و تمجید غربی‌ها و براندازها ندارم و یا به تخطئه و تکذیب آنها اهمیتی نمی‌دهم. من معتقد به مرزبندی جدی بر علیه جریان برانداز هستم. ما باید تابع تکلیف خودمان باشیم و اهمیتی به آنها ندهیم.
- شعار من در انتخابات "دولت اخلاق"است. بر این اساس" الف" اخلاق اقتصاد پیشرفته است ، " خ "خدمت بی‌شائبه " لام " آن لغو همه تحریم‍‌ها و " قاف " آن قانون مداری است.
مصطفی کواکبیان در گفتگوی تفصیلی با سایت خبری نسیم :
۰

نظرات کاربران در مورد این مطلب

هیچ کاربری در مورد این مطلب نظری نداده است